در غیاب احمدشاه، عوامل رضاخان اندیشه الغای سلطنت و رئیس‌جمهور شدن سردار سپه را پیش آوردند. اما تغییر حکومت کشور به جمهوری به دلیل مخالفت شدید برخی از روشنفکران و روحانیون همچون ملک‌الشعرا بهار و سیدحسن مدرس با شکست روبه‌رو شد.  در طول یک و نیم سال بعد از شکست پروژه جمهوری‌خواهی، سردار سپه کوشید تا خود را به نمایندگان مخالفان و اقلیت مجلس نزدیک کند. ارتباطات وسیعی با عبدالحسین میرزا فرمانفرما، نصرت‌الدوله، سیدحسن مدرس و تقریبا اکثر کسانی که پس از کودتا دستگیر شده بودند، برقرار شد. از سوی دیگر تمایل بیش از حد احمد شاه به سلطنت مشروطه که گاهی به ضعف وی نیز تعبیر می‌شد، راه را برای تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی هموار کرد. 

تنها مقاومت جدی خانواده احمد شاه، نه از سوی وی که از سوی مادرش ملکه جهان صورت گرفت. او به تنهایی تصمیم به مبارزه با رضاخان گرفت و به این منظور از پاریس به عتبات عالیات سفر کرد تا حکم و فتوای مفسد و خارج از دین بودن نخست‌وزیر را به هر قیمتی از مراجع عراق به‌دست آورد. ولی او نیز زمانی به عراق رسید که رضاخان در مجلس موسسان سوگند پادشاهی خورده بود. به هر تقدیر با فشارهای نخست‌وزیر، نمایندگان مجلس پنجم شورای ملی در روز ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی ماده واحده‌ای را مطرح کردند که به موجب آن احمدشاه از سلطنت خلع شد و حکومت موقت «در حدود قانون اساسی و قوانین موضوعه مملکتی به شخص آقای رضاخان پهلوی» سپرده و «تعیین تکلیف حکومت قطعی» به مجلس موسسان واگذار شد.

اغلب نمایندگان شهر تهران (که بر خلاف سایر شهرها در فرآیندی نسبتا دموکراتیک انتخاب می‌شدند) با این تغییر مخالفت کردند. سپس با تشکیل یک مجلس موسسان، در ۲۱ آذر ۱۳۰۴، سلطنت ایران به « رضا پهلوی» واگذار شد. انتخابات این مجلس در فرآیندی کاملا غیردموکراتیک انجام شد. در ۲۴ آذر ۱۳۰۴ خورشیدی، رضاخان پهلوی در مجلس موسسان حاضر شد و با ادای سوگند به قرآن رسما به‌عنوان سردودمان پهلوی وظایف پادشاهی را به عهده گرفت و برای اولین بار در سال ۱۳۰۴ بر تخت نشست.