چشمانداز بورس تهران بعد از توافق بررسی شد؛
برنده تغییر انتظارات
آیا در میان بازارها، بورس میتواند به برنده اصلی تغییر فضای انتظارات اقتصادی و سیاسی تبدیل شود یا آنکه تداوم این روند همچنان به نتایج عملی تحولات پیشرو وابسته خواهد بود؟ بسیاری از کارشناسان معتقدند، موتور اصلی رشد اخیر بورس، تنها به کاهش ریسکهای سیاسی محدود نمیشود. از نگاه آنها، بازار سهام پیش از تحولات اخیر نیز از منظر ارزشگذاری در سطوح جذابی قرار داشت و رشد سودآوری شرکتها، بهویژه پس از تغییرات سیاست ارزی و افزایش نرخ فروش محصولات، زمینه بنیادی لازم برای صعود را فراهم کرده بود. با این حال، مسیر پیشروی بورس همچنان به تحولات سیاسی و اقتصادی جدید گره خورده است.
در سناریوی خوشبینانه، تداوم روند مذاکرات و کاهش ریسکهای ژئوپلیتیک میتواند ورود پول به بازار سهام را تقویت و زمینه را برای ادامه رشد شاخصها فراهم کند. از سویی، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که بازار در هفتههای آینده به شدت نسبت به اخبار جدید حساس خواهد بود و هرگونه وقفه، ابهام یا ناامیدی در روند گفتوگوها میتواند نوسانات مقطعی و رفتوبرگشتهای پرشتاب را به بورس تحمیل کند.
از سوی دیگر، گروهی از کارشناسان بر این باورند که حتی در صورت افزایش نوسانات کوتاهمدت، تا زمانی که متغیرهای بنیادی شرکتها از جمله سودآوری، فروش و چشمانداز صادراتی در مسیر بهبود قرار داشته باشد، جریان اصلی بازار همچنان از پشتوانههای بنیادی برخوردار خواهد بود. در همین رابطه و برای بررسی چشمانداز تالار شیشهای در فضای جدید سیاسی و اقتصادی، اثر مذاکرات بر صنایع مختلف و مهمترین ریسکهای پیش روی سرمایهگذاران با یکی از کارشناسان بازار سرمایه به گفتوگو نشستیم. گپ و گفت ما با علیرضا خانمحمدی، تحلیلگر بازارهای مالی را در ادامه بخوانید.
* * *
مهمترین عامل اثرگذار بر روند بورس در هفته آینده و همزمان با تحولات احتمالی سیاسی چیست؟
در حال حاضر مهمترین متغیر اثرگذار بر بازار سهام، موضوع مذاکرات و کاهش ریسکهای سیاسی است. حتی پیش از تنشهای اخیر نیز بخش مهمی از رفتار سرمایهگذاران تحتتاثیر چشمانداز توافق قرار داشت. بسیاری از فعالان بازار به دلیل نااطمینانیهای سیاسی با احتیاط رفتار کردند و بخشی از سرمایههای خرد نیز در انتظار روشن شدن شرایط قرار گرفته بود.
اکنون با انتشار اخبار مثبت از روند مذاکرات، بخشی از این ابهامات کاهش یافته است. اگر در روزهای آینده نیز این روند ادامه پیدا کند و اتفاق غیرمنتظرهای رخ ندهد، یکی از مهمترین موانع پیش روی بازار سرمایه برداشته خواهد شد. به همین دلیل میتوان انتظار داشت که فضای کلی معاملات همچنان مثبت باقی بماند.
آیا میتوان گفت بورس قبل از این هم از نظر بنیادی آماده رشد بوده؟
بله. واقعیت این است که حتی بدون در نظر گرفتن موضوع مذاکرات نیز بسیاری از شرکتهای بورسی در شرایط ارزندهای قرار داشتند. بازار سرمایه طی سالهای گذشته از بسیاری از بازارهای موازی عقب مانده بود و درحالیکه قیمت داراییهای مختلف رشد قابلتوجهی را تجربه کردند، بخش بزرگی از سهام همچنان در سطوح ارزشی مناسبی معامله میشد.
از طرف دیگر گزارش عملکرد شرکتها نیز نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از بنگاههای بورسی با رشد فروش و سودآوری همراه بودهاند. بنابراین کاهش ریسکهای سیاسی در شرایطی اتفاق افتاده که بازار از منظر بنیادی نیز پشتوانه مناسبی برای رشد در اختیار دارد.
توافق احتمالی چگونه میتواند بر سودآوری شرکتها اثر بگذارد؟
بخش عمدهای از شرکتهای بورسی ایران به نوعی با صادرات و بازارهای جهانی در ارتباط هستند. تحریمها در سالهای اخیر موجب شده است بسیاری از شرکتها بخشی از بازارهای صادراتی خود را از دست بدهند یا با هزینههای بیشتری فعالیت کنند. در صورت کاهش محدودیتها و بهبود روابط اقتصادی، شرکتها میتوانند به بازارهای جدید دسترسی پیدا کنند، هزینههای مبادلاتی آنها کاهش یابد و روند صادرات تسهیل شود. علاوه بر این، تامین مواد اولیه و تجهیزات نیز میتواند با سهولت بیشتری انجام شود. مجموعه این عوامل، چشمانداز سودآوری شرکتها را تقویت میکند و طبیعتا بازار سرمایه نیز نسبت به چنین تحولاتی واکنش مثبت نشان میدهد.
