بعد از وقوع جنگها، مهمترین پرسش پیش روی ملتها چگونگی ساختن آینده است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که دورههای پس از بحران، اگر با نگاه توسعهمحور همراه شوند، میتوانند به نقطه آغاز اصلاحاتی تبدیل شوند که در شرایط عادی، سالها به تعویق میافتند. ایران نیز امروز در برابر این پرسش قرار دارد…
درحالیکه سن بازنشستگی اخیرا مورد بازبینی قرار گرفته و طبق مصوبههای جدید به ۶۲سال افزایش یافته، همچنان بازنشستگان در سنین پایینتر بازنشسته میشوند. پایین بودن سن بازنشستگی موثر، عمدتا ریشه در بازنشستگیهای پیش از موعد و سنوات ارفاقی کارکنان دارد؛ امری که بار مالی قابلتوجهی را بر منابع عمومی…
درحالیکه سن بازنشستگی اخیرا مورد بازبینی قرار گرفته و طبق مصوبههای جدید به ۶۲سال افزایش یافته، همچنان بازنشستگان در سنین پایینتر بازنشسته میشوند. پایین بودن سن بازنشستگی موثر، عمدتا ریشه در بازنشستگیهای پیش از موعد و سنوات ارفاقی کارکنان دارد؛ امری که بار مالی قابلتوجهی را بر منابع عمومی تحمیل میکند.
دنیای اقتصاد: مرکز آمار ایران و بانک مرکزی، دو نهاد منتشر کننده آمارهای تورم، با گذشت ۱۰روز از پایان ماه اردیبهشت هنوز آمارهای تورم این ماه را منتشر نکردهاند، این در حالی است که آمارهای تورمی در ماههای اخیر و در طول دوران جنگ، قبل از گذشت این مدت اعلام میشد. رئیس مرکز آمار ایران، پیش از این، در پاسخ به سوال خبرنگار «دنیای اقتصاد» در رابطه با علت وقفه در اعلام آمارهای تورمی اعلام کرده بود این نهاد، در هفته نخست هر ماه، آمار تورم ماه پیشین را منتشر میکند با این حال، تورم اردیبهشت ماه با گذشت ۱۰روز از پایان این ماه هنوز اعلام نشده است. واحد اطلاعرسانی آماری مرکز آمار ایران در رابطه با علت به تعویق افتادن انتشار آمار تورم توضیحی نداد. مدتها است که برخی سیاستگذاران تصور میکنند با به تعویق انداختن انتشار آمارهای تورم، میتوان انتظارات تورمی را بهتر کنترل کرد. با این حال، اقتصاددانان معتقدند عدم انتشار آمارهای تورمی کمک عمدهای به کنترل انتظارات تورمی نمیکند و در بلندمدت به شهرت نهادهای آماری آسیب میزند.
بسته شدن یا مسدود کردن تنگه هرمز، برخلاف انتظار به یک معضل و یا بهتر بگوییم چالش جهانی تبدیل شد. عمق این چالش به ذهن هیچ دولتمردی نرسیده بود. شاید به همین خاطر است که به نظر میرسد دولتمردان ایران اکنون متوجه این شدهاند که چه سلاحی در اختیار دارند و مدام بر حاکمیت و رژیم جدید تنگه هرمز تاکید میکنند و تا آنجا پیش میروند که با کشور عمان - شریک دیگر این آبراه - رژیم حقوقی تازهای را بنا کرده و از سوی دیگر، کشورهای خارجی به دنبال راهحلهایی هستند که اگر کشورهای دیگر مانند مالزی از تنگههای استراتژیک خود مثل مالاکا، مانند سلاح استفاده کنند چه برخوردی را باید در پیش بگیرند. در واقع بسته شدن تنگه هرمز ممکن است به یکی از نقاط عطف ژئوپلیتیک دهه ۲۰ قرن بیست و یکم تبدیل شود.
بعد از وقوع جنگها، مهمترین پرسش پیش روی ملتها چگونگی ساختن آینده است. تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که دورههای پس از بحران، اگر با نگاه توسعهمحور همراه شوند، میتوانند به نقطه آغاز اصلاحاتی تبدیل شوند که در شرایط عادی، سالها به تعویق میافتند. ایران نیز امروز در برابر این پرسش قرار دارد که آیا بازسازی به معنای بازگشت به سیاستهای پیشین است یا فرصتی جدید برای بازنگری در مهمترین سازوکارهای تصمیمگیری کشور است؟ پاسخ به این پرسش، صرفا در بازسازی ساختمانها، جادهها و تاسیسات خلاصه نمیشود، بازسازی زمانی معنا پیدا میکند که به فرصتی برای ارتقای کیفیت حکمرانی، بهبود نظام برنامهریزی، افزایش بهرهوری، تقویت سرمایه انسانی، اصلاح ناترازیها و بازتعریف اولویتهای توسعه تبدیل شود. در شرایطی که منابع محدود و نیازها گسترده است، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که تصمیمها دقیقتر، سنجشپذیرتر و مبتنی بر واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی اتخاذ شوند. «دنیایاقتصاد» در تلاش برای پاسخ به این پرسش بنیادین است؛ چگونه میتوان از دل یک بحران، فرصتی برای اصلاحات یافت؟
در ادبیات توسعه، برخی کشورها مسیر رشد خود را نه بر اساس روندهای طبیعی بازار، بلکه حداقل بر پایه نوعی طراحی آگاهانه طی کردهاند؛ الگویی که میتوان آن را توسعه مهندسیشده نامید. در این مدل، توسعه صرفا محصول خودجوش سرمایهگذاری خصوصی یا تحولات تدریجی اجتماعی نیست، بلکه حاصل مداخله هدفمند دولت، طراحی نهادی، برنامهریزی بلندمدت و هماهنگی میان بخشهای مختلف اقتصاد است. دولت در چنین ساختاری نه یک بازیگر منفعل، بلکه معمار توسعه محسوب میشود.
جنگها تمام میشوند اما خرابیهای ناشی از جنگ ممکن است سالها کشورها را درگیر خود کند. کشور ما در سالی که گذشت، دو جنگ تحمیلشده به خود دید. جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه. دکتر مسعود نیلی، اقتصاددان سال گذشته در میزگردی که در مجموعه دنیای اقتصاد برگزار شد تاکید کرده بود: «در اقتصاد نه بنبست وجود دارد و نه معجزه» این جمله احتمالا بدان معنا است که اقتصاد ذاتا راه خود را باز میکند، به شرط آنکه رویکردهای سازگار و تصمیمهای پایدار اتخاذ شود. سیاستگذاران باید با تصمیمگیری فراستمندانه سعی کنند راهی در بنبستها بگشایند؛ چراکه در غیر این صورت، معجزههای اقتصادی به خودی خود رخ نمیدهد.