درآمد زیرشاخه فلزات غیرآهن از مسیر تولید جدا شد؛
دو مسیر متفاوت سرب و روی
کاهش تولید مانع افزایش درآمد صنعت نشده است. مجموع درآمد فروش شرکتهای سرب و روی از ۱۲ هزار و ۹۴میلیارد تومان در سال ۱۴۰۱ به ۱۴ هزار و ۲۰۱میلیارد تومان در سال ۱۴۰۲ رسید. این رقم در سال ۱۴۰۳ با افت ۲۳ درصدی به ۱۰ هزار و ۹۰۴میلیارد تومان کاهش یافت، اما در سال ۱۴۰۴ با رشد ۴۴ درصدی به ۱۵ هزار و ۶۵۸میلیارد تومان رسید و رکورد جدیدی ثبت کرد.
در همین سال مقدار فروش صنعت ۶۶۴ هزار تن بود. بنابراین افزایش درآمد بیشتر از آنکه به رشد مقدار فروش وابسته باشد، از افزایش نرخ فروش ناشی شده است. رشد قیمت جهانی فلزات پایه و افزایش نرخ ارز از عوامل اصلی این تغییر بودهاند. این فاصله در سال ۱۴۰۵ نیز ادامه داشته است. درآمد فروش صنعت در تیرماه نسبت به ماه مشابه سال قبل ۵۵۰ درصد افزایش یافت، درحالیکه مقدار فروش ۵۲ درصد بیشتر شد. در نتیجه، همچنان بخش مهمی از رشد درآمد از مسیر نرخ فروش عبور میکند و افزایش مقدار فروش نقش اصلی را در بهبود عملکرد شرکتها ندارد.
دو چهره متفاوت از سرب و روی
افت تولید در همه شرکتها یکسان نبوده است. کاما پس از تولید ۱۴۷ هزار تن در سال ۱۴۰۲، تولید خود را در سال ۱۴۰۳ به ۱۹۸ هزار تن رساند، اما در سال ۱۴۰۴ تولید آن به ۱۷۴ هزار تن کاهش یافت. زنگان نیز طی سالهای اخیر تولید خود را در محدوده ۱۲۲ تا ۱۳۷ هزار تن حفظ کرده، هرچند تولید آن در سال ۱۴۰۴ حدود ۸ درصد کاهش داشت. مجموع تولید این دو شرکت نزدیک به ۴۴ درصد تولید صنعت را تشکیل داده است. در مقابل، کیمیا، فزرین و فتوسا با کاهش مستمر تولید مواجه شدهاند. تولید کیمیا از ۱۱۲ هزار تن در سال ۱۴۰۱ به ۵۳ هزار تن در سال ۱۴۰۴ رسید و بیش از ۵۲ درصد کاهش یافت. تولید فزرین نیز از ۱۱۹ هزار تن به ۷۴ هزار تن و فتوسا از ۷۱ هزار تن به ۴۳ هزار تن رسید. در این شرکتها افزایش نرخ فروش در دورههایی باعث شده مسیر درآمد از مسیر تولید جدا شود. فروی و فرآور در میان معدود شرکتهایی قرار دارند که طی این دوره افزایش تولید داشتهاند. تولید فروی از ۱۰ هزار و ۴۵۵ تن در سال ۱۴۰۱ به ۲۵ هزار و ۲۲۱ تن در سال ۱۴۰۴ رسید و فرآور نیز تولید خود را از ۶ هزار و ۲۷۸ تن به ۹ هزار و ۱۲۵ تن افزایش داد. کمنگنز نیز در سال ۱۴۰۴ تولید ۱۲۲ هزار تنی ثبت کرد و در میان تولیدکنندگان بزرگ صنعت قرار گرفت. در برخی شرکتها نیز نوسان تولید شدید بوده است. تولید کدما از ۳۸ هزار و ۷۷۲ تن در سال ۱۴۰۱ به ۸ هزار و ۵۷۰ تن در سال ۱۴۰۳ کاهش یافت، اما در سال ۱۴۰۴ به ۲۲ هزار و ۶۶۹ تن برگشت. فگستر نیز پس از ثبت تولید ۱۵ هزار و ۲۱۴ تن در سال ۱۴۰۳، در سال ۱۴۰۴ با کاهش ۴۲ درصدی به ۸ هزار و ۷۹۹ تن رسید. کبافق ثبات بیشتری داشت و تولید آن در این سالها عمدتا در محدوده ۱۵ تا ۱۷ هزار تن قرار گرفت.

رشد دوباره متغیرهای سودآوری
افزایش درآمد در سال ۱۴۰۴ به سودآوری صنعت نیز منتقل شد. حاشیه سود خالص که در سال ۱۴۰۲ به ۱۸ درصد رسیده بود، در سال ۱۴۰۳ به ۲۵ درصد و در سال ۱۴۰۴ به ۳۱ درصد افزایش یافت. حاشیه سود عملیاتی نیز از ۱۵ درصد در سال ۱۴۰۲ به ۳۱ درصد در سال ۱۴۰۴ رسید. با این حال، سودآوری صنعت همچنان با سطوح سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ فاصله دارد. میانگین حاشیه سود در آن دو سال حدود ۴۶ درصد بود. در آن دوره، تولید صنعت در سطح بالاتری قرار داشت و شرایط بازار جهانی فلزات پایه نیز مساعدتر بود.
