چرا برای اصلاحات سوخت باید شرایط مصرف داخل دهکها را بررسی کرد؟
آسیبپذیری بنزینی کمدرآمدها

حامد آذرگون: ناترازی بنزین یکی از مهمترین مسائل امروز اقتصاد ایران است. پیشی گرفتن مصرف از تولید فشار مضاعفی بر منابع ارزی و بودجه دولت وارد کرده و انتظار تشدید این فشار در آینده نیز وجود دارد. بهطور کلی قیمت پایین انرژی در ایران، وابستگی اقتصاد به انرژی را بهطور ساختاری افزایش داده است. مصرف بالای خودروهای فرسوده، بهرهوری پایین انرژی در خطوط تولید صنعتی، گسترش صنایع انرژیبر مثل فولاد و پتروشیمی، فاصله زیاد میان محل زندگی و محل کار در کلانشهرها، و گسترش اشتغال در حرفههایی مثل تاکسی اینترنتی و پیک موتوری، از جمله مهمترین جلوههای وابستگی ساختاری اقتصاد ایران به انرژی است. ناترازی گسترده انرژی از یکسو و وابستگی شدید اقتصاد ایران به آن از سوی دیگر وضعیتی پدید آورده که نیازمند تصمیمهای تخصصی و دشوار است. نه تداوم سیاستهای پیشین امکانپذیر است و نه میتوان بهسادگی تغییراتی در روند موجود ایجاد کرد.
هزینه دهکهای مختلف برای انرژی
بررسی آمارهای «هزینه و درآمد خانوار» مرکز آمار نشاندهنده الگوی پیچیده مصرف بنزین در کشور است. مصرف بنزین در دهکهای درآمدی مختلف و همچنین در هر دهک درآمدی، بسیار متفاوت است. در سال 1403، خانوار دهک 10 بهطور میانگین 235هزار تومان در هر ماه برای بنزین هزینه کرده است. همین آمار برای خانوار دهک اول حدود 52هزار تومان بوده است. الگویی که نشاندهنده هزینه 4.5برابری دهک دهم نسبت به دهک اول است. نسبت مصرف این دو دهک در سالهای گذشته کاهش یافته است. این نسبت از حدود 8.2 در سال 1394 به حدود 6 در سال 1399 رسیده و پس از آن نیز بهطور مداوم کاهش یافته است. کاهش این نسبت به معنای آن است که دهکهای کمدرآمد جامعه توانستهاند دسترسی بیشتری به بنزین و یارانه آن داشته باشند.

تفاوت قابلتوجه مصرف، درون دهکها
با مقایسه گروههای پرمصرف هر دهک، تفاوت میان دهکهای مختلف کمتر میشود. در سال 1403، 10درصد پرمصرف دهک اول بهطور میانگین حدود 154 لیتر بنزین در هر ماه مصرف کرده است. مصرف بنزین برای گروه مشابه در دهک دهم حدود 271 لیتر در هر ماه بوده است. درحالیکه دهک دهم حدود 4.5برابر دهک اول بنزین مصرف کرده است؛ اما با مقایسه 10 درصد پرمصرف این دو دهک، این نسبت به کمتر از دو برابر کاهش مییابد. هزینه بنزین گروههای پرمصرف هر دهک هرچند تفاوتهایی دارد و هرچه به سمت دهکهای بالاتر میرود افزایش مییابد، اما تفاوت مصرف میان این گروهها بسیار کمتر از تفاوت مصرف میان دهکهای مختلف است. نادیده گرفتن این واقعیتها در سیاستگذاری بنزین موجب میشود آسیبهای بیشتری به اقشار کمدرآمد وابسته به بنزین وارد شود.
به نظر میآید فضای عمومی تصمیمگیری در کشور تاکید بیشتری بر تفاوتهای بیندهکی دارد تا دروندهکی. درحالیکه از منظر تشدید فقر و مسائل اجتماعی و امنیتی، تفاوتهای دروندهکی اهمیت بیشتری دارند. اگرچه حدود 74درصد خانوارهای دهک اول هیچ بنزینی مصرف نکردهاند اما بقیه خانوارهای همین دهک مصرف بالایی داشتهاند. بدون توجه به این واقعیت و با تاکید بیش از حد بر تفاوتهای بیندهکی، برای مثال مصرف چندبرابری دهک دهم نسبت به دهک اول، ممکن است طرحها و سیاستهای آینده مشکلات و مسائل جبرانناپذیری برای کشور ایجاد کنند.

