جناب اشرف آقای قوام نخست‌وزیر، (خصوصی-مستقیم است)

«پس از مراجعت از نیمه راه مسافرت اروپا از اوایل اردیبهشت اینجانب در احمدآباد ساوجبلاغ سکونت اختیار کرده و در حال انزوا گرفتار مریض داری بودم و بالاخره خود نیز دچار کسالت شده و ناچار به تهران آمده و مدتی تحت معالجه هستم و اگر با چنین حالی در مقام تصدیع برآمده‌ام هیچ محرکی غیر از ادای وظیفه اجتماعی ندارم.متعاقب صدور فرمان انتخابات غلیان فوق‌العاده‌ای در افکار عمومی پدیدار شده و مراجعاتی از طبقات مختلف به‌اینجانب شده... مردم می‌گویند هنگامی که دولت در بعضی حوزه‌ها عملا بازرسی ندارد و در سایر حوزه‌ها هم خود دولت به‌عنوان حزب دخالت کند، انتخابات آزاد نخواهد بود و چنین انتخاباتی با وضعیت کنونی ایران بسیار خطرناک است و مجلسی که با این شیوه تشکیل شود، مظهر افکار عمومی ایران نیست و در مقابل بیگانگان برای دولت تکیه‌گاه نخواهد بود. زیرا ماموران بیگانه بهتراز هرکس ناظر بر اوضاع واز منشا انتخاب نمایندگان آگاهند و توقع دارند که دولت مجلس را برای پیشرفت مقاصد سیاسی آنها مطیع و منقاد کند.دولت اعم از اینکه مانند دوره دیکتاتوری[رضاشاه] اسامی داوطلبان وکالت را به فرمانداران تلگراف کند یا اینکه مانند دوره ۱۴ تقنینیه عده‌ای را با تزویر و حیله در حوزه‌های انتخابیه تحمیل یا نامزدهای خود را تحت عنوان تشکل حزب تقویت کند نتیجه یکی است و آن این است که قاطبه مردم از حق انتخاب کردن، حقی که قانون‌اساسی برای تعیین مقدراتشان به آنها داده است محروم می‌شوند.

وقتی در موقع انتخابات، دولت اقدام به تشکیل حزبی [اشاره به حزب دموکرات قوام] کند مردم چنین تصور می‌کنند که ممکن است دولت به نفع طرفداران خود از قدرت دولتی استفاده کند و اگر این تصور صورت عمل پیدا کند، بدعتی برای آینده خواهد شد که دیگران هم مبادرت به تشکیل حزب کنند و ملت ایران در ادوار آینده از حق آزادی انتخاب محروم شود.ممکن است گفته شود که در ممالک راقیه نیز دولت‌ها متکی به احزابند مثل اینکه در انگلستان دولت از حزب معینی تشکیل می‌شود و انتخابات را همان دولت اداره می‌کند. به‌عقیده اینجانب مقایسه کشور ایران با ممالک انگلوساکسون قیاس مع‌الفارق است. زیرا در آن ممالک بر اثر دوام مشروطیت، قوانین جزو عادات جاریه شده و درباره همه یکسان اجرا می‌شود؛ چنانچه اغلب پیش آمده که در زمان یک حکومت یک حزب، انتخابات به نفع حزب مخالف آن تمام شده، ولی در این کشور سال‌ها وقت لازم است تا قوانین مانند دیگر کشورها مورد احترام واقع شود.

در انگلستان هر حزبی در انتخابات فاتح شد خالق دولت است و در آنجا سابقه ندارد حزب مخلوق دولت باشد.کشور هیچ‌گاه با چنین خطری که استقلال و تمامیت ما را تهدید می‌کند مواجه نشده است وکوچک‌ترین بی‌احتیاطی ممکن است ما را از این پرتگاه برای همیشه ساقط و نابود کند... بزرگ‌ترین حربه‌ای که امروز ما را در مقابل تجاوزات و مداخلات می‌تواند حفظ کند تکیه به قانون‌اساسی کشور و افکار عمومی است.به عقیده اینجانب صلاح مملکت در این است که نمایندگان مجلس با خود مردم سروکار پیدا کنند و فرمان وکالت را از دست مردم بگیرند و درنتیجه در مجلس شورای ملی مامور مردم باشند و در صلاح و صرفه جامعه ایرانیت عمل کنند و صلاح شخص جناب اشرف هم در این است.» در این دوره نه تنها قوام‌السلطنه بسیاری از افراد حزب خودساخته دموکرات را با تقلب گسترده وارد مجلس کرد، بلکه جلوی انتخاب شدن دکتر مصدق را هم گرفت.

منبع: نامه‌های دکتر مصدق- گردآوری: محمد ترکمان- صص ۹۴-۹۰