افول خاموش خودروسازان ژاپنی

براساس گزارش اکونومیست، خودروسازان ژاپنی در سال‌های اخیر با ترکیبی از فشارهای خارجی و ضعف‌های داخلی مواجه شده‌اند. از یک‌سو، تعرفه‌های تجاری به‌ویژه در بازار آمریکا، حاشیه سود آنها را کاهش داده و از سوی دیگر رشد خیره‌کننده رقبای چینی، سهم بازار جهانی آنها را به‌طور محسوسی کاهش داده است. سهم خودروسازان ژاپنی از بازار جهانی از ۳۱ درصد در سال ۲۰۱۹ به حدود ۲۶ درصد در سال گذشته رسیده است؛ افتی که به‌ویژه در بازارهای آسیایی شدیدتر بوده است.در چین که اکنون به بزرگ‌ترین میدان رقابت صنعت خودرو تبدیل شده، فروش خودروهای ژاپنی طی چند سال گذشته به‌شدت کاهش یافته است. در جنوب‌شرق آسیا نیز، بازاری که زمانی به‌عنوان حیاط خلوت ژاپنی‌ها شناخته می‌شد، سهم آنها به‌طور قابل‌توجهی افت کرده است. این تحولات نشان می‌دهد که مزیت‌های سنتی ژاپن دیگر برای حفظ برتری کافی نیست.

  ریشه اصلی عقب‌ماندگی

ریشه اصلی این عقب‌ماندگی را باید در مواجهه محتاطانه و شاید دیرهنگام خودروسازان ژاپنی با انقلاب خودروهای برقی جست‌وجو کرد. درحالی‌که بسیاری از رقبای جهانی به‌سرعت به سمت برقی‌سازی حرکت کردند، شرکت‌های ژاپنی تمرکز خود را بر خودروهای هیبریدی حفظ کردند؛ فناوری‌ای که هرچند کارآمد است، اما در برابر موج جهانی خودروهای تمام‌برقی، مزیت رقابتی محدودی دارد. این رویکرد تا حدی ناشی از ساختار تولید و مزیت‌های مهندسی این شرکت‌هاست. خطوط تولید سنتی که برای موتورهای درون‌سوز طراحی شده‌اند، به‌راحتی با تولید هیبریدی سازگارند، اما گذار به خودروهای تمام‌برقی نیازمند تغییرات اساسی در زنجیره ارزش و مهارت‌های فنی است. همین موضوع باعث شده که سهم خودروهای برقی در سبد فروش بسیاری از خودروسازان ژاپنی همچنان ناچیز باقی بماند. در مقابل، بازار جهانی با سرعتی چشم‌گیر در حال حرکت به سمت برقی‌سازی است.

سهم خودروهای برقی و هیبریدی شارژی از بازار جهانی طی چند سال گذشته رشد قابل‌توجهی داشته و در برخی بازارهای آسیایی به سطوح بالایی رسیده است. این روند نه‌تنها ناشی از سیاست‌های حمایتی دولت‌ها، بلکه نتیجه پیشرفت‌های فناورانه و کاهش هزینه تولید نیز هست. چالش دیگر، تغییر ماهیت رقابت در صنعت خودرو است. خودروهای مدرن بیش از آنکه به مهندسی مکانیک وابسته باشند، به نرم‌افزار و سیستم‌های هوشمند متکی شده‌اند. این تحول، مزیت سنتی ژاپنی‌ها در مهندسی دقیق را تا حدی بی‌اثر کرده و شرکت‌هایی را که در توسعه نرم‌افزار و هوش مصنوعی پیشرو هستند، در موقعیت برتری قرار داده است. در واکنش به این تغییرات، خودروسازان ژاپنی تلاش کرده‌اند با همکاری‌های فناورانه این شکاف را پر کنند. مشارکت با شرکت‌های فناوری، سرمایه‌گذاری در سیستم‌های کمک‌راننده پیشرفته و تلاش برای توسعه خودروهای هوشمند از جمله این اقدامات است. با این حال، تجربه نشان داده که این همکاری‌ها همیشه موفق نبوده و اختلافات فرهنگی و سازمانی می‌تواند مانعی جدی بر سر راه آنها باشد.

 هزینه‌های فزاینده

افزون بر این، فشار هزینه‌ها نیز به چالش‌های موجود دامن زده است. سرمایه‌گذاری‌های سنگین در تحقیق و توسعه، افزایش هزینه‌های ثابت و رشد دستمزدها، حاشیه سود شرکت‌ها را تحت فشار قرار داده است. این در حالی است که سطح فروش هنوز به دوران پیش از همه‌گیری کرونا بازنگشته و همین موضوع، انعطاف‌پذیری مالی شرکت‌ها را محدود کرده است. در میان این فضای تیره، یک استثنا به چشم می‌خورد: تویوتا. این شرکت با تکیه بر موقعیت برتر خود در بازار خودروهای هیبریدی، توانسته تا حدی از فشارها مصون بماند. استراتژی محتاطانه تویوتا در قبال خودروهای برقی که مورد انتقاد برخی تحلیلگران قرار گرفته، در کوتاه‌مدت به مزیت تبدیل شده، به‌ویژه در شرایطی که برخی سیاست‌های حمایتی از خودروهای برقی در بازارهایی مانند آمریکا کاهش یافته است. با این حال، حتی تویوتا نیز به ضرورت تغییر پی برده و در حال گسترش سبد خودروهای برقی خود، به‌ویژه در بازار چین، است. همکاری با شرکت‌های محلی و بهره‌گیری از تجربیات آنها، به این شرکت کمک کرده تا جایگاه خود را در یکی از رقابتی‌ترین بازارهای جهان حفظ کند.

در سطح کلان، آینده صنعت خودرو ژاپن به میزان زیادی به توانایی آن در سازگاری با شرایط جدید بستگی دارد. یکی از گزینه‌های مطرح، ادغام و یکپارچه‌سازی شرکت‌هاست؛ راهکاری که می‌تواند به کاهش هزینه‌ها و افزایش مقیاس تولید کمک کند. با این حال، پیچیدگی‌های ساختاری و همپوشانی فعالیت‌ها، این مسیر را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. در غیاب ادغام‌های بزرگ، همکاری‌های محدودتر در حوزه‌هایی مانند زنجیره تامین و استانداردسازی قطعات می‌تواند به‌عنوان راه‌حلی عملی‌تر مطرح شود. چنین همکاری‌هایی می‌تواند قدرت چانه‌زنی شرکت‌ها را افزایش داده و بخشی از فشار هزینه‌ها را کاهش دهد. آنچه برای بقای خودروسازان ژاپنی ضروری به نظر می‌رسد، نه صرفا اصلاحات تدریجی، بلکه بازاندیشی جسورانه در مدل کسب‌وکار و استراتژی‌های فناورانه است. صنعتی که زمانی پیشگام نوآوری بود، اکنون برای حفظ جایگاه خود ناگزیر است بار دیگر دست به نوآوری بزند؛ این‌بار نه در موتورهای احتراقی، بلکه در دنیای دیجیتال و برقی.