مسئله چندلایه
چالشهای صنعت نفت در گفتوگو با رضا پدیدار
در سالهایی که اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر امنیت انرژی، رقابت ژئوپلیتیک و تغییر الگوهای مصرف قرار گرفته، جایگاه انرژی در ساختار اقتصادی کشورها به سطحی راهبردی ارتقا یافته است. در این میان، صنعت نفت و گاز ایران بهعنوان ستون فقرات اقتصاد ملی، با مجموعهای از چالشهای ساختاری، مدیریتی و سرمایهگذاری مواجه است که نهتنها بر تولید و صادرات انرژی اثر میگذارد، بلکه بهصورت مستقیم بر عملکرد سایر صنایع، از جمله فولاد، پتروشیمی و حملونقل نیز تاثیرگذار است. در چنین شرایطی، مدیریت منابع انرژی دیگر تنها موضوع صنعتی نیست، بلکه به مسئلهای کلان در حوزه امنیت اقتصادی و ثبات تولید ملی تبدیل شده است.
کارشناسان حوزه انرژی بر این باورند که مهمترین چالش پیشروی صنعت نفت و گاز، محدود به تحریمها یا کمبود سرمایه نیست، بلکه مجموعهای از عوامل درهمتنیده شامل ساختار تصمیمگیری چندلایه، رشد نامتوازن مصرف، فرسودگی زیرساختها و ضعف در سیاستگذاری بلندمدت در شکلگیری وضع فعلی نقش داشتهاند. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم اقتصاد ایران وابستگی قابلتوجهی به منابع انرژی دارد و هرگونه اختلال در زنجیره تولید و توزیع انرژی میتواند پیامدهای گستردهای بر رشد اقتصادی، اشتغال و ثبات بازارها داشته باشد. در این میان یکی از مهمترین چالشهای موجود، نبود راهبرد واحد و منسجم در سطح ملی است. ساختار تصمیمگیری در این صنعت بهگونهای شکل گرفت که گاهی هر بخش یا منطقهای براساس اولویتها عمل میکند و همین موضوع باعث کاهش کارایی برنامههای کلان میشود. چنین وضعی میتواند در شرایط بحرانی، توان واکنش سریع و هماهنگ صنعت انرژی را کاهش دهد.
از سوی دیگر، مسئله تامین انرژی برای صنایع بزرگ طی سالهای گذشته به یکی از چالشهای جدی تبدیل شده است. بسیاری از صنایع مادر (بهویژه از اواخر دهه ۱۳۹۰) با محدودیتهای انرژی روبهرو بودهاند؛ موضوعی که نهتنها ظرفیت تولید را کاهش داده، بلکه برنامهریزی بلندمدت صنعتی را نیز با عدم قطعیت همراه کرده است. در کنار چالشهای تولید، مسئله مصرف انرژی به یکی از مهمترین دغدغههای سیاستگذاران تبدیل شده است. بر اساس آمارهای رسمی، مصرف انرژی در ایران در بسیاری از بخشها بالاتر از استانداردهای جهانی است. این موضوع هم در بخش خانگی و هم در بخش صنعتی مشاهده میشود و نشاندهنده فاصله قابلتوجه میان الگوی مصرف فعلی و استانداردهای بهرهوری انرژی است. در بسیاری از کشورها، اصلاح الگوی مصرف بهعنوان نخستین گام در مدیریت بحران انرژی در نظر گرفته میشود. از منظر راهبردی، مدیریت همزمان دو حوزه «حفظ وضع موجود» و «توسعه آینده» یکی از مهمترین چالشهای صنعت انرژی محسوب میشود. افزایش جمعیت، توسعه صنعتی و رشد شهرنشینی نیاز به انرژی را بهطور مستمر افزایش میدهد. در چنین شرایطی، اگر سرمایهگذاری در توسعه زیرساختها متناسب با رشد تقاضا نباشد، شکاف میان عرضه و تقاضا بهتدریج افزایش مییابد.
در کنار این موارد، شرایط تحریمی و محدودیتهای مالی نیز فرآیند تامین سرمایه برای توسعه صنعت نفت و گاز را پیچیده کرده است. جذب سرمایه خارجی، انتقال فناوری و توسعه میادین جدید در چنین شرایطی با دشواریهای بیشتری همراه است. کارشناسان تاکید میکنند که در شرایط محدودیت سرمایه، اصلاح الگوی مصرف میتواند نقش تعیینکنندهای در مدیریت بحران انرژی داشته باشد. به نظر میرسد آینده صنعت انرژی ایران به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ از جمله اصلاح ساختار تصمیمگیری، بهبود بهرهوری مصرف، توسعه سرمایهگذاری و افزایش هماهنگی میان بخشهای مختلف اقتصادی. بدون تحقق این موارد، فشار بر منابع انرژی میتواند به یکی از مهمترین محدودیتهای رشد اقتصادی در سالهای آینده تبدیل شود. در چنین شرایطی، نقش سیاستگذاران، رسانهها و نهادهای تخصصی در هدایت افکار عمومی به سمت مصرف بهینه و حمایت از اصلاحات ساختاری، بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا مییابد.
چالشهای کنونی
رضا پدیدار، نایبرئیس فدراسیون صنعت نفت ایران، با اشاره به چالشهای موجود در صنعت نفت و گاز بیان کرد: یکی از معضلات و چالشهای صنعت نفت و گاز در کشورمان آن است که متولیان هدایت و اجرای برنامهها در کشورمان چندبعدی هستند و حتی در جلسات با وزرا هم راهکاری نمیتوان برای برونرفت از مشکلات پیدا کرد. شاید عبارت بهتر برای این موضوع آن باشد که در حال حاضر اداره بخش مهمی از صنایع نفت و گاز ملوکالطوایفی است. یعنی هر مدیری بر اساس سیاستهای منطقهای عمل میکند و سیاستی راهبردی از سمت مسئولان نداریم یا به آنها بهدرستی عمل نمیشود.
