این مثلث با وجود اختلاف‌نظر در حوزه‌های مختلف و به‌رغم سوابق سیاسی پیچیده توانستند بر نخست‌وزیری عبدالمهدی توافق کنند. بعد از استقرار دولت جدید در عراق و تثبیت قدرت عادل عبدالمهدی اکنون نوبت نقش‌آفرینی وی فرا رسیده است. نخست‌وزیری که از حمایت جریان صدر، ایران، مرجعیت و آمریکایی‌ها بهره‌مند است و می‌داند که جریانات سیاسی داخلی و خارجی ذی‌نفوذ در عراق امکان دیگری غیر از حمایت از او ندارند. مکعب روبیک تنظیم‌یافته در عراق تا اطلاع ثانوی قابل به هم ریختن نیست. چنین مساله‌ای ظرفیت‌های لازم را در اختیار عبدالمهدی قرار می‌دهد تا بتواند نقش‌های منطقه‌ای مهمی را در عراق جدید بازی کند. به‌ویژه تلاش نخست‌وزیر برای رفع نگرانی‌های اهل سنت در داخل و عربستان سعودی در خارج می‌تواند ظرفیت عبدالمهدی را چند برابر کند.

بر همین مبنا عادل عبدالمهدی نخست‌وزیری خواهد بود که امید را برای یک عراق باثبات احیا می‌کند و این امکان را به عراق می‌دهد که در رقابت‌های استراتژیک منطقه‌ای میان ایران و عربستان بیشترین بهره را برای منافع ملی عراق فراهم کند. اکنون عراق به کانون توجه دو دولت رقیب منطقه‌ای تبدیل شده است، هر دو دولت رقیب با عطش فراوان درصدد تقویت روابط با عراق و سرمایه‌گذاری در این کشور هستند. مشکلات ناشی از تحریم ایران را به دولت عراق نزدیک‌تر می‌کند تا جایی که مهم‌ترین پنجره تنفس اقتصادی برای ایران را می‌توان مرزهای غربی دانست. عربستان هم در راستای جبران روابط ناکام گذشته با عراق، سراسیمه به‌دنبال حضور در این کشور است. اگر در گذشته عراق عرصه تاخت‌وتاز قدرت‌های منطقه‌ای بود اکنون این دولت عراق است که میز بازی سیاست در منطقه را می‌چیند.

عبدالمهدی با درک رقابت‌های منطقه‌ای ایران و عربستان درصدد است تا از تعارضات بالقوه و بالفعل این دو کشور برای ارتقای جایگاه عراق و بازگرداندن ثبات و استقلال سیاسی استفاده کند. به‌نظر می‌رسد مساله میانجیگری عادل عبدالمهدی در روابط منازعه‌آمیز ایران و عربستان بیش از آنکه بازتاب درخواست و نیاز دو رقیب منطقه‌ای باشد محصول تکاپوی نخست‌وزیر برای بهره‌گیری موثر از ظرفیت‌های موجود در منازعه این دو کشور است. وی با نشان دادن تمایل به بسط روابط با ایران درصدد امتیاز‌گیری از عربستان و با ابراز علاقه به حکومت سعودی به‌دنبال ترساندن ایران و کسب امتیاز از این کشور است.

از این رو تکاپوی دیپلماسی منطقه‌ای نخست‌وزیر نه‌تنها معطوف به ایجاد آشتی میان دو رقیب نیست، بلکه کاملا در جهت بهره‌گیری از ظرفیت این دو رقیب برای نجات عراق از نفوذ قدرت‌های منطقه‌ای، جلب سرمایه‌های خارجی، رونق تجارت با همسایگان، جلب رضایت و حمایت ایالات‌متحده و بالاخره تثبیت قدرت دولت در عراق پسا صدام است. این تکاپو نوعی بازی با موازنه قدرت میان ایران و عربستان است که نتایج مثبت و قابل پیش‌بینی فراوانی را برای عراق در پی خواهد داشت. هرچند این تکاپو به ظرافت‌های خاص و هوشمندی فوق‌العاده نیاز دارد و شبیه حرکت بر لبه تیغ است.