رویا تعبیر میشود؟
عرضه اولیه اسپیسایکس رکوردشکن بوده و ایلان ماسک توانسته ۷۵میلیارد دلار سرمایه با ارزشگذاری ۱.۸تریلیون دلاری جذب کند، اما این معامله در عین حال آزمایشی بزرگ برای سنجش ظرفیت واقعی بازار محسوب میشود. عرضههای اولیه ذاتا نوعی قمار هستند و معمولا صندوقهای پوشش ریسک نقش مهمی در ایجاد تقاضای اولیه دارند تا زمانی که بازار گستردهتر وارد میدان شود. اسپیسایکس قرار است با سرعتی کمسابقه وارد شاخص نزدک ۱۰۰ شود و از حمایت گسترده سرمایهگذاران خرد نیز برخوردار است، اما هنوز روشن نیست که این عوامل فنی در نهایت چه تاثیری بر عملکرد سهام خواهند گذاشت.
روایت اصلی عرضه اولیه اسپیسایکس بر خدمات مرتبط با هوش مصنوعی استوار بود، اما این شرکت همزمان در حوزههای هوافضا و مخابرات نیز فعالیت میکند. همین موضوع این سوال را ایجاد میکند که سرمایهگذاران فعال در صنایع مختلف چگونه برای چنین شرکتی در پرتفوی خود جا باز خواهند کرد. افزون بر این، همواره ریسکهایی وجود دارند که حتی از وجود آنها آگاه نیستیم. در همین حال، بر اساس گزارش بلومبرگ، آنتروپیک و اوپنایآی ممکن است هرکدام به دنبال ارزشگذاری بیش از یک تریلیون دلار باشند. موفقیت آنها تا حد زیادی به عملکرد اسپیسایکس بستگی دارد؛ نه فقط در روز عرضه، بلکه در هفتههای بعد نیز. تجربه نشان داده است که اگر سرمایهگذاران در یک عرضه اولیه زیان ببینند، در عرضههای بعدی سختگیرتر عمل میکنند. با این حال، نگرانی اصلی سرمایهگذاران محتاط این است که آیا بازار واقعا توان جذب چنین حجم عظیمی از عرضههای جدید را دارد یا خیر. برای پاسخ به این پرسش میتوان حجم سهامی را که وارد بازار میشود با حجم سهامی که از بازار خارج میشود مقایسه کرد. تحلیلگران گلدمن ساکس پیشبینی میکنند انتشار سهام شرکتها در سال جاری به حدود ۱.۱ تریلیون دلار برسد؛ رقمی که هم عرضههای اولیه و هم افزایش سرمایه شرکتهای بورسی را دربرمیگیرد، از جمله تامین مالی ۸۵میلیارد دلاری اخیر آلفابت. در مقابل، انتظار میرود بازخرید سهام به ۱.۳تریلیون دلار برسد که عمدتا توسط شرکتهای مالی و شرکتهای منتفع از سرمایهگذاریهای مرتبط با هوش مصنوعی هدایت میشود. به این ترتیب، سرمایهگذاران فعلا منابع مالی کافی برای جذب عرضههای جدید در اختیار دارند. اگر احتمال تملکهای نقدی شرکتها را نیز در نظر بگیریم، میتوان گفت بازار در حال حاضر ظرفیت لازم را دارد، هرچند شرایط در سال ۲۰۲۷ دشوارتر خواهد شد؛ زمانی که دورههای قفل فروش به پایان میرسند و کارکنان و سرمایهگذاران اولیه شروع به عرضه سهام خود خواهند کرد.
بررسیهای دویچه بانک درباره دورههای تاریخی موج عرضههای اولیه نشان میدهد که بازار سهام معمولا در چنین دورههایی عملکرد مطلوبی داشته است. نتیجه اصلی این پژوهش آن است که شرایط مناسب بازار موجب شکلگیری موج عرضههای اولیه میشود، نه اینکه عرضههای اولیه باعث رونق بازار شوند. البته افزایش عرضه سهام، در شرایط برابر، ذاتا عاملی منفی برای بازار محسوب میشود. تحلیلگران معتقدند بزرگترین عرضههای اولیه میتوانند بهتنهایی حدود یک درصد از ارزش بازار آمریکا بکاهند و هرچند موجهای عرضه اولیه معمولا در نهایت با بازده ضعیفتر سهام همراه میشوند، اما این روندها میتوانند برای مدت طولانی ادامه یابند. از این رو، نمیتوان صرفا بر اساس سابقه تاریخی نتیجه گرفت که بازار در کوتاهمدت با مشکل جدی روبهرو خواهد شد.
در نهایت، موضوع مهمتر به روندی بازمیگردد که سالها پیش رابرت باکلند آن را «کاهش سهامیشدن اقتصاد» نامید؛ روندی که طی آن از طریق بازخرید سهام و تملکهای نقدی، سهام بیشتری از بازار خارج میشود تا آنکه از طریق انتشار سهام جدید وارد شود. عرضههای عظیم اسپیسایکس، آنتروپیک و اوپنایآی در مجموع میتوانند حدود ۴ تریلیون دلار به ارزش بازار آمریکا اضافه کنند؛ معادل رشدی نزدیک به ۶ درصد. با این حال، باکلند معتقد است که این افزایش پس از سالها کمبود عرضههای بزرگ رخ میدهد و با وضعیت اواخر دهه ۱۹۹۰ تفاوت اساسی دارد. در واقع، آنچه امروز شاهد آن هستیم بیش از آنکه یک رونق فراگیر در عرضههای اولیه باشد، یک تب هوش مصنوعی است. شرکتهایی که خارج از این حوزه فعالیت میکنند نباید انتظار داشته باشند بازار با همان اشتیاق از عرضه اولیه آنها استقبال کند. بنابراین، هرچند به نظر میرسد بازار از آنتروپیک و اوپنایآی نیز استقبال خواهد کرد، اما چه به دلیل پایاندورههای قفل فروش، چه به دلیل الگوهای تاریخی و چه به سبب تغییر روند کاهش سهامیشدن اقتصاد، نشانههایی وجود دارد که میتواند هشداری برای عملکرد بازار سهام در سالهای آینده باشد.
* بلومبرگ