ایران و آمریکا در کورس تابآوری
در هر صورت، به نظر میرسد که موضوع حمله نظامی مجدد همچنان از دستورکار خارج نشده است. در پی دستور ترامپ تلاشهای دیپلماتیک برای از سرگیری مذاکرات با میانجیگری پاکستان افزایش یافته است. حتی پوتین نیز اعلام کرده که آماده است اورانیوم ۶۰ درصد غنی شده ایران برای حصول توافق، به روسیه منتقل شود. اما تا امروز اصلیترین مسائل مورد اختلاف میان آمریکا و ایران یعنی مساله باز شدن تنگه هرمز و اورانیوم ۶۰ درصد حل نشده است.
هرچند درباره موضوعات دیگر که عمدتا تاکتیکی هستند؛ میتوان امیدوار بود که توافقی حاصل شود، اما درباره این دو موضوع اصلی، یعنی انتقال اورانیوم ۶۰ درصد غنی شده و نیز عادی شدن روند رفت و آمد در تنگه هرمز، بهنظر میرسد اختلاف دو طرف بسیار فراتر از آن چیزی باشد که در رسانهها تصویرسازی میشود. واقعیت امر این است که جمهوری اسلامی خود را بازنده جنگ اخیر نمیداند و بر این باور است که توان ترامپ برای ماندن در منطقه و حفظ توان نظامی ارتش آمریکا با محدودیت مواجه است و با فرارسیدن انتخابات میاندورهای در آمریکا، ترامپ ممکن است بخواهد امتیازات بیشتری به ایران بدهد. از طرف دیگر ترامپ در آن چیزی گرفتار شده است که میتوان آن را تله اعتبار نامید. ارتش آمریکا نتوانسته است از طریق اعمال قدرت نظامی به خواسته خود برسد و متحدان آمریکا و مخصوصا اروپاییها به وضوح از رفتار آمریکا در قبال ایران و وضعیت تنگه هرمز انتقاد کردهاند.
اکنون سوال این است که آیا امکان یک راهحل دیپلماتیک وجود دارد یا خیر؛ نخست باید توجه کنیم که آنچه از آن به عنوان یک راهحل دیپلماتیک یاد میشود در واقع یک چارچوب موقت برای جلوگیری از تشدید تنش است تا رسیدن به یک راهحل معین دیپلماتیک. آنچه رسانهها گزارش کردند این است که ایران و آمریکا تلاش میکنند با میانجیگری پاکستان به چارچوبی برای تداوم آتشبس و عدم تشدید تنش دست پیدا کنند و بعد از این توافق به مذاکرات خود در مورد موضوعات مورد اختلاف ادامه دهند. بنابراین به نظر میرسد که همچنان با حل اختلافات بنیادی میان ایران و آمریکا یعنی اختلاف بر سر باز شدن تنگه هرمز و اورانیوم ۶۰ درصد فاصله زیادی داریم و به همین دلیل نمیتوان گفت که اقدام نظامی از دستور کار ترامپ خارج شده است. در واقع دو طرف وارد یک مسابقه تابآوری شدهاند. جمهوری اسلامی ایران بر این باور است که ترامپ نمیتواند به مدت طولانی نیروهای نظامی خود را در منطقه نگه دارد و ناگزیر به عقبنشینی است، از طرف دیگر ترامپ بر این باور است که اگر نتواند از این تله اعتبار خارج شود، در واقع موقعیت او در صحنه بینالمللی و مساله رقابت قدرتهای بزرگ تحتتاثیر این امر قرار خواهد گرفت.
در واقع جنگ ایران و آمریکا میتواند به یک جنگ سرنوشتساز در منطقه و تا حدی کمتر نظام بینالملل تبدیل شود، اگر آمریکا برخلاف ادعاهای خود نتواند از این جنگ به یک دستاورد مشخص سیاسی دست پیدا کند. از این منظر اعتبار آمریکا هم در منطقه و هم در نظام بینالملل به شدت زیر سوال خواهد رفت، لذا مساله مهم برای آمریکا این است که چگونه میتواند بدون از دست دادن اعتبار خود از این منازعه خارج شود.
از سوی دیگر از آنجا که جمهوری اسلامی ایران منازعه کنونی را یک منازعه بر سر بقا میداند، خود را در تله بقا میبیند و از این رو سعی میکند با افزایش تابآوری خود و ادامه مقاومت از این تله خارج شود و آمریکا را متقاعد کند که مشکل آمریکا با ایران راهحل نظامی ندارد و آمریکا ناگزیر از امتیاز دادن در میز دیپلماسی است. لذا همچنان هر دو گزینه دیپلماسی و اقدام نظامی همچنان موضوعات مورد توجه هستند، هرچند امکان رسیدن به یک توافق در یک چارچوب موقت دیپلماتیک وجود دارد، اما هنوز دوطرف با رسیدن به نقطه بهینه برای توافق فاصله زیادی دارند. شاید بتوان گفت که خرابکاری مستمر اسرائیل در روند دیپلماتیک یکی از مهمترین دلایل نرسیدن ایران و آمریکا به توافق است. هر زمان که ایران و آمریکا به توافق نزدیک شدهاند، اسرائیل همه تلاش خود را به کار گرفته است تا این روند را تخریب کند و به نظر میرسد که در شرایط فعلی هم این ادعا همچنان صادق است و اسرائیل از هر نوع توافقی که منجر به دادن برخی امتیازات مشخص به ایران بشود، جلوگیری خواهد کرد.
* کارشناس ارشد مسائل بینالملل