فن بدل به «استرس جنگ»

دکتر سیدوحید شریعت، رئیس انجمن علمی ‌‌‌‌‌‌روان‌پزشکان ایران در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» راهکارهای کاهش تنش روانی در وضعیت جنگی به‌ویژه برای شهروندان ساکن تهران را شرح داد. ترومای جنگی، مقوله‌ای است که این روزها ساکنان تهران تجربه می‌کنند. در چنین شرایطی مغز و روان فرد با حجم زیادی از استرس و اضطراب مواجه می‌شود که اگر پردازش و مدیریت نشود، به شکل علائم روانی شدید خود را نشان می‌دهد. چنین ترومایی باعث اختلال در حافظه، خلق و خو و حتی توانایی عملکرد روزمره می‌شود و فرد را در یک چرخه معیوب از اضطراب و ترس قرار می‌دهد. برای بهبود سلامت روان در این شرایط چه باید کرد؟ 

به گفته رئیس انجمن علمی ‌‌‌‌‌‌روان‌پزشکان ایران در این روزها ایرانی‌‌‌‌‌‌ها و به‌ویژه ساکنان پایتخت ترس، اضطراب و سایر احساسات را تجربه می‌کنند. او افزود: پذیرفتن اینکه ما در شرایط آسیب‌زایی قرار داریم اولین قدم برای حفظ سلامت روان است. او گفت: افراد نباید انتظار رویین‌تن ‌بودن از خود داشته‌باشند، اینکه می‌توانند به‌راحتی این مرحله را پشت‌سر بگذارند. آنها باید بپذیرند که ممکن است حال‌‌‌‌‌‌شان بد شود، عملکرد معمول‌‌‌‌‌‌شان را از دست بدهند، تمرکز کافی نداشته باشند و روال معمول زندگی‌‌‌‌‌‌شان آسیب ببیند.

این روان‌پزشک معتقد است مجموعه کارهایی وجود دارد که باعث می‌شود شدت احساسات کم شده و بتوانیم به سلامت از این شرایط تلخ عبور کنیم. او با تقسیم‌بندی توصیه‌های خودمراقبتی گفت: رعایت روال‌‌‌‌‌‌های معمول زندگی مانند خواب و خوراک، زیاده‌‌‌‌‌‌روی‌نکردن در حضور در فضای‌مجازی و چک‌کردن اخبار، فعالیت فیزیکی، ارتباط با خانواده و دوستان، تمرین‌‌‌‌‌‌های آرامش و تنفس، تمرین‌‌‌‌‌‌های ذهن‌‌‌‌‌‌آگاهی همگی می‌توانند سطح تنش را کاهش دهند.  شریعت اضافه کرد: می‌دانم که این تمرین‌‌‌‌‌‌ها و اقدامات تنها زمانی میسر است که فرد سطح اولیه امنیت را داشته‌باشد و زیر بمب و موشک نمی‌توان تنفس عمیق برای بهبود حال روانی داشت، با این‌حال کسانی که این روزها همچنان در تهران هستند، نیاز دارند که بتوانند اندکی استرس و تنش را از خود دور کنند.  کودکانی که این روزها ساکن پایتخت هستند، شرایط مناسبی به لحاظ روانی ندارند. آنها تغییر رفتار والدین خود را به‌وضوح مشاهده می‌کنند و در جریان مکالمات آنها قرار می‌گیرند. 

برای ایجاد آرامش در کودکان چه باید کرد؟ شریعت در پاسخ به این پرسش گفت: والدین باید بتوانند واکنش‌هایشان را در قبال بچه‌‌‌‌‌‌ها کنترل کنند. بچه‌‌‌‌‌‌ها وقتی می‌بینند که والدین جیغ و فریاد می‌زنند، می‌‌‌‌‌‌ترسند، حتی اگر محرک این فریاد یک جانور کوچک باشد تلقی کودک این است که خطر بزرگی برایش وجود دارد.  به گفته این روان‌پزشک در شرایط جنگ که خطر واقعی است، به شکل طبیعی بچه‌‌‌‌‌‌ها هم نگران می‌شوند. او افزود: ممکن است بچه‌‌‌‌‌‌ها درک کاملی از جنگ نداشته باشند اما واکنش‌های والدین را رصد می‌کنند و متوجه خطر می‌شوند. در این شرایط کنترل رفتار از سوی والدین ضرورت دارد. همچنین آنها نیاز است که توضیحات ساده‌ای به فرزندان‌شان درباره شرایطی که جامعه دارد، بدهند، آن‌هم به شکلی که نه بچه بترسد و نه اینکه دروغ گفته باشند.  شریعت ادامه می‌دهد: جملاتی مانند اینکه «باید در کنار هم باشیم»، «همیشه در کنار هم می‌‌‌‌‌‌مانیم» می‌تواند به بچه اطمینان‌خاطر بدهد. به‌علاوه والدین می‌توانند از فرزندشان بپرسند که نگران چیست. این پرسش به آنها کمک می‌کند که بدانند در ذهن فرزندشان چه می‌گذرد و به این‌ترتیب بتوانند به پرسش‌های او پاسخ دهند. تاکید دوباره من این است که لازم نیست به بچه دروغ بگوییم، اما در کنار آن گفتن همه واقعیت آن‌هم به شکل ترسناک نیز ضرورت ندارد. 

