این سه رمان که «برگ باد»، «کسی نیست به سرهنگ نامه بنویسد» و «وقایع‌نگاری مرگی اعلام شده» نام دارند، پیش از این به‌صورت جداگانه و پراکنده تحت عناوین دیگری منتشر شده‌اند. پروژه‌ای که چندی است پیش رو دارم،‌ ترجمه تمامی آثار مارکز است و چون قرار است که این آثار تحت عنوان یک مجموعه منتشر شوند، بنابراین ظاهر کتاب‌ها نیز مهم است. معمولا مجموعه‌ها از شکل و حجم یکسانی برخوردارند و باید شکل یکدستی داشته باشند. نمی‌شود کتاب‌ها را کم حجم درآورد تا ظاهر یکسانی نداشته باشند. به‌عنوان مثال مجموعه داستان‌های مارکز را که به‌طور معمول در ۴ جلد است، در دو جلد درآورده‌ایم چون همان‌طور که اشاره کردم،‌ شکل ظاهری کتاب‌های مجموعه هم بسیار مهم است. من این سه رمان را از زبان اسپانیایی ترجمه کرده‌ام. اما ناشر انگلیسی این رمان‌ها را تحت عنوان نوولا در یک جلد آورده است. هنگام خواندن این سه رمان متوجه شدم که بین این رمان‌ها وحدت مضمونی وجود دارد. مضمون مشترک این سه رمان‌، مرگ است. هر سه رمان پیوند مستقیمی با مرگ دارند و دارای انسجام مفهومی‌اند.