آرایش جنگی پلتفرم‌های بانکی

فائزه پوزش:   در شرایطی که حملات سایبری می‌تواند زیرساخت‌های اقتصادی کشور را هدف قرار دهد، آیا نظام بانکی ایران توانایی اتخاذ «آرایش جنگی» را دارد؟ واقعیت این است که شبکه‌های پرداخت و پلتفرم‌های مالی امروز به یکی از مهم‌ترین ستون‌های ثبات اقتصادی تبدیل شده‌اند، اما همزمان با تهدیدهایی مانند حملات سایبری، شایعات مالی، اختلال در ارتباطات و وابستگی فناوری روبه‌رو هستند. از همین رو، تقویت تاب‌آوری زیرساخت‌ها، ایجاد سامانه‌های پشتیبان، کاهش وابستگی خارجی و حفظ اعتماد عمومی به یکی از مهم‌ترین وظایف شبکه بانکی در شرایط بحران تبدیل شده است. در راستای این بحث باید به یادداشت اخیر علی رحیمی، دانشجوی دکتری آینده‌پژوهی و همچنین دکتر محسن امیری، عضو هیات علمی دانشگاه اشاره کرد.

در روزهایی که منطقه در التهاب به سر می‌برد و جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، سایه سنگین خود را بر سیاست، اقتصاد و حتی روان اجتماعی انداخته، نظام بانکی و پلتفرم‌های مالی کشور شاید در یکی از حساس‌ترین موقعیت‌های تاریخ معاصر قرار گرفته‌اند. در چنین وضعیتی، مفهوم «آرایش جنگی» دیگر محدود به جبهه نظامی نیست؛ بلکه باید آن را در نظام مالی نیز اجرا کرد. وقتی جریان اطلاعات، ارتباطات بین‌المللی و اعتماد عمومی تحت فشار قرار می‌گیرد، بانک‌ها و سامانه‌های پرداخت عملا به سنگرهای اقتصادی بدل می‌شوند. هر اختلالی در این سامانه‌ها می‌تواند مثل انفجار در خط مقدم باشد، چون پول در شرایط بحران همان خونِ جاری در رگ‌های جامعه است.پلتفرم‌های بانکی ایران طی دو دهه اخیر به‌سرعت گسترش یافته‌اند: از شبکه‌های پرداخت مثل شتاب و شاپرک تا اپلیکیشن‌های بانکی و فین‌تک‌ها که روزانه صدها‌میلیون تراکنش را مدیریت می‌کنند. اما در منطق جنگ، فناوری همیشه باید قابلیت تاب‌آوری داشته باشد. 

وقتی دشمن به دنبال فلج کردن زیرساخت است، آسیب‌پذیری هر سامانه‌ای مساوی است با ضربه‌ای به اعتماد عمومی و اقتصاد ملی. در شرایط فعلی، جنگ نه‌تنها مرزهای فیزیکی بلکه مرزهای دیجیتال را نیز هدف گرفته و پلتفرم‌های بانکی نخستین نقاط تماس میان مردم و ساختار اقتصادی کشورند.در آرایش جنگی بانکی، چند لایه از خطر باید همزمان مهار شود. نخست خطر حملات سایبری است که در شرایط خصومت نظامی به‌سرعت افزایش می‌یابد. حمله به سرورهای بانکی، سرقت داده‌ها، اختلال در سوئیچ‌های پرداخت، یا نفوذ در سیستم احراز هویت می‌تواند برای‌ میلیون‌ها کاربر تبعات آنی داشته باشد.

دوم خطر روانی و شایعه‌هاست. وقتی مردم احساس ناامنی مالی دارند، کوچک‌ترین خبر از اختلال بانکی می‌تواند موجی از هجوم به دستگاه‌های خودپرداز و تبدیل سپرده‌ها به دارایی نقد ایجاد کند. سوم، فشار اقتصادی بر بانک مرکزی برای حفظ ثبات ارزی و جریان نقدینگی است. در چنین وضعیتی، آرایش جنگی یعنی ایجاد هماهنگی بین همه نهادهای مالی در سطحی شبیه به ستاد پدافند اقتصادی.درس‌های جهانی این وضعیت کم نیستند. روسیه پس از تحریم‌های سال ۲۰۱۴ شبکه مالی مستقل خود را به‌نام SPFS توسعه داد تا بدون وابستگی به SWIFT، تراکنش‌های داخلی‌اش ادامه یابد. چین نیز سامانه‌های پرداخت مستقلش را در سطح ملی مقاوم‌سازی کرده تا در شرایط بحرانی و با قطع ارتباطات بین‌المللی دچار مشکل نشود. برای ایران نیز بسترسازی چنین پلتفرم‌های خودکفا اهمیت حیاتی دارد.

