رابطه تورم و قیمت طلا در اقتصاد ایران

تورم از سه کانال مشخص قیمت طلا را در اقتصاد ایران جابه‌جا می‌کند: کاهش ارزش ریال ایران، اثر نرخ ارز بر قیمت‌گذاری داخلی، و انتظارات تورمی که تقاضا را پیش از ثبت شدن تورم شکل می‌دهد. جهت این رابطه مثبت است، اما خطی و هم‌زمان نیست؛ وقفه زمانی، مداخله سیاستی و روند بازار جهانی می‌توانند آن را برای دوره‌هایی مخدوش کنند. تجربه ماه‌های اخیر همین را نشان می‌دهد: تورم داخلی در بالاترین سطوح سال‌های گذشته ایستاده، در حالی که قیمت جهانی طلا پس از یک دوره رکوردشکنی وارد فاز اصلاح شده است.

تورم چیست و چرا قیمت طلا به آن واکنش نشان می‌دهد؟

تورم کاهش مستمر قدرت خرید واحد پول است؛ هر واحد پول کالای کمتری می‌خرد. دارایی فیزیکی در چنین دوره‌ای جذاب می‌شود، چون ارزش آن به اعتبار پول ملی گره نخورده است.

این الگو برای شورای جهانی طلا سال‌ها است شناخته‌شده است: تقاضای سرمایه‌ای طلا تابعی از نااطمینانی اقتصادی و انتظارات تورمی حرکت می‌کند. همین منطق در سمت رسمی بازار هم دیده می‌شود. بانک‌های مرکزی در سال‌های اخیر خرید خالص طلا را به سطحی رسانده‌اند که پیش از آن سابقه نداشت، و این خرید برخلاف رفتار سرمایه‌گذار حرفه‌ای، با افت قیمت متوقف نشده است. برای مدیر ذخایر، طلا موقعیت معاملاتی نیست؛ بیمه‌ای در برابر ریسکی است که ارز و اوراق پوشش نمی‌دهند.

شدت این رابطه اما در همه اقتصادها یکسان نیست. در اقتصادی با تورم تک‌رقمی و نهاد پولی معتبر، سهم طلا در سبد خانوار محدود می‌ماند. در مقابل، اقتصادهایی که بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول در گروه تورم مزمن دورقمی طبقه‌بندی می‌کنند، رفتار پس‌انداز متفاوتی دارند و سهم دارایی غیرپولی در سبد خانوارشان بالاتر است. ایران چند سال است که در همین دسته دوم قرار دارد و فشار قیمتی اخیر فاصله‌اش را با گروه اول بازتر هم کرده است.

ارتباط بین تورم و قیمت طلا در چنین اقتصادی صرفا یک همبستگی آماری نیست؛ بازتاب یک تصمیم رفتاری تکرارشونده در سطح خانوار است. وقتی تجربه چند دهه نشان داده باشد پس‌انداز ریالی قدرت خرید خود را از دست می‌دهد، تبدیل پول به دارایی فیزیکی از انتخاب سرمایه‌گذاری به واکنش دفاعی پیش‌فرض تبدیل می‌شود. همین موضوع رابطه تورم و قیمت طلا را در ایران پررنگ‌تر از میانگین جهانی می‌کند.

مسیر تبدیل ریال به طلا در اقتصاد ایران

وقتی تورم مستمرا بالاتر از نرخ سود سپرده باشد، نگهداری پس‌انداز در قالب ریال ایران یعنی پذیرش زیان واقعی. سقف مصوب سود سپرده در شبکه بانکی سال‌ها است فاصله معناداری با نرخ تورم دارد و این فاصله در ماه‌های اخیر باز هم بازتر شده است؛ یعنی نرخ سود حقیقی نه‌فقط منفی، که عمیقا منفی است. در چنین شرایطی خانوار سراغ دارایی‌هایی می‌رود که ارزششان با تورم حرکت کند و طلا به‌دلیل نقدشوندگی معمولا اولین گزینه است: سکه، شمش، طلای آب‌شده، صندوق‌های کالایی طلا و خرید طلا آب شده آنلاین از طریق سکوهای برخط.

به‌دلیل وزن و عیار کاملاً مشخص و همچنین بازار ثانویه پررونق، سکه بهار آزادی سال‌‌ها است که اصلی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین دارایی جهت سرمایه‌گذاری در بازار طلای ایران محسوب می‌شود. اما رشد پیوسته قیمت، کارکرد آن را تغییر داده: ورود با یک قطعه امروز از دسترس بخش بزرگی از پس‌اندازهای خرد خارج شده و سکه بیشتر به ابزار سرمایه‌های متوسط و بزرگ تبدیل شده است.