آیا با کاهش ریسک سیاسی، نوسانات بازار هم کاهش خواهد یافت؟
لزوما خیر. اتفاقا ممکن است در کوتاهمدت شاهد افزایش نوسانات باشیم. بازار به اخبار مذاکرات بسیار حساس خواهد بود و هر خبر مثبت یا منفی میتواند واکنش معاملهگران را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل احتمال شکلگیری رفتوبرگشتهای مقطعی در معاملات وجود دارد. سرمایهگذاران باید توجه داشته باشند که مذاکرات به معنای حل کامل مسائل نیست و مسیر رسیدن به توافق نهایی ممکن است با فراز و فرودهای متعددی همراه باشد.
در چنین فضایی سرمایهگذاران باید چه رویکردی داشته باشند؟
مهمترین نکته این است که تصمیمگیریها بر مبنای تحلیل باشد نه هیجان. در دورههایی که اخبار سیاسی به سرعت منتشر میشوند، معمولا فضای احساسی بر بازار حاکم میشود و برخی سرمایهگذاران صرفا بر اساس تیتر اخبار اقدام به خرید یا فروش میکنند. تجربه نشان میدهد کسانی که بر تحلیل بنیادی شرکتها تمرکز میکنند، در بلندمدت عملکرد بهتری دارند. سرمایهگذاران باید تحولات سیاسی را رصد کنند؛ اما تصمیم نهایی را بر اساس وضعیت سودآوری و ارزشگذاری شرکتها بگیرند.
کدام صنایع میتوانند از شرایط فعلی بیشترین بهره را ببرند؟
یکی از گروههایی که همچنان میتواند مورد توجه بازار قرار گیرد، صنعت غذایی است. این صنعت طی ماههای اخیر از افزایش نرخ محصولات و رشد تورم منتفع شده و بسیاری از شرکتهای آن عملکرد مناسبی داشتهاند. البته باید توجه داشت، بخشی از رشد فروش شرکتهای غذایی در ماههای اخیر ناشی از افزایش تقاضا در دوره تنشهای سیاسی بوده است. بنابراین استمرار این روند نیازمند تداوم رشد فروش و ثبات قدرت خرید خانوارها خواهد بود.
گروه بانکی نیز از دیگر صنایع مهم بازار است. در صورت کاهش تحریمها و گسترش روابط اقتصادی، بانکها میتوانند از نخستین گروههایی باشند که از این شرایط منتفع میشوند. هرچند همچنان برخی چالشها از جمله مسائل مرتبط با FATF پابرجاست و نمیتوان اثرات آن را نادیده گرفت. صنعت دارو نیز بهدلیل افزایش نرخ محصولات و بهبود دسترسی به مواد اولیه میتواند چشمانداز مناسبی داشته باشد. علاوه بر این، گروه سیمان نیز در صورت رونق پروژههای عمرانی و بازسازی ظرفیتهای قابلتوجهی برای رشد در اختیار دارد.
با توجه به جهش اخیر بازار، آیا میتوان گفت بورس وارد یک روند پایدار صعودی شده است؟
در حال حاضر نمیتوان با قطعیت از یک روند پایدار و بدون نوسان صحبت کرد؛ اما شواهد نشان میدهد بازار وارد یک فاز جدیدی شده است. افزایش همزمان ورود پول حقیقی، بهبود انتظارات سیاسی و تقویت سودآوری شرکتها، عوامل حمایتی را شکل دادهاند که نسبت به ماههای گذشته وضعیت متفاوتی ایجاد کرده است.
البته ذات بازار سرمایه همواره همراه با نوسان است و بهویژه در مقطع فعلی که اخبار سیاسی نقش پررنگی دارند، امکان تغییر سریع انتظارات وجود دارد. بنابراین میتوان گفت روند کلی بازار مثبت است، اما این مسیر به شکل خطی و بدون اصلاح پیش نخواهد رفت و دورههایی از استراحت یا نوسان نیز طبیعی خواهد بود.نقش ورود پول حقیقی در این رشد اخیر تا چه اندازه تعیینکننده بوده است؟
ورود پول حقیقی در این دوره یکی از کلیدیترین عوامل شکلگیری موج صعودی بوده است. برخلاف برخی ادوار که رشد بازار بیشتر متکی به نمادهای محدود یا جریانهای مقطعی بود، در این دوره شاهد ورود گسترده پول از سمت سرمایهگذاران حقیقی به طیف متنوعی از صنایع هستیم. این موضوع نشان میدهد که اعتماد نسبی به بازار در حال بازگشت است و سرمایهگذاران ترجیح دادهاند، بخشی از منابع خود را از بازارهای کمریسکتر یا راکد، به سمت سهام منتقل کنند. البته این جریان میتواند به شدت به اخبار و انتظارات وابسته باشد و در صورت تغییر فضای سیاسی، سرعت آن نیز دستخوش تغییر خواهد شد.