کمنگنز و کاما در سال ۱۴۰۴ حاشیه سود خالص بالاتر از ۴۰ درصد داشتند، درحالیکه فسرب با حاشیه سود خالص منفی ۱۱ درصد در پایین جدول سودآوری قرار گرفت. بنابراین بهبود سودآوری سال ۱۴۰۴ را نمیتوان تنها به افزایش تولید نسبت داد. افزایش نرخ فروش، قیمتهای جهانی و نرخ ارز سهم مهمی در عملکرد مالی شرکتها داشتهاند.
۱۴۰۵ هنوز نشانی از بازگشت تولید ندارد
عملکرد ماههای ابتدایی سال جاری نیز یکدست نیست. کاما در چهار ماه نخست سال درآمد هزار و ۷۰۱میلیارد تومانی ثبت کرد و کمنگنز نیز با حاشیه سود ناخالص ۳۷ درصدی و تداوم رشد درآمد در میان شرکتهای باثباتتر صنعت قرار گرفت. با این حال، تولید بخش قابلتوجهی از شرکتها همچنان پایینتر از سالهای گذشته است و نشانه روشنی از بازگشت تولید کل صنعت به سطح سال ۱۴۰۱ دیده نمیشود.
به همین دلیل، عملکرد مالی شرکتها در کوتاهمدت تصویر مطلوبتری از وضعیت واقعی صنعت نشان میدهد. در صورت تداوم رشد نرخهای فروش، درآمد و سود شرکتها میتواند افزایش یابد، اما این روند بیش از گذشته به قیمت جهانی فلزات پایه و نرخ ارز وابسته خواهد بود.
معدن مهدیآباد در صف جبران افت تولید
در کنار افت تولید شرکتهای موجود، توسعه ظرفیتهای جدید میتواند مسیر صنعت را تغییر دهد. معدن سرب و روی مهدیآباد یکی از مهمترین پروژههایی است که میتواند در سالهای آینده وزن بیشتری در زنجیره سرب و روی کشور پیدا کند. فاز نخست کارخانه فرآوری این مجتمع با ظرفیت ۲۰۰ هزار تن کنسانتره روی سولفیدی وارد مدار شده و طبق آخرین برنامه اعلامشده، فاز دوم با ظرفیت تولید ۲۰۰ هزار تن کنسانتره سولفیدی روی برای نیمه دوم سال ۱۴۰۵ هدفگذاری شده است. این فاز در زمان اعلام برنامه ۵۵ درصد پیشرفت فیزیکی داشت. اهمیت مهدیآباد از آن جهت است که محدودیت صنعت تنها به ظرفیت فرآوری مربوط نمیشود و تامین ماده معدنی و افت عیار نیز در سالهای اخیر به چالش تولید تبدیل شده است. توسعه یک معدن بزرگ و افزایش ظرفیت فرآوری میتواند بخشی از این محدودیت را کاهش دهد. طرح مهدیآباد در نهایت در سه فاز طراحی شده و مجموع ظرفیت پیشبینیشده آن به ۸۰۰ هزار تن کنسانتره روی و ۸۰ هزار تن کنسانتره سرب و نقره میرسد.
دوگانگی صنعت سرب و روی
عملکرد چهار سال اخیر صنعت یک دوگانگی روشن را نشان میدهد. تولید از بیش از یکمیلیون تن در سال ۱۴۰۱ به ۶۸۰ هزار تن در سال ۱۴۰۴ رسیده، اما درآمد فروش در همین دوره به رکورد ۱۵ هزار و ۶۵۸میلیارد تومان رسیده است. این فاصله نشان میدهد رشد ریالی شرکتهای سرب و روی تا حد زیادی از قیمتها و نرخ ارز تاثیر گرفته و هنوز به معنای بازگشت تولید نیست. افزایش قیمتهای جهانی میتواند افت مقدار تولید را در صورتهای مالی پنهان کند، اما نمیتواند جای خالی کاهش ظرفیت واقعی صنعت را برای همیشه پر کند.
در نهایت، مسیر آینده صنعت به توسعه معادن و ظرفیتهای فرآوری وابسته است. اگر ظرفیتهای جدید بتوانند افت تولید سالهای اخیر را متوقف کنند، افزایش قیمتها و رشد تولید میتوانند همزمان درآمد شرکتها را تقویت کنند. در غیر این صورت، ادامه رشد درآمد بیش از گذشته به متغیرهایی خارج از کنترل شرکتها، یعنی قیمت جهانی فلزات پایه و نرخ ارز، وابسته خواهد ماند. برای صنعتی که طی چند سال بخش قابلتوجهی از تولید خود را از دست داده است، بازگشت مقدار تولید به مسیر رشد همچنان مهمترین شرط پایداری سودآوری است.