شماره روزنامه ۶۴۹۴
|
مهدی  عطوان

مهدی عطوان

  • بازنگری در صندوق ضمانت سپرده‌ها

    شماره روزنامه: 6492
    تاریخ چاپ:
    شماره خبر: 4246582
    گروه: سرمقاله
    هرچند موسسات بیمه سپرده‌ها در کشورهای مختلف به‌عنوان «نهادهای مکمل صنعت بانکداری» شناخته می‌شوند و فعالیت می‌کنند، اما «صندوق ضمانت سپرده‌ها» در ایران از آغاز تاسیس در سال۱۳۹۲ تا سال۱۴۰۲ به زحمت توانست در صنعت بانکداری ایران، جایی برای خود بازکند. ولی اکنون، ابلاغ قانون بانک مرکزی در سال۱۴۰۲ و قانون برنامه پنج‌ساله هفتم پیشرفت در سال‌۱۴۰۳ از یک‌سو و بغرنج‌تر شدن شرایط و وضعیت نظام بانکی در ایران از سوی دیگر به دلایلی مانند ناترازی‌های گسترده، انباشت اموال و دارایی‌های مازاد در ترازنامه و عدم رعایت سقف‌های قانونی تملک سهام در برخی بانک‌ها موسسات اعتباری غیربانکی و به تبع آن، افزایش فشارها بر منابع بانک مرکزی و آثار پولی و تورمی ناشی از آن، موجب شده است که نگاه‌ها به سوی صندوقی که به کنج عزلت رانده شده بود، خیره شود و همین موجب شد صندوقی که فلسفه وجودی و کارکردش حتی برای بسیاری از فعالان و کارشناسان نظام بانکی و بازار سرمایه، ناشناخته می‌نمود، به یکباره و با اعلام آغاز فرآیند گزیر بانک آینده، از حاشیه بیرون شود و در تیتر اخبار و رسانه‌های عمومی، جای گیرد.
  • اثر ناظران مقیم در بانک‌ها

    شماره روزنامه: 6459
    تاریخ چاپ:
    شماره خبر: 4236628
    گروه: یادداشت
    «ناظران مقیم» به‌زودی از راه می‌رسند، هرچند بانک‌ها برای استقبال از آنها فرش قرمزی پهن نکرده باشند. رئیس محترم قوه قضائیه طی سخنانی در نشست شورای‌عالی قوه مزبور در تاریخ ۱۴۰۴.۰۸.۱۲ با اشاره به مبحث ناترازی بانک‌ها و اقدامات مرتبط با فرآیند موسوم به «گزیر» بانک آینده، تاکیداتی داشتند و از جمله فرموده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند که «از بانک‌مرکزی می‌خواهیم در موارد احتمالی مشابه و اینچنینی نگذارد کار به این مراحل سخت و پرهزینه و نیازمند جراحی بکشد.
  • گزیر بانک‌ها؛ تاملی بر یک طرح با 55 امضا

    شماره روزنامه: 6235
    تاریخ چاپ:
    شماره خبر: 4157375
    گروه: یادداشت
    «به کجا چنین شتابان؟ گَوَن از نسیم پرسید»؛ گفت و شنود گَوَن و نسیم در این دیار کهن، به همان اندازه که مایه مباهات است، شگفت‌آور هم هست. از این‌رو موجب مباهات است که نشان می‌دهد در این سرزمین از دیرباز فرهنگ گفت‌وگو وجود داشته است، به‌طوری که حتی یک درختچه بیابانی و باد ملایم هم با یکدیگر سخن می‌گویند و قبل از اتخاذ یک تصمیم حتی تصمیمات فردی، پیرامون موضوع گفت‌وگو می‌کنند؛ چه رسد به تصمیماتی که آثاری جمعی در پی داشته باشند.