صعود بیوقفه سهام آمریکا؛ رونق پایدار یا حبابی تازه؟
والاستریت در تب هوش مصنوعی
بازارهای مالی آمریکا در ماههای اخیر یکی از قدرتمندترین دورههای صعودی خود را تجربه کردهاند. شاخص S&P۵۰۰ بارها رکورد تاریخی خود را جابهجا کرده و شاخص نزدک نیز به لطف رشد سهام فناوری با سرعت بیشتری افزایش یافته است. این روند موجب شده است خوشبینی نسبت به آینده اقتصاد آمریکا و سودآوری شرکتها به بالاترین سطوح چند سال اخیر برسد. سرمایهگذاران اکنون بیش از هر زمان دیگری به این باور رسیدهاند که هوش مصنوعی میتواند فصل تازهای از رشد اقتصادی را رقم بزند؛ فصلی که آثار آن نه فقط در صنعت فناوری، بلکه در کل اقتصاد آمریکا دیده خواهد شد.
براساس گزارش فایننشال تایمز، شاخص S&P۵۰۰ تنها در ماه مه ۱۱ بار رکورد جدیدی را ثبت کرد؛ اتفاقی که در نیمی از روزهای معاملاتی این ماه رخ داد. از ابتدای سال۲۰۲۶ نیز این شاخص حدود ۱۱درصد رشد کرده است. در همین مدت، شاخص نزدک که تمرکز بیشتری بر شرکتهای فناوری دارد، حدود ۱۶درصد افزایش یافته و بار دیگر به نماد اصلی موج جدید سرمایهگذاری در هوش مصنوعی تبدیل شده است. بخش مهمی از این خوشبینی به عملکرد بهتر از انتظار شرکتهای آمریکایی بازمیگردد. گزارشهای مالی فصل نخست سال نشان داد که سودآوری بسیاری از شرکتها فراتر از پیشبینی تحلیلگران بوده است. همین موضوع باعث شد بانکهای بزرگی مانند گلدمن ساکس و مورگان استنلی پیشبینی خود از سطح شاخص S&P۵۰۰ در پایان سال را افزایش دهند. وقتی بزرگترین موسسات مالی جهان اهداف قیمتی خود را بالا میبرند، این پیام به بازار مخابره میشود که روند رشد هنوز به پایان نرسیده است.
روایت محبوب
در مرکز این خوشبینی، هوش مصنوعی قرار دارد. سرمایهگذاران بر این باورند که توسعه سریع این فناوری و سرمایهگذاریهای گسترده در زیرساختهای مرتبط با آن میتواند بهرهوری اقتصاد آمریکا را افزایش دهد. ساخت مراکز داده عظیم، توسعه تراشههای پیشرفته و گسترش کاربردهای هوش مصنوعی در صنایع مختلف، زمینهای را فراهم کرده که بسیاری آن را مشابه انقلابهای فناوری بزرگ گذشته میدانند. از نگاه این گروه، هنوز در ابتدای مسیر قرار داریم و آثار اقتصادی هوش مصنوعی در سالهای آینده بیشتر آشکار خواهد شد. بازار نیز تاکنون از این روایت حمایت کرده است. شرکتهای فعال در حوزه تراشهها، ذخیرهسازی داده و تجهیزات مراکز داده از بزرگترین برندگان سال جاری بودهاند. شاخص نیمهرسانای فیلادلفیا که عملکرد شرکتهای بزرگ تولیدکننده تراشه را اندازهگیری میکند، رشد کمسابقهای را تجربه کرده و بهترین عملکرد خود در دهههای اخیر را به ثبت رسانده است.
برخی شرکتهای مرتبط با زیرساخت هوش مصنوعی نیز رشدهای چندصددرصدی را تجربه کردهاند؛ موضوعی که نشان میدهد سرمایهگذاران انتظار دارند تقاضا برای این محصولات در سالهای آینده همچنان افزایش یابد. با این حال، همین رشدهای پرشتاب نگرانیهایی را نیز ایجاد کرده است. منتقدان میگویند وقتی ارزش سهام برخی شرکتها ظرف چند ماه چند برابرمیشود، باید درباره پایداری این روند پرسشهایی مطرح کرد. در حال حاضر نسبت قیمت به سود مورد انتظار در بازار آمریکا بالاتر از میانگین تاریخی قرار گرفته است. این موضوع لزوما به معنای وجود حباب نیست، اما نشان میدهد که سرمایهگذاران انتظارات بسیار بالایی از آینده سودآوری شرکتها دارند. در همین چارچوب، برخی چهرههای شناختهشده بازار نسبت به تکرار تجربه حباب داتکام هشدار دادهاند. مایکل بری که به دلیل پیشبینی بحران مالی۲۰۰۸ شهرت جهانی پیدا کرد، بارها گفته است که شور و شوق پیرامون هوش مصنوعی شباهتهایی با تب اینترنت در اواخر دهه۱۹۹۰ دارد. از نگاه او، هیجان سرمایهگذاران ممکن است از واقعیتهای اقتصادی فاصله بگیرد و در نهایت زمینهساز اصلاح شدید بازار شود.
