فرمول بازگشت صنایع آسیبدیده به خط تولید
در حال حاضر صنعت سیمان دو واحد صنعتی دارد که بهطور مستقیم هدف حمله قرار گرفته و آسیب دیدهاند، اما سایر صنایع نیز که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم از شرایط جنگی تاثیر پذیرفتهاند، با آسیبهای جدی مواجه شدهاند و این آسیبها به صنایع سیمانی نیز تعمیم یافته است. بسیاری از این شرکتها صادراتمحور بودهاند و بازارهای صادراتی خود را بهطور کامل از دست دادهاند. از سوی دیگر، بازار داخلی نیز به دلیل وقوع شرایط جنگی و کاهش شدید فعالیتهای عمرانی و ساختوساز با افت قابلتوجهی مواجه شده است. در مجموع، صنعت سیمان و صنایع وابسته در هفتههای اخیر کاهش چشمگیری در بازار خود تجربه کردهاند؛ بهگونهای که بازار این صنایع حدود ۶۰ درصد کاهش یافته است. در چنین شرایطی، واحدهای تولیدی با مشکلات نقدینگی، مسائل مربوط به پرداختهای دولتی، بدهیها، حقوق و دستمزد کارکنان و سایر هزینههای جاری مواجه شدهاند.
شدت این آسیبها نیز در میان واحدهای مختلف متفاوت است. برخی واحدها بهطور مستقیم در مسیر بحران و میدانهای عملیاتی قرار گرفتهاند و آسیبهای بسیار شدیدی دیدهاند، درحالیکه برخی دیگر در مناطق مختلف کشور با کاهش فروش و افت فعالیت اقتصادی مواجه شدهاند. انتظار فعالان صنعت سیمان این است که دولت و وزارت صمت، تمامی صنایعی را که به دلیل شرایط جنگی آسیب دیدهاند، تحت پوشش حمایتهای لازم قرار دهند تا بتوانند فعالیت خود را ادامه دهند، از این دوره عبور کنند و در نهایت، تابآوری خود را حفظ کنند.
در شرایط فعلی، کاهش درآمد و مشکلات جدی نقدینگی، توان تابآوری بسیاری از واحدهای صنعتی را کاهش داده است و لازم است برای حفظ این ظرفیتها اقدامات حمایتی انجام شود. پیشنهاد ما این است که وزارت صمت و دولت در حوزههایی که امکان مداخله و حمایت دارند، اقدامات مشخصی را در دستور کار قرار دهند.
یکی از این اقدامات میتواند استمهال بدهیهای بانکی باشد؛ به این معنا که اقساط واحدهای آسیبدیده برای دورهای به تعویق بیفتد و پس از بازگشت شرایط به وضعیت عادی، امکان پرداخت مجدد آنها فراهم شود. همچنین میتوان موضوع کاهش یا تقسیط مالیاتها را بررسی کرد تا واحدهای صنعتی بتوانند پس از عبور از این شرایط، تعهدات مالیاتی خود را انجام دهند. علاوه بر این، ارائه تسهیلات کمبهره برای تامین سرمایه در گردش و عبور از شرایط فعلی نیز میتواند به حفظ فعالیت این واحدها کمک کند. این اقدامات مشابه حمایتهایی است که دولت در اختیار دارد و میتواند برای جلوگیری از آسیب بیشتر صنایع به کار گیرد. هدف این است که صنایع بتوانند هم امنیت اشتغال خود را حفظ کنند و هم در برابر شوکهای ناشی از بحران، تابآوری بیشتری داشته باشند.
صنعت سیمان یک صنعت مادر است که ارتباط گستردهای با صنایع بالادستی و پاییندستی دارد، مراودات مالی گستردهای ایجاد کرده و در مناطق مختلف کشور نیز اشتغال پایدار به وجود آورده است. بنابراین باید این صنعت سرپا بماند؛ چرا که اگر از آن حمایت نشود، خود این صنعت مادر نیز با مشکلات جدی مواجه خواهد شد و تداوم تولید آن با خطر روبهرو میشود.
در تشکلهای صنعتی نیز گزارشهای متعددی از عمق مشکلات این واحدها ارائه میشود. بسیاری از کارخانهها در شرایط کنونی با گرفتاریهای جدی مواجه شدهاند و نیازمند حمایت هستند. برای مثال، در شرایط جنگی، منطقهای که کارخانه در آن قرار دارد، دیگر در اولویت ساختوساز و فعالیتهای عمرانی نیست و بیشتر تلاشها معطوف به حفظ شرایط موجود و عبور از بحران است. به همین دلیل، ما شاهد افت محسوس فروش سیمان هستیم.