میز چوبی با کاغذهای بی‌نوشته در یک سو و سکه، شمش و ویال کوچک طلا در سوی دیگر به‌عنوان مسیرهای تبدیل پس‌انداز

دقیقاً در این شرایط است که که تنوع ابزارها اهمیت اقتصادی پیدا می‌کند. هرچه واحد معامله کوچک‌تر شود، سهم بزرگ‌تری از پس‌انداز خرد وارد این بازار می‌شود؛ عاملی که سمت تقاضا را در دوره‌های تورمی حساس‌تر می‌کند. سیاست‌گذار هم این جابه‌جایی را به رسمیت شناخته و سکوهای برخط فروش طلای آب‌شده را به فهرست خریداران مجاز در حراج شمش مرکز مبادله ارز و طلای ایران اضافه کرده است؛ تغییری که بخشی از تقاضای خرد را به زنجیره تامین رسمی وصل می‌کند.

سه کانال اثرگذاری تورم بر قیمت طلا

تاثیر تورم بر قیمت طلا یک مکانیزم واحد نیست. تفکیک آن به سه کانال توضیح می‌دهد چرا قیمت گاهی با تاخیر و گاهی با پیش‌دستی حرکت می‌کند.

سه سینی برنجی روی میز چوبی که هرکدام یکی از کانال‌های اثرگذاری تورم بر قیمت طلا را به ترازوی سکه می‌رسانند

کانال اول: کاهش ارزش ریال

مستقیم‌ترین کانال یک اثر حسابداری است، نه اقتصادی: قیمت طلا بر حسب ریال بیان می‌شود و وقتی واحد سنجش کوچک می‌شود، عدد بزرگ می‌شود، حتی اگر ارزش ذاتی طلا ثابت مانده باشد.

تمایز مهم همین‌جاست: بخشی از آنچه گران شدن طلا گزارش می‌شود، ارزان شدن ریال است. بازدهی اسمی در اقتصاد تورمی همیشه مثبت به نظر می‌رسد؛ بازدهی واقعی تنها وقتی مثبت است که از نرخ تورم پیشی بگیرد. تفکیک این دو در ارزیابی عملکرد بلندمدت تعیین‌کننده است: دارایی‌ای که صرفا پابه‌پای شاخص قیمت‌ها حرکت کرده، ارزش پول را حفظ کرده اما ثروتی نیفزوده است.

کانال دوم: نرخ ارز و بازار جهانی طلا

قیمت داخلی حاصل‌ضرب سه متغیر است: قیمت پایه در بازار جهانی طلا که بر حسب دلار آمریکا تعیین می‌شود، نرخ تبدیل ارز در بازار داخلی، و ضریب وزن و عیار. قیمت سکه، حق ضرب و حباب را هم به این ترکیب اضافه می‌کند.

پس قیمت داخلی می‌تواند بدون تغییر در انس، صرفا با حرکت نرخ ارز جابه‌جا شود. و چون نرخ ارز خود یکی از کانال‌های انتقال تورم است، اثر تورم دو بار در قیمت ظاهر می‌شود: یک بار از مسیر کاهش ارزش پول و یک بار از مسیر ارز. در بیشتر روزهای بازار داخلی، سهم نرخ ارز در تغییر قیمت از سهم انس بیشتر است.

پیامد عملی این ساختار روشن است. پیگیری هم‌زمان انس، نرخ ارز و قیمت لحظه‌ای طلا و سکه تصویر دقیق‌تری از منشا تغییر می‌دهد تا دنبال کردن یک متغیر به‌تنهایی.

کانال سوم: انتظارات تورمی

کانال سوم رفتاری است و برخلاف دو کانال قبل می‌تواند پیش از وقوع تورم فعال شود. وقتی فعالان اقتصادی انتظار تورم بالاتر دارند، خرید دارایی پوششی را جلو می‌اندازند.

قیمت طلا در این حالت به داده تورم امروز واکنش نشان نمی‌دهد، به برداشت بازار از تورم فردا پاسخ می‌دهد. همین ویژگی توضیح می‌دهد چرا یک خبر سیاسی یا مالی می‌تواند در چند ساعت نرخ‌ها را جابه‌جا کند، بی‌آنکه داده تورمی تازه‌ای منتشر شود.