پل تودور جونز، سرمایهگذار مشهور آمریکایی، نیز معتقد است شرایط فعلی تا حدی یادآور سالهای پایانی رونق داتکام است. او البته تاکید میکند که بازار ممکن است هنوز یک یا دو سال دیگر نیز به رشد خود ادامه دهد؛ اما معتقد است سطح ارزشگذاریها به نقطهای رسیده که نمیتوان خطرات را نادیده گرفت. چنین هشدارهایی باعث شده بحث درباره حباب یا نبود حباب به یکی از مهمترین موضوعات والاستریت تبدیل شود.
در مقابل، بسیاری از استراتژیستها بر تفاوتهای اساسی میان امروز و دوران داتکام تاکید دارند. در اواخر دهه۱۹۹۰ بسیاری از شرکتهای اینترنتی فاقد درآمد پایدار و مدل کسبوکار مشخص بودند. اما شرکتهایی که اکنون در مرکز موج هوش مصنوعی قرار دارند، عمدتا بنگاههایی بزرگ، سودده و دارای جریان نقدی قابلتوجه هستند. از این منظر، رشد ارزش آنها صرفا نتیجه هیجان بازار نیست و تا حدی بر پایه عملکرد واقعی اقتصادی استوار است. این گروه همچنین معتقد است که بازارهای صعودی بلندمدت معمولا با اصلاحهای مقطعی همراه هستند. به بیان دیگر، حتی اگر برخی سهامهای مرتبط با هوش مصنوعی در مقاطعی ۱۵ تا ۲۰درصد افت کنند، این اتفاق لزوما به معنای پایان روند صعودی نخواهد بود. تجربه بازارهای مالی نشان میدهد که دورههای رونق اغلب با نوسانات قابلتوجه همراه هستند و اصلاح قیمتها میتواند بخشی طبیعی از فرآیند رشد باشد.
عامل دیگری که از دید خوشبینان اهمیت زیادی دارد، وضعیت اقتصاد آمریکا است. برخلاف بسیاری از دورههای حبابی گذشته، اقتصاد آمریکا هنوز از رشد نسبتا مناسب برخوردار است و سود شرکتها نیز روندی صعودی دارد. در عین حال، نشانههای کلاسیک پایان بازارهای صعودی مانند افت گسترده حاشیه سود شرکتها یا سیاستهای پولی بسیار انقباضی هنوز بهطور کامل مشاهده نمیشود. همین مساله باعث شده بسیاری از سرمایهگذاران تصور کنند فضای لازم برای ادامه رشد بازار همچنان وجود دارد.
آزمون مهم
موضوع مهم دیگر، عرضههای اولیه بزرگی است که انتظار میرود در ماههای آینده وارد بازار شوند. شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته آماده حضور در بورس هستند و این عرضهها میتوانند آزمونی مهم برای سنجش میزان اشتیاق سرمایهگذاران باشند. اگر بازار بتواند این حجم از سهام جدید را با موفقیت جذب کند، استدلال خوشبینان درباره تداوم رونق تقویت خواهد شد. اما اگر استقبال از این عرضهها کمتر از انتظار باشد، ممکن است نخستین نشانههای خستگی بازار ظاهر شود.
واقعیت این است که بازار سهام آمریکا طی دو سال گذشته بارها با شوکهای مختلف سیاسی و اقتصادی مواجه شده اما هر بار توانسته مسیر صعودی خود را از سر بگیرد. همین تجربه باعث شده بسیاری از سرمایهگذاران به جای فروش سهام در زمان انتشار اخبار منفی، از افتهای مقطعی برای خرید استفاده کنند. این رفتار به تدریج به یکی از ویژگیهای اصلی بازار در عصر هوش مصنوعی تبدیل شده است.
سرنوشت والاستریت به پرسشی گره خورده که هنوز پاسخ روشنی برای آن وجود ندارد: آیا هوش مصنوعی میتواند انتظارات بسیار بزرگ سرمایهگذاران را برآورده کند؟ اگر این فناوری به رشد پایدار بهرهوری و سودآوری شرکتها منجر شود، شاید ارزشگذاریهای کنونی چندان دور از واقعیت نباشد. اما اگر سرعت تحول اقتصادی کمتر از انتظارات فعلی باشد، بخشی از این خوشبینی میتواند جای خود را به ناامیدی بدهد. به همین دلیل، والاستریت امروز در نقطهای قرار گرفته که مرز میان یک رونق تاریخی و یک حباب احتمالی، بیش از هر زمان دیگری باریک به نظر میرسد.