زیرساخت‌هایی مانند شتاب و شاپرک باید بتوانند در سناریوی قطع اینترنت جهانی یا حمله سایبری گسترده همچنان به کار ادامه دهند. این امر مستلزم طراحی لایه‌های پشتیبان، دیتاسنترهای مستقل در مناطق مختلف و الگوریتم‌های هوشمند برای بازگردانی سریع سرویس‌هاست.بخش دیگری از آرایش جنگی مالی، حوزه تصمیم‌گیری و هوشمندی عملیاتی است. پلتفرم‌های بانکی باید قادر باشند رفتار بازار را در زمان بحران پیش‌بینی کنند. برای مثال، وقتی نرخ ارز نوسان ناگهانی دارد یا حجم تراکنش‌های غیرمعمول افزایش می‌یابد، سیستم باید بتواند خودکار هشدار صادر کند تا از خروج سریع سرمایه یا پول‌شویی در فضای بحران جلوگیری شود. استفاده از هوش مصنوعی در این بخش نه تنها مزیت بلکه ضرورت است.

در لحظه‌های پرتنش، تصمیم انسانی ممکن است دیر یا اشتباه باشد، اما الگوریتم‌های آموزش‌دیده می‌توانند الگوهای غیرعادی را سریع‌تر تشخیص دهند.در کنار جنبه تکنیکی، جنبه اجتماعی آرایش جنگی مالی نیز قابل چشم‌پوشی نیست. اعتماد عمومی مانند سرمایه‌ای نامرئی است که بدون آن هیچ پلتفرمی دوام نمی‌آورد. وقتی اخبار و شایعات درباره احتمال اختلال گسترده در نظام بانکی یا کمبود منابع منتشر می‌شود، حفظ آرامش مردم از هر نوع عملیات فنی مهم‌تر است. بانک مرکزی و شبکه بانکی باید ارتباط مستقیم و شفاف با رسانه‌ها و مردم داشته باشند تا با اطلاع‌رسانی درست از گسترش ترس جلوگیری شود. سکوت یا پنهان‌کاری در چنین مواقعی اغلب به نتیجه‌ای برعکس منجر می‌شود و می‌تواند بحران را عمیق‌تر کند.

در شرایط جنگی، موضوع دسترسی نیز دارای اهمیت مضاعف است. با قطع شدن یا محدودیت شدید اینترنت بین‌الملل، سامانه‌های بانکی باید بتوانند از طریق شبکه‌های داخلی یا ارتباطات ماهواره‌ای امن ادامه فعالیت دهند. خدمات پایه مثل انتقال وجه، پرداخت قبض یا برداشت از خودپرداز نباید مختل شود، چون هر وقفه‌ای در این جریان، به کمبود کالا، تشدید نگرانی عمومی و کاهش اعتماد منجر خواهد شد. طراحی پلتفرم‌هایی که در شرایط اختلال بتوانند آفلاین یا نیمه‌متصل کار کنند، بخش مهمی از آینده‌نگری مالی کشور است.در این میان، مسأله وابستگی نرم‌افزاری و سخت‌افزاری هم اهمیت دارد. بسیاری از سرورها، تجهیزات ذخیره‌سازی و نرم‌افزارهای امنیتی، وابسته به شرکت‌های خارجی‌اند و در هنگام تحریم یا جنگ ممکن است به‌سرعت از دسترس خارج شوند.

یکی از اصول اساسی پیشینی محورهای آرایش جنگی واقعی در پلتفرم‌های بانکی، «مهندسی استقلال» است. کشور باید بتواند در سطح نرم‌افزار، سخت‌افزار و پروتکل امنیتی، تکیه‌گاه داخلی داشته باشد؛ حتی اگر کیفیت برخی بخش‌ها پایین‌تر باشد، اولویت در پایداری و کنترل است نه در زیبایی یا سرعت.پرسش مهم دیگر در سطح اخلاقی و نهادی مطرح می‌شود: تا کجا باید مداخله کرد؟ در وضعیت بحرانی، دولت ممکن است سقف انتقال وجه را محدود کند یا برعکس، تراکنش‌های خاص را متوقف نماید یا روی حساب‌های مشکوک نظارت زنده داشته باشد. هرچند این اقدامات برای حفظ ثبات ضروری است، اما اگر با نبود شفافیت و پاسخگویی همراه شود، می‌تواند به فرسایش اعتماد عمومی بینجامد. آرایش جنگی موفق آن است که میان حفظ امنیت و احترام به حقوق شهروندی تعادل برقرار کند، نه اینکه به بهانه جنگ، نظام بانکی را به ابزار کنترل مطلق تبدیل کند.

شاید بتوان گفت که پلتفرم‌های بانکی در شرایط بحرانی، همان نقشی را دارند که شبکه برق و آب در حالت اضطراری ایفا می‌کند. بدون آن‌ها، نظم اجتماعی و اقتصادی فرو می‌پاشد. جنگ هرچقدر هم در سطح نظامی جریان داشته باشد، اثرات آن مستقیما بر قلب مالی جامعه خواهد نشست. امروز، مقوله آرایش جنگی برای بانک‌ها یعنی ایجاد سامانه‌ای که در برابر قطع ارتباط، حمله، بی‌اعتمادی و فشار روانی تاب بیاورد؛ سامانه‌ای که بتواند پول، اطلاعات و اطمینان را هم‌زمان حفظ کند. آینده بانکداری در بحران، از جنس مقاومت است نه توسعه مصرفی. و اگر این آرایش به‌درستی شکل گیرد، نظام مالی کشور مانند سپر پایداری خواهد بود که اقتصاد را حتی در سخت‌ترین لحظات زنده نگه می‌دارد.