الگوی اصلاح قیمتها
بررسی آمارها نشان میدهد بخش قابلتوجهی از خانوارها بنزین مصرف نمیکنند. در دهکهای پایین به علت سرانه خودرو کمتر، درصد خانوارهایی که بنزین مصرف نمیکنند نیز بیشتر است. در سال 1403 حدود 74درصد خانوارهای دهک اول بنزین مصرف نکردهاند. این آمار برای دهکهای دو، سه و چهار به ترتیب 53، 40 و 38درصد است. در دهکهای بالا نیز حدود 30درصد خانوارها بنزین مصرف نکردهاند. در ظاهر به نظر میآید هرگونه افزایش قیمت بنزین و پرداخت یارانه نقدی، به نفع گروههایی است که بنزینی مصرف نمیکنند. هر چند اثر مستقیم افزایش قیمت بنزین بر این خانوارها صفر است اما اثر غیرمستقیم آن میتواند بسیار بزرگ باشد.
وابستگی ساختاری اقتصاد ایران به انرژی و بهطور خاص بنزین، میتواند هرگونه افزایش شدید قیمت را تبدیل به اختلال گسترده در زنجیرههای تولید و زندگی مردم کند. افزایش ناگهانی هزینه بنزین در شرایطی که امکان کاهش مصرف آن وجود ندارد، میتواند موجب ورشکستگی بسیاری از کسبوکارها شود. با افزایش قابلتوجه قیمت محصولات و خدماتی که وابستگی بالایی به مصرف بنزین دارند، تقاضا کاهش مییابد و خطر ورشکستگی و بیکاری بالا میرود. هرچند یارانه پرداختی به مردم قدرت تقاضای آنها را افزایش میدهد اما ترکیب تقاضا به سمت کالاها و خدماتی حرکت میکند که افزایش قیمت کمتری داشتهاند.
در شرایطی که اصطکاکهای زیادی در مسیر حرکت نیروی کار و سرمایه وجود دارد، تغییر ترکیب تقاضا نمیتواند موجب بهینه شدن تخصیص منابع به بنگاههای بهرهورتر شود. در این شرایط تخریب کسبوکارها لزوما با گسترش کسبوکارهای دیگر جبران نمیشود و خطر رکود اقتصادی، افزایش بیکاری و اتکا به پایه پولی برای جبران این وضعیت افزایش مییابد. برای جلوگیری از وارد شدن شوکهای ناگهانی به اقتصاد که ممکن است خطر سکته اقتصادی را در پی داشته باشد، ضروری است کاهش وابستگی اقتصاد ایران به بنزین، تدریجی، شفاف و پیوسته باشد.

ضرورت بحث کارشناسی بر سر طرحها
در دهههای گذشته قیمت بنزین حدود 16 بار افزایش یافته است. با این حال مساله همچنان حلنشده باقی مانده است. اگر از ابتدا قیمت بنزین نیز همگام با تورم افزایش مییافت، بسیاری از مسائل به وجود نمیآمد. پس از هربار افزایش قیمت بنزین، همزمان با وجود تورمهای دورقمی، قیمت بنزین ثابت ماند و پس از مدتی مساله اولیه بازتولید شد. در دولتهای هفتم و هشتم، قیمت بنزین سالانه همگام با تورم افزایش مییافت و اثر چندانی بر اقتصاد و زندگی مردم نداشت. با روی کارآمدن مجلس هفتم این روند متوقف و قیمت بنزین تبدیل به یکی مهمترین مسائل سیاستگذاری اقتصادی در ایران شد.
در شرایط تورمی، هرچه قیمت بنزین در سالهای بیشتری ثابت بماند، فاصله آن با قیمت کالاهای دیگر افزایش مییابد. تثبیت قیمت بنزین از سال 1398 در حالی رخ داده که تورم در این مدت بسیار بالا بوده است. جبران ناگهانی عقبماندگی قیمت بنزین که به «شوکدرمانی» معروف است، میتواند آسیب جبرانناپذیری بر اقتصاد و جامعه ایران وارد کند. با توجه به حساسیت این مساله، سیاستها نباید در پشت درهای بسته دولت طراحی شوند. ارائه شفاف سیاستهای طراحیشده به جامعه و شکلگیری بحثهای کارشناسی حول آن ممکن است برای حل این مساله پیچیده، ضروری باشد. مسائل پیچیده را نمیتوان با راهحلهای سادهانگارانهای حل کرد که در آنها از ظرفیت کارشناسی جامعه و دولت استفاده نشده است.