در واقع می‌توان گفت پس از رشد در بازارهای موازی، نوبت به بازار سرمایه رسیده تا با استفاده از پتانسیل‌های نهفته در سودآوری شرکت‌ها، ارزش جایگزینی وانتظارات موجود ناشی از تورم، بتواند مسیر خوبی پیش روی سرمایه‌گذاران باز کرده و بازدهی خوبی نصیب این گروه از سرمایه‌گذاران کند. در این راستا صنایع صادرات محور، ارزآور و گروه فلزی و معدنی در خطوط مقدم این رشد قرار داشته‌اند. در این بین، اختلاف دیدگاه میان صاحب‌نظران این حوزه باعث شده تا پس از رشد شارپ و سریع بازار، این روزها حالت تعادلی را در روند معاملاتی بورس شاهد باشیم.

اما سوال مهم پیش روی سرمایه‌گذاران، روند آتی و آینده بازار سهام است. به عبارت دقیق‌تر این روزها در بازار پیش‌بینی روند آینده شاخص و قیمت سهام، از همیشه داغ‌تر است. اما حل این معادله تابع متغیرهایی است که حقیقتا پیش‌بینی برخی آنان در شرایط بی‌ثباتی موجود در اقتصاد، پیچیدگی کار را افزایش می‌دهد.

افزایش نرخ برابری ارزهای خارجی، افزایش تورم، افزایش قیمت جهانی نفت و کالاو گزارش‌های مناسب و مطلوب شرکت‌ها که نشان از افزایش نرخ فروش محصولات و افزایش سودآوری آنها دارد، از عوامل اصلی و بنیادی برای رشد شاخص بازار سرمایه به شمار می‌رود.

افزون نرخ ارزهای خارجی، از طرفی، افزایش نرخ فروش محصولات پتروشیمی، فلزات، فولاد و... را در پی داشته است. از طرف دیگر رشد ارزش جایگزینی شرکت‌ها را معیاری برای تصمیم سرمایه‌گذاران قرار داده است.

به این ترتیب همزمان با رشد شاخص، هجوم نقدینگی سرگردان به بازار ارزش معاملات روزانه را تا بیش از ۱۵۰۰ میلیارد تومان افزایش داد و سرمایه‌گذاران وضعیت بنیادی سهام و سودآوری آن در سال‌های آینده را مبنای ارزش‌گذاری سهام در نظر می‌گرفتند.

سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه نیازمند نگرشی بلند‌مدت است و تداوم رشد شاخص بورس را در گرو اعمال سیاست‌های داخلی و خارجی دولت می‌توان در نظر گرفت. به‌طوری‌که آغاز تحریم‌ها در ماه آینده می‌تواند باعث کاهش فروش محصولات و در نهایت کاهش سودآوری شرکت‌ها شود. در مقابل آزاد‌سازی قیمت‌ها که در ماه‌های اخیر آغاز شده، می‌تواند بازار را شفاف‌تر و تحلیل پذیرتر کند. در این میان عدم تغییر مکرر قوانین آنی، عملکرد منطقی سهامداران عمده و انتشار گزارش‌های شفاف‌تر شرکت‌ها می‌تواند از جمله مواردی باشد که با جلب اعتماد سرمایه‌گذاران و جذب نقدینگی به رونق هر چه بیشتر بازار سرمایه و چرخه اقتصاد کمک می‌کند.

در کنار موارد فوق، باید مسوولان و دست اندرکاران بازار سرمایه، نقدینگی تازه وارد به بورس را در جهت صحیح خود هدایت کنند. زیرا هجوم نقدینگی و رفتارهای هیجانی در بازار، هرچند در کوتاه مدت می‌تواند همه را راضی نگاه دارد، لیکن در بلند‌مدت آسیب‌های جبران‌ناپذیری به این بازار خواهند زد.

لذا استفاده از ابزارهای سرمایه‌گذاری مانند صندوق‌ها برای اشخاص حقیقی در درجه اول و یاری گرفتن از مشاوران و تحلیلگران حرفه‌ای درمراحل بعد، می‌تواند رشد پایدار بازار و سودآوری معقول نصیب سرمایه‌گذاران کند.