‌تجربه کودکان اوکراینی در جنگ

سایر کشورهایی که درگیر جنگ بوده و هستند نیز چنین وضعیتی را تجربه کرده‌اند. بر اساس گزارش‌های منتشرشده توسط سازمان‌ملل جنگ اوکراین بر زندگی کودکان تاثیر زیادی داشت. در روزهای نخست حملات، برخی شهرهای این کشور هدف بمباران و حملات موشکی قرارگرفتند. بسیاری از خانواده‌‌‌‌‌‌ها برای حفظ جان خود و فرزندانشان مجبور شدند ساعت‌‌‌‌‌‌ها و حتی روزها در ایستگاه‌های مترو یا پناهگاه‌های زیرزمینی بمانند.

در شهر کی‌‌‌‌‌‌یف، ایستگاه‌های مترو به محل زندگی موقت خانواده‌‌‌‌‌‌ها تبدیل شد. کودکان درحالی‌که صدای انفجارها را می‌‌‌‌‌‌شنیدند، روی زمین یا تخت‌‌‌‌‌‌های موقت می‌‌‌‌‌‌خوابیدند. بسیاری از آنها دچار ترس شدید از صداهای بلند شدند و حتی پس از خروج از پناهگاه نیز به سختی می‌توانستند احساس امنیت کنند. در بسیاری از مناطق اوکراین مدارس تخریب شدند یا برای مدتی طولانی تعطیل ماندند. در برخی شهرها کلاس‌ها به‌صورت آنلاین برگزار شد، اما همه کودکان دسترسی مناسب به اینترنت یا تجهیزات لازم را نداشتند. در برخی مناطق نیز کلاس‌ها در زیرزمین مدارس یا پناهگاه‌‌‌‌‌‌ها برگزار می‌شد تا در صورت حمله هوایی، دانش‌آموزان بتوانند سریع پناه بگیرند. چنین شرایطی روند عادی آموزش را مختل می‌کند و تمرکز و انگیزه یادگیری کودکان را کاهش می‌دهد.

روان‌‌‌‌‌‌شناسان گزارش داده‌اند؛ بسیاری از کودکان اوکراینی علائم استرس و اضطراب را نشان می‌دهند. برخی از کودکان پس از تجربه حملات هوایی یا فرار از مناطق جنگی دچار مشکلاتی مانند کابوس‌‌‌‌‌‌های شبانه، ترس از تاریکی یا صداهای بلند، مشکل در تمرکز،‌ رفتارهای پرخاشگرانه یا گوشه‌‌‌‌‌‌گیری شده‌اند. برای مثال، در شهر خارکیف بسیاری از کودکان مدت‌ها صدای آژیر خطر را به‌طور مداوم می‌‌‌‌‌‌شنیدند. حتی پس از کاهش حملات، این صدا برای آنها یادآور تجربه‌‌‌‌‌‌های ترسناک گذشته باقی ‌مانده‌است.  تجربه کودکان در جنگ اوکراین نشان می‌دهد؛ پیامدهای جنگ بسیار فراتر از میدان نبرد است. کودکانی که باید در محیطی امن رشد کنند، ناگهان با ترس، آوارگی، از دست‌دادن خانه و اختلال در آموزش روبه‌رو می‌شوند. این تجربه‌‌‌‌‌‌ها می‌تواند اثرات طولانی‌‌‌‌‌‌مدتی بر سلامت روان، آینده تحصیلی و روابط اجتماعی آنها بگذارد. به همین‌دلیل، بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی تاکید می‌کنند؛ حمایت از کودکان در مناطق جنگی باید یکی از اولویت‌‌‌‌‌‌های اصلی در برنامه‌های کمک‌‌‌‌‌‌رسانی و بازسازی پس از جنگ باشد.