در این میان چالشها در این صنعت، تامین انرژی برای صنایع را با چالش همراه کرده است و صنایعی همچون فولاد از سال 1396 تا به امروز درگیر کمبود انرژی هستند. این موضوع بهطور مستقیم تولید را تحتالشعاع قرار داده است و عدم سرمایهگذاری توانست عمق این بحران را روزبهروز بیشتر کند. پدیدار درباره این موضوع نیز گفت: تامین انرژی برای صنایع براساس پلتفرمهایی که از قبل پیشبینی شده بود در حال انجام است و درصورتیکه شرایط اضطرار پیش نیاید مشکلی نداریم، مگر آنکه تولید آسیب ببیند. وی همچنین درباره تاثیر وقوع جنگ بر تامین انرژی نیز گفت: سهم تولید نفت و گاز در شرایط جنگی موضوعی قابل پیشبینی نیست، چراکه ابعاد جنگ برای ما مشخص نیست. یعنی مشخص نیست که جنگ زمینی است یا هوایی یا روی منابع تولید. دلیل غیرقابل پیشبینی بودن هم آن است که جنگ شرایط اضطرار است.
پدیدار تصریح کرد: فراموش نکنیم انرژی مهمترین عامل در اقتصاد هر کشوری بهویژه ماست و اگر صنایع را از انرژی محروم کنیم، اقتصاد فلج میشود. در حال حاضر نیز تلاش دولت آن است که انرژی را از سطوح مختلف تامین کند. همانطور که اشاره شد شرایط تحریمی و اقتصادی در کشورمان باعث شده تامین سرمایه مورد نیاز برای توسعه صنعت نفت و گاز با چالش همراه شود. اما شاید پیش از این موضوع روند مصرف یکی از عوامل اثرگذار در تامین باشد.
پدیدار در اینباره بیان کرد: یک سطح نگهداشت در اختیار داریم که همان وضع موجود است. اما در کنار آن یک جریان توسعه داریم که جمعیت کشورمان، میزان صنایع و... در آن قرار میگیرند و روبه رشد هستند. در حال حاضر در سطح نگهداشت با کمبود مواجه هستیم و این کمبود ناشی از عوامل مختلفی است که مهمترین آن بد مصرف کردن است. یعنی هم مصرف در بخش خانگی و هم در صنعت بهشدت ناموزون است.
نایبرئیس فدراسیون صنعت نفت ایران ادامه داد: میانگین مصرف انرژی در سطوح مختلف از میانگین استانداردها خارج است. در نتیجه در نخستین گام باید درست مصرف کردن و مصرف بهینه را در اولویت قرار داد. متاسفانه این موضوع آنطور که باید در اولویتهای مسئولان و رسانهها قرار ندارد. وی ادامه داد: مردم انتظار دارند انرژی در اختیار باشد، اما نوع مصرف و شیوه آن تغییر نکند. در نتیجه لازم است ابتدا مردم را به سمت مصرف درست هدایت کنیم. اگر روش مصرف اصلاح شود، میتوان در شرایط بحرانی مدیریت داشت.
پدیدار بیان کرد: در حال حاضر مصرف درست در جایی دیده نمیشود. برای حرکت در این مسیر باید به سمت سیاستهای تشویقی رفت. در کشوری مثل آلمان در روز دمای خانهها 18 درجه سانتیگراد است و در شب میگویند از لباسهای گرم استفاده شود تا سیستمهای گرمایشی خاموش باشد. امروز میزان مصرف گاز در کشورمان روزانه 833 میلیون مترمکعب است که عدد بالا و بسیار وحشتناکی است. یا برای مثال میانگین مصرف بنزین در هر 100 کیلومتر برای کشورهای دیگر 5/4 لیتر است، اما آمارهای رسمی در ایران 5/8 تا 9 و آمارهای غیررسمی 10 لیتر در هر 100 کیلومتر است.
وی تاکید کرد: ضروری است که به سمت اصلاح الگوی مصرف برویم و باید رسانهها نیز در این زمینه وارد فعالیت شوند. برآیند شرایط موجود نشان میدهد صنعت انرژی ایران در نقطهای حساس قرار گرفته است؛ جایی که تداوم وضع فعلی میتواند به محدودیت جدی رشد اقتصادی در سالهای آینده منجر شود. نایبرئیس فدراسیون صنعت نفت ایران نیز بر همین مسئله تاکید دارد؛ از نبود راهبرد واحد در مدیریت صنعت گرفته تا رشد نامتوازن مصرف انرژی در بخشهای مختلف. واقعیت این است که بحران انرژی تنها ناشی از کمبود سرمایه یا محدودیتهای خارجی نیست، بلکه بخشی از آن به ساختار مصرف و ضعف در بهرهوری انرژی بازمیگردد؛ موضوعی که تجربه کشورهایی مانند آلمان نشان میدهد میتواند از طریق سیاستهای تشویقی، فرهنگسازی و مدیریت تقاضا کنترل شود. درنهایت، آینده صنعت نفت و گاز در کشورمان وابسته به چند متغیر اساسی است؛ اصلاح ساختار تصمیمگیری، افزایش سرمایهگذاری در زیرساختها، مدیریت همزمان توسعه و نگهداشت ظرفیت موجود و مهمتر از همه اصلاح الگوی مصرف. بدون تحقق این الزامات، فشار بر منابع انرژی میتواند به یکی از مهمترین گلوگاههای اقتصاد در کشورمان تبدیل شود.