فقر زنان صرفا یک محرومیت اقتصادی نیست، بلکه ساختاری چندبعدی دارد که در تعامل با نابرابریهای جنسیتی، فرهنگی و قانونی، پیامدهای پیچیدهای بر سلامت جسمی، روانی و اجتماعی آنان برجای میگذارد. این فقر به معنای محدودیت در ظرفیتها، فرصتهای شغلی، روابط اجتماعی، مشارکت در تصمیمگیری و دسترسی به منابع است و در نهایت، توانمندی زنان برای داشتن زندگی پایدار را کاهش میدهد.