ناترازی پرهزینه
اثر جهش نرخ برق و گاز بر صنعت فولاد در گفتوگو با مهدی محمدی
صنعت فولاد ایران در سالهای گذشته با چالش تامین پایدار انرژی روبهرو بود و ناترازی انرژی، عملکرد این صنعت را بهشدت تحت تاثیر قرار داد. مهدی محمدی، رئیس هیاتمدیره انجمن تولیدکنندگان فولاد آلیاژی، درباره ابعاد تاثیرگذاری بحران انرژی بر عملکرد صنعت فولاد کشور بر این باور است که در سالهای گذشته از دو محل محدودیتهای شدید مصرف برق و گاز و جهش نرخ انرژی بهشدت در فشار بوده است.
اثر محدودیتهای انرژی بر نرخ بهرهبرداری از ظرفیتهای تولید فولاد کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
در پنج سال منتهی به پایان اسفند سال ۱۴۰۴، ۸/ ۳۳ میلیون تن از تولید واحدهای فولادسازی کشور به ارزش ۵/ ۱۶ میلیارد دلار صرفاً بهدلیل محدودیتهای انرژی از دست رفته است. همزمان جهش نرخ برق و گاز مصرفی صنعت فولاد کشور نیز بهگونهای بوده که باعث شده این نرخ به بالاترین میزان در میان تمام کشورهای دارای منابع نفت و گاز منطقه برسد. پیامد مستقیم خاموشیها، سقوط آزاد نرخ بهرهبرداری از سرمایهگذاریهای صورتگرفته در صنعت فولاد کشور بوده است. در سال ۱۴۰۴، نرخ بهرهبرداری از ظرفیت منصوبه فولادسازی کشور به رقم نگرانکننده ۶۳ درصد سقوط کرد. برای درک عمق این عقبگرد، باید توجه کرد که این نرخ در سال ۱۳۹۹ معادل ۷/ ۷۵ درصد بوده است. در سال ۲۰۲۵، نرخ بهرهبرداری از کل ظرفیت فولادسازی جهان (که از نسبت تولید فولاد خام دنیا به ظرفیت اسمی تولید فولاد دنیا بهدست میآید) در سطح ۶/ ۷۵ درصد بوده است. همچنین طبق بررسی صورتگرفته در انجمن فولاد آلیاژی، در سال ۱۴۰۴، ۱/ ۱۵ درصد از ظرفیت تولید فولاد کشور فقط بهدلیل محدودیتهای انرژی خالی مانده است. اگر محدودیتهای انرژی وجود نداشت، در سال گذشته نرخ بهرهبرداری تولید فولاد کشور به بیش از ۷۸ درصد میرسید که نزدیک به استاندارد جهانی است. البته برخی از اقتصادهای نوظهور و در حال توسعه نظیر هند و چین، نرخهای بهرهبرداری بالاتر از ۸۰ درصد دارند.
آیا در تابستان سال جاری نیز فولادسازان با محدودیت برق روبهرو بودند؟
متاسفانه با وجود اینکه برخی کارخانههای بزرگ فولاد کشور در جنگ ۴۰روزه آسیب دیده بودند، و صنعت فولاد کشور نیاز به حمایت همهجانبه داشت، اما در فصل گرم سال جاری، فولادسازان بزرگ تنها به اندازه ۶ تا ۱۵ درصد دیماند مصرفی برق دولتی از شبکه دریافت کردند که کفاف راهاندازی واحدهای ذوب را نمیداد. هر کارخانه بزرگی که در این دوره برای جلوگیری از بیکار شدن کارگران و آسیب به اقتصاد کشور، به تولید ادامه داد، برق را با نرخ آزاد و چند برابر قیمت خریداری کرد. نرخ برق در تابستان امسال در بورس انرژی حتی تا حدود ۱۷ هزار تومان به ازای هر کیلوواتساعت هم بالا رفت.
در ماههای گرم سال جاری، نرخ بهرهبرداری از ظرفیت تولید فولاد کشور چه وضعی داشت؟
در سال جاری، تبعات جنگ تحمیلی سوم و محدودیتهای انرژی باعث کاهش قابل توجه تولید فولاد کشور نسبت به سال گذشته شد. تولید فولاد کشور در مرداد امسال کمتر از ۹/ ۱ میلیون تن بوده، درحالیکه ظرفیت اسمی تولید فولاد کشور ماهانه بیش از ۲/ ۴ میلیون تن است. این بدان معناست که نرخ بهرهبرداری از ظرفیت تولید فولاد کشور در مرداد سال جاری به زیر ۵۰ درصد رسید. در چنین وضعیتی، دولت اگر برنامهای جامع برای حمایت از صنعت فولاد کشور تدارک نمیبیند، حداقل باید با تامین پایدار انرژی این صنعت و کاهش نرخ انرژی به اعداد منطقی، کاری کند که صنعت فولاد کشور بهعنوان یک صنعت مادر و استراتژیک بتواند بقای خود را در این شرایط دشوار حفظ کند.