وضعیت صنایع مختلف در این موج صعودی چگونه بوده و کدام گروهها پیشرو هستند؟
در این موج صعودی، برخلاف دورههای گذشته که عمدتا صنایع بزرگ و شاخصساز لیدر بازار بودند، شاهد نقشآفرینی پررنگتر صنایع کوچک و متوسط هستیم. گروههایی مانند داروییها، غذاییها، سیمانیها و برخی نمادهای بانکی توانستهاند عملکرد بهتری نسبت به شاخص کل ثبت کنند.
این موضوع نشان میدهد که جریان نقدینگی در بازار تا حدی چرخش پیدا کرده و صرفا در چند نماد بزرگ متمرکز نیست. با این حال، همچنان نقش صنایع بزرگ در جهتدهی کلی بازار مهم است و در صورت بازگشایی کامل آنها، میتوان انتظار داشت توازن جدیدی در رهبری بازار شکل بگیرد.
مهمترین ریسک پیش روی سرمایهگذاران چیست؟
یکی از بزرگترین ریسکها در شرایط فعلی، گرفتار شدن در حس جاماندگی است. زمانی که بازار با سرعت رشد میکند، برخی سرمایهگذاران تصور میکنند اگر فورا وارد هر سهمی نشوند، فرصت را از دست خواهند داد. این موضوع باعث میشود افراد در صفهای خرید و سهمهایی وارد شوند که از منظر بنیادی توجیه چندانی ندارند.
در چنین شرایطی با کوچکترین اصلاح بازار، این گروه بیشترین آسیب را متحمل میشوند. سرمایهگذاران باید به جای تعقیب رشدهای گذشته، به دنبال شرکتهایی باشند که هنوز از منظر سودآوری و ارزشگذاری ظرفیت رشد دارند. بازار سرمایه همواره فرصتهای جدید ایجاد میکند و موفقیت در آن بیش از هر چیز نیازمند صبر، تحلیل و مدیریت هیجان است.
با توجه به چرخش محسوس جریان سرمایههای خرد، آیا میتوان گفت بازار سهام وارد فاز جدیدی از تغییر رفتار سرمایهگذاران شده است؟
در شرایط فعلی نمیتوان بهسادگی از یک تغییر کامل فاز در رفتار بازار صحبت کرد؛ اما شواهد نشان میدهد بورس تهران نسبت به ماههای گذشته وارد یک مرحله متفاوت شده است.
آنچه در این دوره مشاهده میشود، ترکیبی از بهبود انتظارات سیاسی، ورود سنگین نقدینگی حقیقی و تقویت متغیرهای بنیادی شرکتهاست. این عوامل در کنار هم توانستهاند جهت کلی بازار را به سمت صعود هدایت کنند. ماهیت بازار سرمایه همچنان بهشدت خبری و انتظاری است. یعنی هرچند جریان پول و ارزندگی شرکتها پشتوانه مهمی برای رشد ایجاد کردهاند، اما وزن اخبار سیاسی بهویژه در حوزه مذاکرات همچنان بسیار بالاست و میتواند در کوتاهمدت مسیر بازار را تغییر دهد.
به بیان دیگر، بازار نه در یک روند پایدار قرار گرفته و نه موج هیجانی کوتاهمدت را تجربه میکند. در این فاز هم منطق بنیادی در حال تقویت نقش خود است و هم حساسیت به اخبار بیرونی همچنان تعیینکننده رفتار روزانه معاملهگران است. بنابراین اگر ثبات نسبی در متغیرهای سیاسی حفظ شود و ریسکهای سیستماتیک کاهش یابد، میتوان انتظار داشت نقش تحلیل بنیادی در تصمیمگیریها پررنگتر شود و بازار بهتدریج از حالت واکنشی فاصله بگیرد. اما در صورت بازگشت ابهام، همین ساختار میتواند دوباره به رفتار نوسانی و هیجانی بازگردد.
در یک نگاه کلی، آینده بورس را چگونه توصیف میکنید؟
به نظر میرسد در صورت تداوم فضای مثبت سیاسی، بورس همچنان از پتانسیل رشد برخوردار باشد. کاهش ریسکهای سیاسی، ارزندگی بسیاری از شرکتها، بهبود سودآوری بنگاههای بورسی و احتمال گسترش فعالیتهای صادراتی، مجموعه عواملی هستند که میتوانند از بازار حمایت کنند. البته نباید انتظار داشت مسیر صعودی بازار کاملا هموار باشد. نوسانات ناشی از اخبار مذاکرات و تغییر انتظارات معاملهگران همچنان ادامه خواهد داشت. اما تا زمانی که متغیرهای بنیادی در وضعیت مناسبی قرار دارند، میتوان نسبت به چشمانداز میانمدت بازار سهام دیدگاهی مثبت داشت.