هیچ‌کس نمی‌داند که اولین درمانگران چه کسانی بودند یا دقیقا چه می‌کردند. به هرحال، باستان‌شناسان احتمال می‌دهند که آنان درمان جسمی را با اعتقادات مذهبی می‌آمیختند. بیماری و جراحت اغلب غیرمترقبه‌اند. به همین دلیل، انسان‌های نخستین، مانند مردم بسیاری از تمدن‌های بعدی، به احتمال زیاد بر این عقیده بودند که عامل این بیماری‌ها ارواح شیطانی یا خشم خدایان است. وظیفه برخورد با این موجودات ماوراء طبیعی به عهده کاهنان یا شمن‌ها بود. انسان‌های نخستین علاوه بر اینکه برای سلامتی از ادعیه کاهنان و طلسم جادویی بهره می‌جستند، به احتمال زیاد از روش‌های علمی هم استفاده می‌کردند. زیست‌شناسان میمون‌هایی را دیده‌اند که از گیاهانی تغذیه می‌کنند که جزو رژیم معمول آنها نیستند. مواد درون این گیاهان انگل‌های بیماری‌زای این جانوران را نابود می‌کنند.

احتمالا انسان‌های نخستین به کشفیات مشابهی نائل شده بودند. همچنین انسان‌ها بدون شک برای کنترل خونریزی زخم‌ها، بر آنها فشار وارد می‌کردند یا دور آنها را می‌پوشاندند، زنان به یکدیگر کمک می‌کردند تا وضع حمل کنند.  در اسکلت‌هایی که از عصر نوسنگی یعنی حدود ۷ هزار سال پیش به‌جا مانده است باستان‌شناسان نشانه‌هایی یافته‌اند که ثابت می‌کند، انسان‌ها برای تسریع جوش خوردن شکستگی‌ها کوشیده‌اند. استخوان‌های شکسته به‌طور مستقیم جوش خورده‌اند که نشان می‌دهد از گونه‌ای تخته شکسته بندی برای صاف نگه داشتن آنها استفاده شده است. در استخوان‌های جمجمه، شاید در اولین اعمال جراحی تاریخ، سوراخ‌هایی تعبیه شده است. در بعضی از جمجمه‌ها چند سوراخ وجود دارد که اطراف آنها را استخوان‌هایی پوشانده‌اند که پس از سوراخ کردن پدید آمده‌اند. این ثابت می‌کند که نه تنها این اعمال جراحی روی انسان‌های زنده انجام شده است، بلکه بیماران به‌طور عجیبی زنده مانده‌اند و حتی اجازه داده‌اند که مجددا بر رویشان جراحی انجام گیرد.

منبع: لیزا یونت، تاریخ پزشکی، ترجمه رضا یاسایی، ققنوس، ۱۳۸۵.