در تاریخ فلسفه راتلج ما با تقسیم کاری دقیق روبه‌رو هستیم، چنانکه قلمروهای تخصصی با دقت زیاد از هم متمایز شده‌اند. علاوه بر این تنها به توصیف دیدگاه‌های فلسفی قناعت نمی‌شود و به چالش‌های گوناگون در دوره موردبحث می‌پردازد. این چالش ذهن خواننده را ورز می‌دهد چراکه هم با نقطه نظرات نویسندگان این مجموعه و هم با فیلسوف موردبررسی آشنا می‌شود. جدول‌های گاه‌شماری ابتدای هر مجلد به خوانندگان امکان می‌دهند تصویری کلی از فضای فکری و علمی و ادبی دوره موردبحث در هر مجلد داشته باشند. در پایان کتاب با واژه‌نامه‌ای تخصصی روبه‌رو هستیم که اصطلاحات را به روشنی برای خواننده توضیح می‌دهند. در پایان هر فصل یادداشت‌های مفصل، کتاب‌شناسی تفصیلی در زمینه آثار عمومی نوشته‌شده در آن مبحث آمده است. گمان نمی‌کنم هیچ فرهنگی یا به عبارتی هیچ دائره‌المعارفی را باید از ابتدا تا انتها خواند. در واقع فرهنگ مکمل کار تحقیقی علاقه‌مندان به یک موضوع یا یک مکتب فلسفی خاص، ابزار کارشان است، نه لزوما خود کار. اما می‌توان حالتی را هم در نظر گرفت که خواننده‌ای خواهان شناخت از یک دوره معین فلسفی باشد. در این صورت شاید بتوان چند دوره مطالعه را معرفی کرد: مثلا جلد اول و دوم برای شناخت از دوره فلسفه یونان باستان، جلد سوم و تا حدی جلد چهارم برای شناخت اندیشه‌های فلسفی سده‌های میانه و آغاز عصر جدید؛ جلد چهارم و پنجم و ششم و هفتم برای فهم تحولات پس از سده‌های میانه تا سده بیستم و جلد هشتم و نهم و دهم برای بررسی تمامی گرایش‌های فلسفی سده بیستم. در واقع نوع پژوهش و مطالعه‌ای که خود خواننده مدنظر دارد، تعیین می‌کند کدام مجلدات را در اولویت قرار دهد.