آن‌طور که جواهر لعل نهرو در کتاب «نگاهی به تاریخ جهان» گفته است، پس از این حرف لوئی پانزدهم و پس از این غارتگری‌ها، توفان فرا رسید و لوئی شانزدهم و دارودسته‌اش را با خود برد. نکته مهم در این است که در دوره لوئی شانزدهم در ژوئن ۱۷۸۹ قبل از سقوط باستیل یعنی از ۲۷ خرداد ۱۱۶۸ تا دوم تیر ۱۱۶۸ ه.ش حوادثی در فرانسه رخ داد که در پیروزی انقلاب فرانسه نقش قطعی داشت.با فشار و طغیان مردم فرانسه، لوئی شانزدهم مجبور شد مجلس «طبقات عمومی» (اتاژنرال) (Etates-General) از مردم طبقه سوم تا نجبا را تشکیل دهد. در ۱۹ ژوئن ۱۷۸۹ مردم طبقه سوم با صدای بلند خواستار آن شدند که از طبقات نجبا و بورژوا (متوسط و مرفه) جدا شوند.آن زمان «میرابو» با آنکه از طبقه عامه نبود و مقام اجتماعی والایی داشت از طبقه سوم پشتیبانی و پیشنهاد کرد که «یک مجمع ملی» (نشنال اسمبلی) تشکیل دهند و سپس فریاد برآورد و خطاب به مردم طبقه بورژوا (مرفه) و نجبا گفت که «بروید و به ارباب خود بگویید (منظور لوئی شانزدهم) که ما برحسب امر ملت در اینجا فراهم آمده‌ایم و جز با سرنیزه نمی‌توان ما را متفرق کرد.»سپس او در جلسه‌ای مصونیت نمایندگان را به تصویب رساند و اعلان کرد که بعد از این جلسه هرکس بر ضد وکلای ملت قدمی بردارد خائن به ملت محسوب می‌شود. در اثر شورش نمایندگان به رهبری میرابو در ۱۹ ژوئن ۱۷۸۹ لوئی شانزدهم دستور داد مجلس را ببندند و به سربازان دستور دادند که مانع ورود نمایندگان به مجلس شوند.این حادثه بزرگ‌ترین جرقه‌ای بود برای انفجار بشکه باروت انقلاب فرانسه تا جایی که در ۱۴ ژوئیه ۱۷۸۹ زندان باستیل گشوده شد. پیروزی انقلاب منجر به اعدام لوئی شانزدهم و همسرش ماری آنتوانت شد

 

(برگرفته از مقاله‌ای به قلم سیروس غفاریان).

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند