از جمله نخستین تلفات، احتمالا توافق هسته‌ای ایران، برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) خواهد بود. تصمیم دولت ترامپ برای ترک این توافق احتمالا موجب آسیب جبران‌ناپذیری به توافق‌نامه و منافع آمریکا در جلوگیری از ایران برای دسترسی به سلاح هسته‌ای در آینده‌ای نزدیک خواهد بود. ماه گذشته و در سالگرد خروج ایالات‌متحده از برجام، ایران اعلام کرد، آن‌طور که در توافق‌نامه برای حفظ برنامه هسته‌ای ایران در حد قابل‌قبول و جلوگیری از توانایی غنی‌سازی در سطوح ساخت سلاح درج شده بود، دیگر اورانیوم غنی شده در سطح پایین و آب سنگین خود را به دیگر کشورها صادر نخواهد کرد.

ایران پس از آن، شروع به افزایش سرعت تولید اورانیوم با غنای پایین خود کرد و اکنون اظهار کرده که ذخایر آنها تا پایان ماه جاری از حدود تعیین شده توافق هسته‌ای می‌گذرد. این اقدامات با توجه به گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هنوز برجام را نقض نکرده و ایران معتقد است که با وجود خروج آمریکا از این توافق‌نامه همچنان خواهان نجات آن است؛ اما ایران به اروپایی‌ها یک اولتیماتوم ۶۰ روزه حیاتی برای تحقق مزایای اقتصادی وعده داده شده در توافق‌نامه یا روبه‌رو شدن با خطر رویگردانی از تعهدات هسته‌ای خود را داده است.

ایالات‌متحده نه‌تنها تحریم‌ها را علیه خود ایران بلکه هرکس دیگری که با ایران تجارت می‌کند، مجددا اعمال کرده است. اروپا به‌دنبال راه‌هایی برای خنثی کردن تحریم‌های ثانویه ایالات‌متحده است، اما مشخص نیست که این تلاش‌ها می‌تواند شرکت‌های خصوصی را متقاعد کند که خطر انجام تجارت با ایران ارزش خطر از دست دادن بازار ایالات‌متحده را دارد؟!

در بهترین حالت، اروپایی‌ها ممکن است موفق به حفظ تجارت کالاهای بشردوستانه و سایر کالاهای تحریم نشده با ایجاد یک مکانیسم مالی جدید برای تسهیل تجارت بدون دلار یا Instex باشند. اما حتی اگر این امر موفقیت‌آمیز باشد، به احتمال زیاد مزایای اقتصادی که تهران انتظار داشت در قبال برجام به‌دست آورد، ارائه نمی‌دهد. همان‌طور که هایکو ماس، وزیر امورخارجه آلمان اخیرا اظهار کرده، درحالی‌که اروپا همچنان متعهد به توافق است، «نمی‌توانیم معجزه کنیم.»

تحریم‌های ایالات‌متحده، ایران را از نقطه بسیار مهمی تحت فشار گذاشته  است: میزان صادرات نفت. چین تاکنون فشار ایالات‌متحده را تحمل کرده، ولی هند و سایر قدرت‌های آسیایی بعید است به واردات نفت ایران ادامه دهند.به این ترتیب ایران احتمالا انگیزه‌ای برای ادامه اعمال محدودیت‌های هسته‌ای نداشته باشد.

نابود کردن برجام زمان زیادی خواهد برد، اما به محض اینکه ایران از تعهدات برجام عقب‌نشینی کند، بازگرداندن آن تعهدات دشوار خواهد بود. شاید خروج دولت ترامپ، به همراه تهدیدهای لفظی و نظامی در منطقه طی ماه گذشته، حتی اگر مذاکرات در آینده در مورد برنامه هسته‌ای ایران امکان پذیر باشد، ایران را به اتخاذ موضعی سرسختانه‌تر تشویق کند. در واقع، دولت آینده ایالات‌متحده در مذاکرات با موضع سخت‌تری از سوی ایران نسبت به گذشته مواجه خواهد شد. خیلی ساده، بازگشت به برجام ممکن است دیگر یک گزینه نباشد. در عین حال، این تقابل ممکن است به دیگر منافع منطقه‌ای آسیب برساند، حیاتی‌تر از همه، ایجاد ثبات در عراق و پایان دادن به ادامه ماموریت مبارزه با داعش. دولت ترامپ با تهدید عراق به پایان دادن به معافیت برای وارد کردن نفت ایران و با توجه به وابستگی اقتصادی عراق به گاز و برق ایران، این کشور را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد.