بر اساس آمار معاملات بورس، در هفتههای گذشته و پیش از جنگ حدود یکمیلیون و ۴۰۰ هزار تن سیمان در بورس کالای کشور عرضه میشد که از این میزان حدود یکمیلیون و ۲۰۰ تا یکمیلیون و ۳۰۰ هزار تن به فروش میرسید. اما اکنون میزان عرضه به حدود ۹۰۰ هزار تن کاهش یافته و فروش نیز به کمتر از ۸۰۰ هزار تن و حدود ۷۹۰ هزار تن رسیده است. کاهش فروش سیمان به معنای آن است که بازار داخلی نیز کوچک شده و این موضوع، کارخانهها را با مشکلات جدی نقدینگی مواجه کرده است. در شرایطی که درآمد واحدهای تولیدی بهشدت کاهش یافته، هزینههای آنها نهتنها کاهش پیدا نکرده بلکه همچنان رو به افزایش است. در نتیجه، صنایع با وضعیتی مواجه شدهاند که درآمد آنها کاهش یافته اما هزینههای تولیدشان افزایش پیدا کرده است.
از سوی دیگر، صنایع همزمان با بحران بازار، با مشکل ناترازی انرژی نیز مواجه هستند. در حوزه انرژی، بخشی از نیاز واحدهای تولیدی از سوی دولت تامین میشود و بخشی دیگر به سمت بورس انرژی هدایت شده که هزینه بسیار بالاتری دارد. همچنین در زمینه گاز نیز با محدودیتهایی مواجه هستیم. برای نمونه، میزان مصرف روزانه گاز صنعت سیمان حدود ۵۰میلیون مترمکعب است، اما در شرایط فعلی تنها حدود پنجمیلیون مترمکعب از این میزان تعهد میشود. بنابراین واحدهای تولیدی ناچارند کسری مورد نیاز خود را از طریق سوختهای جایگزین و از پالایشگاهها، انبارهای نفت و منابع دیگر تامین کنند؛ اقدامی که هزینه حمل بسیار بالایی به همراه دارد.
این موضوع باعث افزایش شدید قیمت تمامشده تولید شده است. از یک طرف، هزینههای تولید به دلیل تامین انرژی افزایش پیدا کرده و از طرف دیگر، شرایط جنگی موجب کاهش شدید بازار و افت تولید شده است. در نتیجه، یک ناترازی جدی میان درآمد و هزینههای صنایع ایجاد شده که نیازمند توجه فوری است تا این صنایع از ظرفیت تابآوری خود خارج نشوند.
در خصوص تامین سوخت جایگزین نیز باید توجه داشت که آیا این امکان در شرایط فعلی، بهویژه با توجه به درگیری مناطق جنوبی کشور، وجود دارد یا خیر. پالایشگاههایی که در داخل کشور ظرفیت مشخصی دارند، خود باید نیازهای مختلف را تامین کنند و برخی از آنها ظرفیت کافی برای تامین تمام نیازها را ندارند. به همین دلیل، بخشی از کسری نیاز باید از مناطقی مانند بندرعباس و بندر ماهشهر تامین شود. این فرآیند علاوه بر مخاطرات موجود، باعث افزایش هزینهها نیز میشود. در واقع، علاوه بر هزینه خود سوخت، هزینه حملونقل آن نیز به واحدهای تولیدی تحمیل میشود. اگرچه ممکن است محدودیت تامین گاز به دلیل شرایط جنگی یا مشکلات فنی باشد، اما نتیجه نهایی برای صنعت این است که هزینه مضاعفی را بابت مصرف سوخت جایگزین پرداخت میکند؛ هزینهای که حتی میتواند بیش از دو برابر هزینه معمول باشد. در مجموع، صنعت در شرایطی قرار گرفته که از یک سو هزینههای تولید افزایش یافته و از سوی دیگر، بازار داخلی و صادراتی آن تحت تاثیر شرایط جنگی تحلیل رفته است. صنایع و کارخانههای عضو تشکلهای صنفی اکنون در مسیر آسیبهای جدی مالی قرار گرفتهاند. بهخصوص واحدهایی که مستقیما در مناطق عملیاتی جنوب کشور، مانند ساروج، بوشهر، دشتی و دشتستان فعالیت میکنند، بیش از سایرین در معرض تهدید قرار دارند و برای ادامه فعالیت نیازمند حمایت جدی هستند.
* دبیر انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان ایران