«سرمقاله» دنیای اقتصاد را بخوانید و بشنوید!
کشور هنوز کار میکند
دولت تنها در بودجه و نهادهای رسمی خلاصه نمیشود، بلکه در همین کانالهای باریک و روزمره است که سیاستها به اجرا در میآیند. اگرچه تعهد حرفهای کارکنان حتی در شرایط نارضایتی، سرمایه اصلی نظام است، اما تداوم فشارهای اقتصادی شدید و نابرابریهای عمیق، این تعهد را با خطر فرسایش مواجه کرده است.
وقتی فاصله درآمد و منزلت اجتماعی کارکنان با واقعیتهای اقتصادی مدام افزایش یابد و فرد احساس کند قواعد بازی برای همه یکسان نیست، انگیزهاش برای رعایت استانداردهای حرفهای کاهش مییابد.
در این نقطه، تخلفات کوچکِ فردی به تدریج عادی شده و در نهایت به یک «رفتار سازمانی» تبدیل میشوند که ظرفیت اجرایی دولت را از درون میپوساند.
فساد را نباید صرفا حاصل اخلاق فردی دانست؛ ضعفهای نهادی، مشوقها، نظام استخدامی و کیفیت حکمرانی در شکلگیری آن نقش دارند؛ بنابراین، مبارزه با فقر و نابرابری، تنها یک سیاست اجتماعی نیست، بلکه ضرورتی برای حفظ توان حکمرانی است.
دولت برای اداره کشور پیش از قانون و بودجه، به انسانهایی نیاز دارد که همچنان تصمیم بگیرند کار خود را درست انجام دهند.
وظیفه اصلی سیاستگذار، جلوگیری از پرهزینه شدن این تصمیم برای بدنه اجرایی کشور است؛ چرا که کشورها با فروپاشی تعهدات کوچکِ روزمره از کار میافتند.