درحالی‌که تصمیم دولت برای تمدید سه ماهه معافیت عراق یک گام مثبت است، فشار بر عراق برای پیوستن به کمپین فشار حداکثری علیه ایران، بار غیرضروری بر دوش رهبری عراق ـ که هم اکنون با چالش‌های اساسی در داخل مواجه است ـ قرار می‌دهد و با توجه به روابط عمیق میان عراق و ایران، درخواستی واقع بینانه نیست. رویکرد عاقلانه‌تر این است که در ازای اولویت به‌کار با عراقی‌ها در مورد منافع متقابل، جلوگیری از تجدید حیات داعش اولویت داده شود. کمپین فشار همچنین تنها به بدتر شدن روابط ایالات‌متحده با ترکیه منجر خواهد شد که درحال‌حاضر هم در نقطه شکست بر سر اختلافات در سوریه قرار دارد و می‌تواند ترکیه را به مدار روسیه کشانده و ناتو را تضعیف کند.

در نهایت، ایالات‌متحده برای کمپین فشار حداکثری خود، بهای گزاف در عرصه جهانی پرداخت می‌کند و منجر به تضعیف روابط حیاتی ترانس آتلانتیک و تقویت نفوذ روسیه در منطقه می‌شود. به‌رغم انتظارات در این خصوص که عربستان سعودی می‌تواند برای جبران کمبود نفت ایران به منظور کاهش قیمت‌ها تلاش کند، ادامه کمپین فشار ممکن است موجب افزایش قیمت جهانی نفت شده و منجر به خشم در سراسر جهان از یک‌جانبه‌گرایی آمریکا شود؛ آن هم درحالی‌که مصرف‌کنندگان ایالات‌متحده را در خانه در معرض خطر قرار می‌دهد.به همان اندازه که کمپین فشار حداکثری اعتراضات بین‌المللی را در پی می‌آورد، مشخصا از طریق تهدید و اجبار به‌دست آمده، نه اقناع.

متحدان اساسی مانند آلمان و ژاپن در مورد اعتبار ادعاهای آمریکایی که ایران در حملات به تانکرهای نفت در دریای عمان دست دارد، حتی با وجود اعتقاد قوی مبنی بر اینکه ایرانی‌ها هم انگیزه و هم ابزار لازم برای انجام چنین عملیاتی را دارند، به طور علنی این موضوع را زیرسوال برده‌اند. این هزینه‌ها عمدتا ناشی از خروج ناگهانی ایالات‌متحده از برجام بود؛ خروجی که تلاش‌های اروپا را در بیش از یک سال گذشته به منظور مقابله با نگرانی‌های غیرهسته‌ای، مانند توسعه موشک‌های ایران و پشتیبانی از نایبان منطقه‌ای عقیم گذاشت. می‌توان استدلال کرد که چنین هزینه‌هایی ممکن است ارزش رسیدن به یک توافق هسته‌ای قوی‌تر با ایران را که همچنین فعالیت‌های آن کشور در منطقه را شامل شود، داشته باشد.اما هیچ چشم‌اندازی از توافق بهتر وجود ندارد، جرقه‌های درگیری‌های نظامی همچنان افزایش می‌یابد و تهدیدات مربوط به گسترش سلاح‌های هسته‌ای فزاینده است. نتایج این امر، متحدانی عصبانی و مخالفانی نیرومند، یک ایران سرسخت‌تر و تداوم ریسک درگیری نظامی است.

منبع: تابناک

این مطلب برایم مفید است
6 نفر این پست را پسندیده اند