چرا این رابطه همیشه خطی نیست؟

فرض رایج این است که هر افزایش تورم بلافاصله قیمت طلا را به همان نسبت بالا می‌برد. داده‌های بازار این فرض را تایید نمی‌کنند؛ دست‌کم سه عامل آن را مخدوش می‌کنند.

چرخش بازار جهانی. قیمت جهانی طلا با شاخص دلار رابطه معکوس دارد. دوره‌ای که همین اواخر پشت سر گذاشتیم نمونه گویایی است: انس پس از یک رشد رکوردشکن وارد اصلاح شد و یکی از سنگین‌ترین افت‌های فصلی سال‌های اخیر را ثبت کرد، درست در بازه‌ای که تورم داخلی مسیر صعودی داشت. افت انس در چنین شرایطی بخشی از اثر تورم داخلی را خنثی می‌کند و قیمت به‌رغم فشار تورمی، درجا می‌زند.

ردیف صعودی سکه‌های طلا روی میز که در میانه فرو ریخته و سه شیء دلیل شکستن روند را نشان می‌دهند

مداخله سیاستی. تغییر در عرضه رسمی، دسترسی به ارز یا مقررات معاملات، تعادل بازار را موقتا جابه‌جا می‌کند. حراج منظم شمش طلا در مرکز مبادله ارز و طلای ایران نمونه‌ای از این ابزارهاست. اثر چنین مداخلاتی معمولا کوتاه‌مدت است، اما در همان بازه پیوند تورم و قیمت را می‌شکند.

حباب و رفتار هیجانی. در نااطمینانی شدید، قیمت می‌تواند سریع‌تر از هر متغیر بنیادی رشد کند و سپس اصلاح شود. در بازار سکه این پدیده اندازه‌پذیر است: فاصله قیمت معامله از ارزش ذاتی طلای به‌کاررفته، که روزانه منتشر می‌شود و در اوج تقاضا به‌سرعت باز می‌شود.

جمع این سه استثنا یک نتیجه دارد: رابطه تورم و قیمت طلا در بازه‌های کوتاه می‌تواند معلق شود. تورم جهت بلندمدت را توضیح می‌دهد، نه مسیر هفته آینده را.

کنترل تورم چه اثری بر قیمت طلا دارد؟

اگر تورم قیمت طلا را بالا می‌برد، کنترل تورم منطقا باید اثر معکوس داشته باشد؛ اما این اثر با وقفه و مشروط عمل می‌کند.

ابزارهای بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، یعنی کنترل رشد نقدینگی، مدیریت نرخ سود و تنظیم بازار ارز، از دو مسیر بر تقاضای طلا اثر می‌گذارند. مسیر مستقیم نرخ سود است: با مثبت شدن نرخ سود حقیقی، سپرده جذاب‌تر می‌شود و بخشی از تقاضای پوششی از بازار طلا خارج می‌شود. مسیر غیرمستقیم تثبیت نرخ ارز است، یکی از سه مولفه قیمت‌گذاری طلا در بازار داخلی. جهت‌گیری سیاست پولی در ماه‌های اخیر انقباضی بوده است: نسبت سپرده قانونی بانک‌ها بالا رفته و نرخ سود بازار بین‌بانکی نزدیک سقف کریدور مانده.

بررسی نسبت کنترل تورم و قیمت طلا در دوره‌های مختلف نشان می‌دهد واکنش بازار به سیاست انقباضی با وقفه رخ می‌دهد و در کوتاه‌مدت تقاضای پوششی حتی ممکن است بالا برود، چون خود تغییر سیاست منبع نااطمینانی است. نکته کلیدی این است که انتظارات تورمی را اعلام سیاست تغییر نمی‌دهد، اعتبار آن سیاست تغییر می‌دهد؛ تا اعتماد به ثبات قیمت‌ها بازسازی نشود، تقاضای پوششی حتی در دوره کاهش نرخ تورم هم پابرجا می‌ماند.

جمع‌بندی

رابطه تورم و قیمت طلا در اقتصاد ایران از سه کانال شکل می‌گیرد: کاهش ارزش ریال با اثری حسابداری و مستقیم، نرخ ارز که اثر تورم را بار دوم وارد قیمت می‌کند، و انتظارات تورمی که بازار را پیش از انتشار داده به حرکت درمی‌آورد. جهت این رابطه در بلندمدت مثبت است، شدت و زمان‌بندی آن نه.