مداخلات علیه فوتبال

 اقتصاددانان بر این باورند که کیفیت نهادها، بیش از وفور منابع طبیعی یا حتی سرمایه، مسیر رشد و توسعه کشورها را تعیین می‌کند. هرگاه نهادها به جای ایجاد رقابت، حمایت از حقوق مالکیت و افزایش بهره‌وری، به توزیع منابع و مداخله مستقیم در فعالیت‌های اقتصادی بپردازند، نتیجه معمولا کاهش کارآیی، افت سرمایه‌گذاری و کند شدن رشد اقتصادی است. این منطق تنها به اقتصاد محدود نیست؛ فوتبال حرفه‌ای نیز به‌عنوان یک صنعت جذاب و دوست داشتنی، از همین قواعد پیروی می‌کند. از این منظر، حذف تیم ملی فوتبال ایران از ادامه مسابقات جام جهانی را نمی‌توان صرفا یک ناکامی ورزشی دانست. این اتفاق را می‌توان نشانه‌ای از مساله‌ای عمیق‌تر در اقتصاد سیاسی فوتبال ایران تلقی کرد. همان‌گونه که سال‌هاست اقتصاد ایران با پدیده «سلطه مالی» (Fiscal Dominance) شناخته می‌شود، می‌توان از مفهومی مشابه با عنوان «سلطه دولتی» در فوتبال ایران نیز سخن گفت؛ وضعیتی که در آن دولت و نهادهای شبه دولتی، فراتر از نقش تنظیم‌گری، به بازیگران اصلی بازار فوتبال تبدیل شده‌اند. در چنین ساختاری، سازوکار رقابت تضعیف می‌شود و پیامد آن کاهش بهره‌وری، ضعف سرمایه‌گذاری، استهلاک سرمایه انسانی و فاصله گرفتن از استانداردهای جهانی است.

۱. سلطه دولتی در فوتبال

در اقتصاد، سلطه مالی زمانی رخ می‌دهد که سیاست‌های پولی و مالی در خدمت تامین مالی دولت قرار گیرند و استقلال سیاستگذاری کاهش یابد. به همین قیاس، می‌توان از «سلطه دولتی» در فوتبال سخن گفت؛ جایی که مالکیت باشگاه‌ها، انتصاب مدیران و تامین منابع مالی عمدتا تحت نفوذ دولت یا نهادهای عمومی است. در چنین شرایطی، باشگاه‌ها بیش از آنکه در برابر بازار و هواداران پاسخگو باشند، به منابع عمومی متکی می‌شوند و انگیزه کمتری برای افزایش بهره‌وری و رقابت دارند. این وابستگی همچنین زمینه تعارض منافع، کاهش شفافیت و افزایش احتمال فساد را فراهم می‌کند. در نتیجه زمین فوتبال، به جای بازی بازیکن‌ها، به بازی بازیگران دولتی تبدیل می‌شود.

۲. اقتصاد ورشکسته فوتبال

یکی از پیامدهای سلطه دولتی، شکل‌گیری ساختاری است که بخش بزرگی از فوتبال حرفه‌ای ایران را از منظر اقتصادی زیان‌ده کرده است. درآمدهای تجاری، حق پخش و بازاریابی سهم اندکی در تامین هزینه‌ها دارند و بسیاری از باشگاه‌ها بدون حمایت دولت یا بنگاه‌های وابسته به منابع عمومی قادر به ادامه فعالیت نیستند. همان‌گونه که درآمدهای نفتی در اقتصاد، ناکارآمدی‌های ساختاری را برای مدتی پنهان می‌کنند، در فوتبال نیز این منابع اصلاحات را به تعویق انداخته‌اند. در چنین ساختاری، باشگاه‌ها نه تحت فشار رقابت برای افزایش بهره‌وری قرار دارند و نه در برابر زیان‌های خود پاسخگو هستند. در نتیجه، منابع محدود به جای آنکه به سمت باشگاه‌های کارآمد هدایت شوند، عمدتا بر اساس ملاحظات اداری و بودجه‌ای تخصیص می‌یابند.

