بازار زیرپوستی فروشندگان آنلاین

وقتی صفحه،ویترین فروشگاه می‌شود

مدل فروش در این بازار با فروشگاه اینترنتی کلاسیک تفاوت دارد. مشتری ممکن است محصول را در یک پست یا استوری ببیند، قیمت و مشخصات آن را در دایرکت بپرسد و همان‌جا درباره خرید تصمیم بگیرد. پرداخت می‌تواند از طریق کارت‌به‌کارت یا لینک پرداخت انجام شود و ارسال کالا نیز در مرحله دیگری صورت گیرد. برای فروشنده، این مدل هزینه ورود به بازار را کاهش می‌دهد. یک کسب‌وکار کوچک می‌تواند بدون اجاره مغازه، ایجاد سایت یا راه‌اندازی شبکه توزیع گسترده، محصول خود را به مشتری معرفی کند. صفحه مجازی هم‌زمان نقش ویترین، ابزار تبلیغات، محل گفت‌وگو با مشتری و بخشی از فرآیند فروش را بر عهده می‌گیرد.

همین ویژگی، یک تفاوت مهم میان فروش سنتی و فروش در شبکه اجتماعی ایجاد کرده است. در فروشگاه فیزیکی، مشتری باید وارد محدوده فروشنده شود. در شبکه اجتماعی، محصول می‌تواند به صفحه کاربر برسد و تقاضا را پیش از آنکه مشتری به دنبال فروشنده بگردد، ایجاد کند. برای کسب‌وکارهای کوچک، این تغییر می‌تواند به معنای دسترسی به بازاری بزرگ‌تر بدون افزایش متناسب هزینه‌های ثابت باشد. فروشگاه‌های شناسایی‌شده در پژوهش از نظر نوع کالا یکسان نیستند. این فروشگاه‌ها در سه گروه اصلی قرار گرفته‌اند. گروه نخست کالاهای مصرفی مانند خوراکی، محصولات بهداشتی، زیبایی و مراقبت و محصولات مرتبط با حیوانات خانگی را در بر می‌گیرد. گروه دوم به مد و پوشاک اختصاص دارد و پوشاک بزرگسال، کودک، نوزاد و اکسسوری را شامل می‌شود. گروه سوم نیز کالاهای بادوام مانند لوازم الکترونیکی، خودرو، تجهیزات خانگی، ورزشی و صنعتی را در بر می‌گیرد. این تفاوت برای مدل فروش اهمیت دارد. خرید یک محصول مصرفی می‌تواند تکرارپذیر باشد، درحالی‌که کالاهای بادوام فاصله بیشتری میان دو خرید ایجاد می‌کنند. قیمت، حاشیه سود، دفعات سفارش و حساسیت مشتری به روندهای بازار نیز در این گروه‌ها یکسان نیست. بنابراین نمی‌توان فروش یک صفحه پوشاک را با فروش یک صفحه لوازم الکترونیکی با یک معیار سنجید.

پژوهش برای نزدیک‌شدن به این تفاوت‌ها، فروشگاه‌ها را بر اساس اندازه صفحه و نوع محصول طبقه‌بندی کرده است. این روش کمک می‌کند سهم فروشگاه‌های کوچک در کنار صفحات بزرگ‌تر از محاسبات بازار حذف نشود. در این مرحله، حدود ۳۰هزار فروشگاه برای پیمایش انتخاب شدند. صاحبان این صفحات درباره فروش ماهانه و سالانه، تعداد سفارش‌ها، متوسط ارزش هر سفارش، سهم فروش حاصل از اینستاگرام و تغییرات فروش پاسخ دادند. پس از بررسی و تطبیق پاسخ‌ها با پایگاه داده صفحات، در نهایت ۴۶۰ پاسخ معتبر برای مدل فروش مورد استفاده قرار گرفت. این داده‌ها یک نکته اقتصادی مهم را نشان می‌دهند. اندازه بازار فقط با تعداد صفحات یا تعداد دنبال‌کنندگان مشخص نمی‌شود. برای برآورد فروش باید بدانیم هر فروشگاه چه مقدار سفارش می‌گیرد، چه کالایی می‌فروشد، متوسط ارزش سفارش آن چقدر است و چه سهمی از فروش خود را از این کانال به دست می‌آورد. از همین مسیر، پژوهش تلاش کرده رابطه میان شاخص‌های قابل مشاهده صفحه و فروش را به دست آورد و سپس این رابطه را به فروشگاه‌هایی که اطلاعات فروش آنها در دسترس نبوده، تعمیم دهد. به این ترتیب، برآورد بازار از چند صفحه بزرگ فراتر می‌رود و فروشگاه‌های کوچک‌تر را نیز در بر می‌گیرد.

در مقیاس جهانی نیز تجارت در شبکه‌های اجتماعی دیگر یک بازار حاشیه‌ای نیست. برآوردهای ارائه‌شده در پژوهش، ارزش بازار جهانی تجارت در شبکه‌های اجتماعی در سال ۲۰۲۴ را حدود ۴۱۶.۸‌میلیارد دلار اعلام می‌کند. این رقم برای سال ۲۰۳۰ حدود ۹۲۸.۷‌میلیارد دلار پیش‌بینی شده است. سهم تجارت اجتماعی از تجارت الکترونیک جهان نیز در همین دوره از ۱۲.۹درصد به ۱۹.۱درصد افزایش خواهد یافت. بازار ایران البته با الگوی جهانی تفاوت‌هایی دارد. بخش قابل‌توجهی از فروش اجتماعی در ایران بدون یک زیرساخت یکپارچه شکل گرفته است.