شاخص‌ها در تسخیر غول‌ها

به نوشته اکونومیست، شاخص پانصد شرکت بزرگ آمریکا از ابتدای سال حدود ۱۲درصد رشد کرده و بارها رکورد تاریخی ثبت کرده است. با این حال، بخش مهمی از این افزایش به عملکرد غول‌های بازار مربوط می‌شود. برای نمونه، انویدیا، تولیدکننده تراشه‌های هوش مصنوعی، حدود ۸درصد وزن این شاخص را در اختیار دارد. بنابراین، تغییر چنددرصدی قیمت سهام این شرکت می‌تواند به‌تنهایی شاخص کل را به شکل محسوسی جابه‌جا کند.

این تمرکز در بازارهای آسیایی حتی شدیدتر است. در بورس تایوان، یک شرکت تولیدکننده تراشه بیش از ۴۰درصد وزن شاخص اصلی را در اختیار دارد. در نتیجه، شاخصی که بیش از هزار شرکت را دربرمی‌گیرد، از نظر اثرگذاری رفتاری شبیه شاخصی متشکل از تعداد محدودی شرکت دارد. در کره‌جنوبی نیز دو شرکت بزرگ تولیدکننده تراشه‌های حافظه، در مقاطعی بیش از ۴۰درصد وزن شاخص اصلی را تشکیل داده‌اند. چنین ساختاری، حساسیت بازار را نسبت به اخبار صنعت تراشه و سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی افزایش داده است.

افزایش نوسان

پیامد این تمرکز را می‌توان در رفتار شاخص کره‌جنوبی مشاهده کرد. در فاصله ماه‌های مه تا ژوئیه، معامله‌گران بارها برآورد خود از میزان سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی و تراشه‌های حافظه را تغییر دادند و همین موضوع نوسان شاخص را به شکل چشم‌گیری افزایش داد. شاخص در این دوره بارها با تغییرات روزانه سنگین مواجه شد و در برخی روزها سقوطی دورقمی و چند روز بعد جهشی بزرگ را تجربه کرد.

با این حال، تمرکز بالا لزوما به معنای نوسان شدید نیست. در سوئیس، نزدیک به نیمی از ارزش شاخص گسترده بازار در پنج شرکت متمرکز است، اما این شرکت‌ها از صنایع متنوعی مانند دارو، مواد غذایی، ماشین‌آلات و خدمات مالی هستند. علاوه بر این، درآمد و سود آنها ثبات بیشتری دارد و پرداخت منظم سود نقدی، حساسیت قیمت سهام را نسبت به تغییرات ناگهانی کمتر می‌کند. بنابراین مساله اصلی تنها تعداد شرکت‌های بزرگ نیست، بلکه میزان شباهت فعالیت و عوامل اثرگذار بر سودآوری آنها نیز اهمیت دارد.

وابستگی به هوش مصنوعی

در بازارهای آمریکا، تایوان و کره‌جنوبی، بخش قابل‌توجهی از ارزش بازار به شرکت‌هایی گره خورده که آینده آنها با چرخه سرمایه‌گذاری هوش مصنوعی پیوند خورده است. هر تغییر در برآورد هزینه شرکت‌های بزرگ برای توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی می‌تواند قیمت سهام این شرکت‌ها و در ادامه شاخص‌های اصلی را تحت‌تاثیر قرار دهد. این موضوع برای سرمایه‌گذاران بلندمدت نیز اهمیت دارد؛ زیرا صندوق‌های شاخصی و سرمایه‌گذاری‌های بازنشستگی، وزن زیادی در همین شاخص‌ها دارند.

از سوی دیگر، شاخص‌ها همواره تصویری از واقعیت امروز بازار نیستند، بلکه انتظارات سرمایه‌گذاران درباره آینده را منعکس می‌کنند. اگر آینده اقتصاد و فناوری به سرعت در حال تغییر باشد، فاصله میان عملکرد شاخص و وضعیت بخش بزرگی از شرکت‌ها می‌تواند بیشتر شود. به همین دلیل، رشد یک شاخص نباید به‌تنهایی به‌عنوان نشانه رونق گسترده بازار تفسیر شود.

برای سرمایه‌گذاران بورس، این تغییر ساختار پیامی روشن دارد. بررسی شاخص کل بدون توجه به وزن شرکت‌های بزرگ و ترکیب صنایع، می‌تواند ارزیابی ریسک را گمراه‌کننده کند. هرچه تمرکز شاخص بیشتر باشد، اثر اخبار مربوط به چند شرکت بر کل بازار نیز افزایش می‌یابد. بنابراین در دوره‌ای که سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی با سرعت زیادی در حال تغییر است، توجه به ترکیب شاخص‌ها و عملکرد صنایع مختلف اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.