سبز کم‌رمق بورس

معاملات روز شنبه در شرایطی آغاز شد که تقاضا در یک ساعت نخست توانست شاخص‌های سهامی را به سمت سطوح بالاتر هدایت کند. با این حال، این روند چندان دوام نیاورد و در ادامه با افزایش عرضه‌ها، شاخص‌های اصلی بازار از سقف روزانه خود فاصله گرفتند. در پایان بازار، شاخص کل تنها ۱۴۳ واحد افزایش یافت و عملا تغییر محسوسی را تجربه نکرد. در مقابل، شاخص هموزن با رشد ۰.۱درصدی در سطح یک‌میلیون و ۶۰۶ هزار واحد قرار گرفت و برای هفدهمین روز متوالی به مسیر صعودی خود ادامه داد.  با وجود تداوم رکوردزنی شاخص هموزن، جریان نقدینگی تصویر متفاوتی از معاملات ارائه کرد. ارزش معاملات خرد سهام در محدوده ۴۰هزار ‌میلیارد تومان قرار گرفت، اما سرمایه‌گذاران حقیقی حدود ۳هزار و ۴۰۰‌میلیارد تومان از گردونه معاملات سهام خارج کردند. در پایان روز نیز ۵۶درصد نمادها سبزپوش و ۴۴درصد سرخپوش بودند. به این ترتیب، بازار اگرچه از منظر شاخص‌ها همچنان نشانه‌هایی از مقاومت در برابر عرضه‌ها نشان می‌دهد، اما رفتار پول نشان می‌دهد که بخشی از معامله‌گران در سطوح فعلی ترجیح می‌دهند بخشی از سهام خود را نقد کنند.

حباب منفی اهرمی‌ها

یکی از مهم‌ترین اتفاقات معاملات روز گذشته را باید در معاملات صندوق‌های اهرمی جست‌وجو کرد. به ‌جز یک صندوق، سایر صندوق‌های اهرمی با افت قیمت مواجه شدند و در مجموع حدود ۲۹‌میلیارد تومان پول نیز توسط حقیقی‌ها از این صندوق‌ها خارج شد. این اتفاق در شرایطی رخ داده که مساله حباب منفی در صندوق‌های اهرمی همچنان پابرجاست. از میان ۹ صندوق اهرمی فعال در بازار، پنج صندوق با حباب منفی نزدیک به ۲۰درصدی معامله می‌شوند. به بیان ساده، قیمت واحدهای این صندوق‌ها در بازار فاصله قابل‌توجهی با ارزش خالص دارایی‌های آنها دارد و سرمایه‌گذار واحد صندوق را با قیمتی پایین‌تر از NAV خریدوفروش می‌کند. از میان ۹ صندوق نیز تنها یک صندوق در محدوده حباب مثبت قرار داشت و سایر صندوق‌ها پایین‌تر از ارزش خالص دارایی‌های خود معامله شدند.  در نگاه نخست، چنین فاصله‌ای ممکن است برای برخی معامله‌گران به ‌عنوان تخفیف یا فرصت خرید تلقی شود؛ اما حباب منفی عمیق لزوما به معنای ارزندگی قطعی نیست. مساله مهم‌تر آن است که تداوم این وضعیت می‌تواند کارکرد اصلی بازار را تحت‌تاثیر قرار دهد. وقتی قیمت بازار برای مدت طولانی از ارزش ذاتی فاصله می‌گیرد، سیگنال قیمتی دیگر به‌ درستی وضعیت دارایی‌های پایه را منعکس نمی‌کند. در نتیجه، سرمایه‌گذار ممکن است با تصور خرید دارایی ارزان وارد شود، اما در زمان خروج با مشکل نقدشوندگی و تداوم فاصله قیمت و NAV مواجه شود. از سوی دیگر، این وضعیت می‌تواند رفتار هیجانی را تشدید کند. کاهش قیمت واحدها در شرایطی که NAV همچنان فاصله زیادی با قیمت بازار دارد، ممکن است به خروج بیشتر سرمایه‌گذاران و افزایش فشار فروش منجر شود. در چنین شرایطی، تخفیف دیگر صرفا یک مزیت نیست؛ بلکه می‌تواند به عاملی برای افزایش بی‌اعتمادی و تشدید عدم تعادل عرضه و تقاضا تبدیل شود.

دامنه نوسان و معضل کشف قیمت

یکی از مهم‌ترین دلایل شکل‌گیری حباب منفی در صندوق‌های اهرمی را باید در عدم تناسب دامنه نوسان این صندوق‌ها با دامنه نوسان سهام موجود در پرتفوی آنها جست‌وجو کرد. ساختار این صندوق‌ها به‌گونه‌ای است که تغییرات ارزش دارایی‌های پایه می‌تواند با شدت بیشتری به ارزش واحدهای اهرمی منتقل شود. بنابراین، هر اختلال در فرآیند کشف قیمت می‌تواند دامنه ریسک را برای سرمایه‌گذار افزایش دهد. ادامه حباب منفی همچنین می‌تواند جذابیت این ابزارها را برای سرمایه‌گذاران کاهش دهد. سرمایه‌گذاری که می‌بیند واحد صندوق با تخفیف قابل‌توجه معامله می‌شود، اما این فاصله در طول زمان بسته نمی‌شود، ممکن است نسبت به امکان تحقق ارزش ذاتی تردید کند. از طرف دیگر، فروشنده نیز ممکن است برای خروج از موقعیت خود ناچار به پذیرش قیمتی پایین‌تر از ارزش دارایی‌های پشتوانه صندوق شود. 

در نهایت، مساله حباب منفی صندوق‌های اهرمی صرفا یک اختلاف عددی میان قیمت و NAV نیست؛ بلکه نشانه‌ای از اختلال در سازوکار کشف قیمت و انتقال اطلاعات میان دارایی پایه و ابزار مالی است. اگر این فاصله مزمن شود، حتی رشد بازار سهام نیز لزوما به افزایش متناسب قیمت واحدهای صندوق منجر نخواهد شد. بنابراین، تداوم حباب‌های منفی عمیق در شرایطی که ارزش معاملات بازار در سطوح بالایی قرار دارد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین ریسک‌های پیش ‌روی سرمایه‌گذاران این ابزارها باشد؛ به‌خصوص برای معامله‌گرانی که صرفا با مشاهده تخفیف نسبت به NAV، آن را معادل ارزان بودن تلقی می‌کنند.