درس‌هایی که اصفهان از «رُم» نیاموخت

اگر به نقشه جهانیِ توسعه در حریم میراث نگاه کنیم، تجربه «خط ۳ متروی رم» (Line C) یک کلاس درس بین‌المللی است. ایتالیایی‌ها برای عبور از قلب «شهر ابدی»، استراتژی «مهندسی صبور» را جایگزین کلنگ‌زنی شتاب‌زده کردند. در پروژه رم، باستان‌شناسان و مهندسان سازه نه در مقابل هم، که در کنار هم ایستادند. آن‌ها برای محافظت از «کولوسئوم» و بناهای پیرامونی، از تکنولوژی «تزریق جبرانی» (Compensation Grouting) بهره بردند؛ روشی پیچیده که با تزریق دوغاب مخصوص به لایه‌های زیرین، هرگونه نشست احتمالی زمین ناشی از حفاری را پیش‌دستانه خنثی می‌کرد.

در رم، بیش از ۲۰۰۰ سنسور لیزری به صورت شبانه‌روزی کوچک‌ترین ارتعاش یا جابه‌جایی میلی‌متری بناها را ثبت می‌کردند. خط قرمز آن‌ها صریح بود: به محض ثبت کوچک‌ترین فرکانس غیرمجاز، مته‌های غول‌آسا (TBM) هفته‌ها خاموش می‌شدند تا راهکار فنی بازنگری شود. رم ثابت کرد که «سرعتِ قطار» نباید «صلابتِ تمدن» را ببلعد. آن‌ها هزینه و زمان گزافی صرف کردند تا ثابت کنند ارزش یک ایستگاه مترو، با یک خراش بر پیکره میراث بشری برابری نمی‌کند.

در مقابل، وضعیت امروز اصفهان نشان از یک «مدیریت واکنشی» دارد. مشکل مسجد جامع تنها مترو نیست؛ بلکه فرسودگی شبکه‌ای است که نم را به جانِ ملات‌های هزارساله انداخته است. ارتعاشات مترو در خاکی که به دلیل نشت فاضلاب سست و «پوک» شده، اثر تخریبی مضاعفی دارد. مسئولانی که وعده می‌دهند «در صورت خطر، پروژه را متوقف می‌کنیم»، باید بدانند که ارتعاش بر بنای تاریخی، مانند زلزله ناگهانی نیست؛ بلکه مانند یک بیماری مزمن، آرام‌آرام پیوندهای سازه را می‌گسلد و زمانی فاجعه نمایان می‌شود که دیگر برای توقف مته‌ها دیر شده است.

تجربه جهانی می‌گوید میراث تاریخی، بزرگترین سرمایه نمادین و مزیت رقابتی اقتصاد گردشگری است. اگر مسجد جامع اصفهان به دلیل بی‌تدبیری در فهرست «میراث در خطر» یونسکو قرار گیرد، نه فقط یک بنا، که «برند جهانی اصفهان» فرو می‌ریزد. توسعه‌ای که ریشه‌های خود را می‌زند، پیشرفت نیست؛ یک خودزنی تمدنی است. اصفهان برای عبور از این بحران، بیش از جلسات اضطراری، به «شفافیت مهندسی» و اولویت‌بخشی به هویت بر سرعت نیاز دارد. تاریخ به ما نگاه می‌کند؛ آیا ما همان نسلی خواهیم بود که برای چند دقیقه زودتر رسیدن به مقصد، لرزه بر تنِ شکوهِ هزارساله خود انداختیم؟

* روزنامه نگار