چه نظری درباره نحوه کشف نرخ برق و گاز در بورس انرژی دارید؟
نرخ برق در بورس انرژی در تابستان امسال حتی تا ۱۷ هزار تومان به ازای هر کیلوواتساعت هم بالا رفت. اخیراً هم نرخ گاز در بورس انرژی در قالب گواهی صرفهجویی گاز اوج تا حدود ۸۲ هزار تومان به ازای هر مترمکعب بالا رفته است. با نرخ فعلی ارز در مرکز مبادله بانک مرکزی، این بهمعنای گاز ۴۴سنتی و برق ۹سنتی است که با هیچ منطق اقتصادی همخوانی ندارد و بهمعنای گرانترین برق و گاز منطقه است. تولید هر تن شمش فولادی از مرحله کنسانترهسازی تا ذوب و ریختهگری نیازمند بیش از ۱۰۸۸ کیلوواتساعت برق و ۴۷۰ مترمکعب گاز است. این اعداد به این معنا هستند که سهم گاز و برق از هزینه تمامشده هر تن شمش بیش از ۳۰۰ دلار است. مشخص است که چنین هزینه سنگینی اگر به معیار تولید در کشور تبدیل شود، کمر هر تولیدکنندهای را میشکند. اگر کشور با کمبود گاز مواجه است، این پرسش اساسی مطرح میشود که چرا بخشی از گاز در بورس انرژی با قیمتهای نجومی عرضه میشود، درحالیکه میتوان همان منابع را در چهارچوب یک اولویتبندی مشخص به صنایع تخصیص داد؟ عرضه محدود گاز در بورس انرژی بهخودی خود میتواند زمینه افزایش قیمت را فراهم کند، چراکه ممکن است معاملاتی با حجم محدود، مبنای قیمتگذاری کل بازار قرار گیرد.
چه سازوکاری را برای اعمال محدودیتهای انرژی در شرایط کنونی پیشنهاد میدهید؟
اعمال محدودیتهای یکسان انرژی برای تمامی صنایع، بدون توجه به تفاوتهای ساختاری، حساسیت فرآیندهای تولید و میزان ارزشآفرینی آنها، بهجای تحقق عدالت، موجب آسیب رساندن به تولید و اقتصاد کشور میشود. در فرآیند تولید فولاد آلیاژی، حفظ دماهای کاملاً کنترلشده در کورههای ذوب، زمانبندی دقیق در تجهیزات متالورژی ثانویه و همچنین انجام عملیات حرارتی مستمر، امری کاملاً اجتنابناپذیر است. درحالیکه عملیات ذوب در تولید فولادهای کربنی عموماً در بازه زمانی کوتاه (یعنی حدود یک تا دو ساعت) محقق میشود، تولید فولادهای آلیاژی مستلزم صرف زمان طولانیتر، کنترل دقیق متغیرهای ترمودینامیک و افزودن عناصر آلیاژی با درجه حساسیت بالا و عملیات حرارتی است. تولید فولادهای آلیاژی نیازمند جریان پیوسته برق و گاز است. همچنین برخلاف فولادهای کربنی و ساختمانی، ایران همچنان در تامین فولادهای آلیاژی با کمبود و وابستگی به واردات مواجه است. این محصولات برای فعالیت صنایع راهبردی ازجمله خودروسازی، ماشینسازی، نفت، گاز، پتروشیمی و نیروگاهسازی ضروری و غیرقابل جایگزین هستند. با توجه به سهم اندک فولاد آلیاژی از مصرف انرژی کشور و ارزش افزوده بالای آن، تداوم محدودیتهای انرژی در این بخش میتواند تولید داخلی و فعالیت صنایع راهبردی را تهدید کند. ازاینرو، حمایت از تولید فولادهای آلیاژی و معافیت کارخانههای فولاد آلیاژی از محدودیتهای انرژی، ضرورتی راهبردی برای تقویت استقلال صنعتی و اقتصاد ملی است.