هر یک از این طبقات حامی و بانی، چند گروه مختلف اجتماعی را شامل می‌شد. متعلقان و وابستگان به دربار، مانند غلامان یا کنیزکان خاص، توانایی و شرایط آن را داشتند تا در ساخت و برپایی بناها، مشارکتی هرچند کوچک داشته باشند. طبقات و اشراف اداری، گستره‌ای به نسبت وسیع از اشخاص با مراتب شغلی متفاوت را دربر می‌گرفت. وزیر، داروغه شهر، معلم دربار، کاتب، حسابدار یا خزانه‌دار و حتی گاه محتسب این امکان را داشتند که به لطف توانایی مالی و گاه حمایت حاکم، در ایجاد بناها مشارکت داشته باشند. یکی از جالب توجه‌ترین گروه‌های بانی که در برخی از گزارش‌ها دیده می‌شود، خادمان و اشخاص متولی بناهای مذهبی و امامزاده‌ها بودند که در برخی از موارد به‌دلیل آنکه مراقب و نگهبان این مجموعه‌ها بودند، به نوعی مالک و مسوول اموال آنها هم محسوب می‌شدند و از این‌رو، خودشان به شخصه در توسعه و آبادانی و حفظ این بناها همت می‌گماشتند.

در دوره ایلخانی و زمان اصلاحات غازان‌خان، جدا از حمایت شخصی امرای ایلخانی از معماری، دیوان‌هایی در این دوره برای نظارت بر معماری و آبادانی که به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم پیگیر این امور بودند، تاسیس شدند. این دیوان‌ها تا پایان دوران ایلخانی با تغییر و توسعه در شکل و مفهوم اجرایی و اداری خود همچنان پابرجا بودند. برای این دوران می‌توان از پنج دیوان مهم که در ارتباط با امور معماری و عمران تاسیس شده بود سخن گفت. دیوان خاصه، دیوان عمارت، دیوان خالصات، دیوان بایرات و دیوان مساس که هریک از این سازمان‌های دولتی به نحوی در بخشی از نظام معماری دخیل بودند.

همچنین این احتمال را می‌توان درنظر داشت که به‌دلیل وظایف این دیوان‌ها در امور ساختمانی و معماری، معماران و مهندسانی ویژه در خدمت به این دیوان‌ها بودند که صرفا در این سازمان‌ها مشغول به کار می‌شدند. از این رو، بسیاری از ساخت‌وسازهای این دوران از سوی این دیوان‌ها انجام می‌شد که در توسعه و ساخت کاروانسراها، مدارس، خانقاه‌ها، حمام‌ها و سایر بناهای عمومی مشارکت داشتند و نقشه‌های این بناها را به شیوه‌ای یکسان در شهرها و راه‌های تجاری و مسافرتی برپا می‌کردند. بنابراین بسیاری از طرح‌ها و اجرا و نظارت بر ساختمان‌های این دوران، مستقیما از طریق این ارکان دولتی صورت می‌گرفت.

دیوان خالصات و بایرات با حمایت از آبادانی و عمران و تشویق مردم به ساخت‌وساز در زمین‌های بایر با کمک‌های مالی، به نوعی یکی از بزرگ‌ترین حامیان دولتی بود که مستقیما با اقشار مردم به‌ویژه طبقه متوسط جامعه سروکار داشت. بنابر آنچه گفته شد باید دانست که تعداد حلقه‌های زنجیر در آثار معماری با توجه به حضور بانیان و حامیان و معماران متفاوت بود و متاثر از شرایط و سیاق اجتماعی، نفوذ و تاثیر هر یک نیز کمرنگ و پررنگ بوده است.

منبع: غلامرضا جمال‌الدین، احمد صالحی‌کاخکی، «بررسی مولفه‌های معماری اسلامی دوره ایلخانان از دریچه تاریخ اجتماعی»، تحقیقات تاریخ اجتماعی،۱۳۹۶.