درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
عرضه اولیه بنگاه موشکی ایلان ماسک به سرخط خبرهای حوزه تکنولوژی و بازارهای مالی تبدیل شده است. این شرکت با جذب ۷۵میلیارد دلار و ارزش ۱.۸تریلیون دلاری توانست چشمها را به خود خیره کند. با این حال سوالات زیادی درباره این اعداد وجود دارد؛ برای مثال، ارزش این بنگاه ۹۵برابر جریان نقدی آن است و نمیتوان با معیارهای سنتی بازارهای مالی، این قیمت را توجیه کرد. از طرفی، شاید واقعا توجیهی در کار نباشد و این تنها موجی است که در آینده به عنوان تب یا حباب هوش مصنوعی شناخته میشود.
حالا که عرضه اولیه سهام اسپیسایکس انجام شده، نوبت به دو غول هوش مصنوعی، آنتروپیک و اوپنایآی، رسیده است تا سرمایهگذاران آنها را نیز هضم کنند. این ترکیب برای بازاری که عادت ندارد عرضههای اولیهای با چنین ابعادی را حتی بهصورت جداگانه جذب کند، بسیار سنگین است؛ چه برسد به اینکه چند مورد از آنها در فاصلهای کوتاه پشت سر هم وارد بازار شوند. پرسش اصلی این است که اثرات جانبی این موج چه زمانی آشکار خواهد شد.
ژوئن سال گذشته ستونی نوشتم با عنوان «راهنمای مقدماتی ارزشگذاری سهام». در آن مطلب حتی لینکی به یک ابزار ساده ارزشگذاری هم ارائه کردم که بهقدری آسان بود که همه میتوانستند از آن بهره ببرند. اما مدلهای تنزیل جریان نقدی (DCF) یک مشکل دارند: برای اینکه بتوان ارزش یک شرکت را محاسبه کرد، باید جریان خالص پول ورودی و خروجی آن مثبت باشد. به همین دلیل، چند سال پس از آنکه در اواسط دهه ۱۹۹۰ کارم را بهعنوان مدیر پرتفو آغاز کردم، تحلیلگرانی که تلاش میکردند سهام شرکتهای داتکام را به سرمایهگذاران بفروشند، شروع به استفاده از نسبت «قیمت به فروش» کردند. وقتی آن معیار هم مضحک به نظر رسید، معیارهای تازهای مثل «قیمت به تعداد کلیک» یا «قیمت به تعداد چشمهایی که به سایت نگاه میکنند» اختراع کردند و همه میدانیم آن داستان چگونه پایان یافت. جای تعجب نیست که سرمایهگذاران هنوز هم افسانههای ارزشگذاری مبتنی بر جریان نقدی را به هر چیز دیگری ترجیح میدهند. البته این به آن معنا نیست که استفاده از معیارهای دیگر، از جمله نسبت قیمت به فروش، همیشه اشتباه است.