۳. نبود بازار رقابتی فوتبال

بازار فوتبال زمانی کارآمد است که مالکیت، رقابت، قراردادها و سرمایه‌گذاری بر اساس سازوکار بازار شکل بگیرند. اما در ایران، وابستگی مالی باشگاه‌ها به دولت، محدودیت مالکیت خصوصی و مداخلات گسترده، مانع شکل‌گیری بازار رقابتی شده است. نتیجه، تخصیص غیربهینه منابع، کاهش بهره‌وری و تضعیف انگیزه برای نوآوری و سرمایه‌گذاری بلندمدت است.

۴. تیم ملی پیر؛ استهلاک سرمایه انسانی

میانگین سنی بالای تیم ملی را می‌توان نشانه‌ای از ضعف در سرمایه‌گذاری بر سرمایه انسانی دانست. در اقتصادی که سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد، سرمایه به تدریج مستهلک می‌شود؛ در فوتبال نیز اگر استعدادیابی، آکادمی‌ها و لیگ‌های پایه به‌طور مستمر تقویت نشوند، نسل جدید جایگزین نسل قبلی نخواهد شد. فوتبال ایران سال‌ها از سرمایه انسانی ارزشمندی که عمدتا در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ شکل گرفته بود، بهره برد؛ اما هر سرمایه‌ای بدون سرمایه‌گذاری مجدد، دیر یا زود مستهلک می‌شود.

۵. فرسایش موتورهای رشد فوتبال

در نظریه‌های رشد اقتصادی، رشد بلندمدت بر سه پایه سرمایه، سرمایه انسانی و فناوری استوار است. این منطق درباره فوتبال نیز صادق است. رشد فوتبال ایران در دهه‌های گذشته بیش از آنکه محصول یک الگوی پایدار توسعه باشد، بر منابع مالی نفتی و سرمایه انسانی نسل‌های گذشته تکیه داشت. امروز با محدودتر شدن منابع مالی دولت، استهلاک سرمایه انسانی و ضعف در جذب دانش، فناوری و شیوه‌های نوین مدیریت فوتبال، هر سه موتور رشد در حال تضعیف هستند. از این منظر، همان‌گونه که اقتصاد ایران با کاهش سرمایه‌گذاری و بهره‌وری با رشد پایین مواجه شده است، فوتبال ایران نیز در معرض رکود و کاهش توان رقابتی قرار دارد.

۶. فاصله گرفتن از استانداردهای جهانی

فوتبال جهان امروز صنعتی رقابتی و مبتنی بر داده، فناوری، مدیریت حرفه‌ای و سرمایه‌گذاری خصوصی است. در مقابل، فوتبال ایران همچنان با ساختارهای اداری، مدیریت کوتاه‌مدت و مداخلات گسترده اداره می‌شود. همان‌گونه که اقتصادهای بسته از زنجیره ارزش جهانی عقب می‌مانند، فوتبالی که از رقابت، دانش و تعاملات بین‌المللی فاصله بگیرد نیز به تدریج از استانداردهای جهانی عقب خواهد افتاد.

۷. فوتبال؛ آینه اقتصاد

اصلاح فوتبال ایران صرفا با تغییر سرمربی یا مدیران باشگاه‌ها محقق نمی‌شود. مساله اصلی، کیفیت نهادهای حکمرانی است؛ همان مساله‌ای که در بسیاری از بخش‌های اقتصاد ایران نیز مشاهده می‌شود. همان‌گونه که خروج از سلطه مالی و اصلاح نهادها، پیش‌شرط رشد پایدار اقتصادی است، فوتبال ایران نیز برای بازگشت به مسیر توسعه، نیازمند کاهش سلطه دولت، تقویت مالکیت خصوصی، ایجاد رقابت واقعی، شفافیت مالی و پاسخگویی باشگاه‌هاست. حذف از ادامه مسابقات جام جهانی، اگرچه در ظاهر یک شکست ورزشی است، اما در واقع هشداری درباره کیفیت نهادهای حاکم بر فوتبال ایران محسوب می‌شود. فوتبال، مانند اقتصاد، محصول کیفیت نهادها، انگیزه‌های اقتصادی و سازوکارهای حکمرانی است. تا زمانی که این نهادها اصلاح نشوند، تغییر سرمربی، مدیر یا حتی یک نسل از بازیکنان، شاید نتایج کوتاه‌مدت را تغییر دهد، اما مسیر توسعه فوتبال ایران را دگرگون نخواهد کرد.

*   دبیر گروه سیاستگذاری روزنامه «دنیای اقتصاد»