یک روز جنگی در «تهران»

این دومین‌بار در سال‌جاری است که کشورمان وارد جنگی تحمیلی از سوی آمریکا-اسرائیل می‌شود و تهران به‌عنوان پایتخت، بیشترین حجم حملات هوایی را در مقایسه با دیگر استان‌ها تجربه کرده‌است، با این‌حال شهروندان تهرانی در جنگ کنونی رفتاری متفاوت از جنگ ۱۲ روزه ابتدای تابستان از خود نشان‌داده‌اند.

اگرچه خیابان‌های اصلی شهر، شامل بزرگراه‌ها و مسیرهای پرتردد، در حال‌حاضر نسبت به روزهای پیش از جنگ بسیار خلوت است و اکنون می‌توان در کوتاه‌ترین زمان ممکن از شرق به غرب و از شمال به جنوب تهران رسید، اما برخلاف جنگ ۱۲‌روزه که تهران تقریبا تخلیه شده‌بود و جمعیت شهر به کم‌ترین میزان خود رسید ‌و خیابان‌ها تقریبا خالی از جمعیت بودند، این‌بار با وجود انفجارهایی که در ساعات مختلف شبانه‌روز در گوشه و کنار شهر رخ می‌دهد، بخش قابل‌توجهی از تهرانی‌ها در شهر مانده‌اند. البته این ماندن بیش از آنکه از روی انتخاب باشد، نشات‌گرفته از «اجبار» است؛ اجبار به‌دلیل عدم‌توان اقتصادی برای تحمل هزینه‌های ناگزیر «خروج از شهر» یا همان مسافرت چند روزه به نقطه‌ای از کشور.

بررسی‌ها نشان می‌دهد در صورتی‌که خانوارها در شهر دیگری خانه یا ویلایی نداشته باشند، اقامت حتی برای یک شب نیز هزینه بالایی به‌همراه دارد. در شرایطی که تورم چشمگیر، هزینه‌های روزمره زندگی را به‌شدت افزایش‌داده، عملا پس‌اندازی برای روزهای اضطراری همچون جنگ باقی نمانده‌است.

برخلاف جنگ ۱۲‌روزه که تهران به‌طور ناگهانی خالی شد، این‌بار اگرچه شهر خلوت‌شده، اما بخش زیادی از مردم با وجود انفجارهای پی‌درپی در شهر مانده‌اند. دلیل آن‌هم روشن است؛ اقامت یک شب برای یک خانواده سه‌نفره در شهری دیگر، دست‌کم بین ۳ تا ۵‌میلیون‌تومان هزینه دارد و اگر هزینه رفت‌وآمد، خوراک و سایر مخارج نیز درنظر گرفته شود، هر خانوار روزانه باید حدود ۵ تا ۷‌میلیون‌تومان بپردازد. با توجه به ‌نامعلوم‌بودن مدت زمان جنگ، چنین هزینه‌ای نمی‌تواند تنها به چند روز محدود شود، در نتیجه برای بسیاری از خانوارها، ماندن در تهران مقرون‌به‌صرفه‌تر از ترک شهری است که نمی‌توان پیش‌بینی کرد این وضعیت تا چه زمانی ادامه خواهدداشت.

علاوه‌بر این، هزینه‌های بالای زندگی باعث شده‌است برخلاف جنگ قبلی که درهای خانه‌های شهرهای امن‌تر، به‌ویژه در استان‌های شمالی، به روی ساکنان شهرهای جنگ‌زده باز بود و امکان میزبانی چندروزه وجود داشت، اکنون حتی امکان مهمان‌نوازی برای یک یا چند روز نیز به‌شدت کاهش ‌یافته‌است. برخی شهروندان تهرانی در گفت‌وگو با خبرنگار «دنیای‌اقتصاد» علت ماندن خود در شهر را کمبود منابع مالی و گرانی عنوان می‌کنند و می‌گویند: «هزینه‌های زندگی در شرایط فعلی حتی کفاف مخارج عادی روزانه را هم نمی‌دهد و جایی هم برای رفتن نداریم.»

اتوبان‌ها و خیابان‌های اصلی شهر که در روزهای عادی با ترافیک سنگینی روبه‌رو بودند و جایی برای سوزن انداختن در آنها پیدا نمی‌شد و موتورسیکلت‌ها در صفی طولانی از میان خودروها به شکل زیگزاگ عبور می‌کردند، حالا دیگر خبری از آن ازدحام نیست، با این‌حال این خلوتی با شرایط جنگ ۱۲‌روزه متفاوت است. در آن بازه، تقریبا خودرویی در خیابان‌ها دیده نمی‌شد یا تعداد آنها بسیار اندک بود، اما در جنگ کنونی همچنان تردد خودروها در سطح شهر قابل‌توجه است؛ خودروهایی که عمدتا برای انجام امور ضروری در حال رفت و آمد هستند، زیرا جمعیت قابل‌توجهی این‌بار در شهر باقی‌مانده‌اند.

با وجود فعال‌بودن حمل‌ونقل عمومی در شهر و ادامه فعالیت متروها و اتوبوس‌های درون‌شهری و حتی تمدید زمان فعالیت مترو تا ساعت ۲ بامداد از سوی شهرداری، اغلب اتوبوس‌ها با صندلی‌های خالی و بدون‌مسافر در حال تردد هستند؛ وضعیتی که در مترو نیز قابل‌مشاهده است. ایستگاه‌های مترو، به‌ویژه در مناطق اداری و تجاری، تقریبا خالی از جمعیت یا با حداقل مسافر مواجه هستند و در مناطق عمدتا مسکونی نیز تعداد مسافران در مقایسه با روزهای عادی به شکل محسوسی کاهش ‌یافته‌است. بررسی‌های «دنیای‌اقتصاد» نشان می‌دهد، در دو روز نخست آغاز جنگ، متروهایی که به ترمینال‌های غرب، شرق و جنوب منتهی می‌شوند بیشترین سهم از مسافران را داشتند. بسیاری از افراد با چمدان‌های خود از مترو خارج می‌شدند و به سمت ترمینال‌های برون‌شهری می‌رفتند تا شاید بتوانند بلیتی پیدا کرده و از شهر خارج شوند. بخش قابل‌توجهی از این افراد را دانشجویان یا کسانی تشکیل می‌دادند که خانواده‌هایشان در شهرهای دیگر منتظر بازگشت آنها بودند.

نکته مهم آن است که در جنگ ۱۲‌روزه، به‌دلیل شوک ناگهانی و نبود آمادگی لازم برای مواجهه با شرایط جنگی، بسیاری از شهروندان خروج از شهر را بهترین گزینه ارزیابی کردند و همین موضوع به تخلیه ناگهانی تهران منجر شد، اما در جنگ فعلی، مردم تا حدودی برای شرایط جنگی آماده‌تر عمل کرده‌‌ و با حفظ آرامش و خونسردی، از خروج اضطراری از شهر خودداری کرده‌اند و با محدود‌کردن ترددهای خود به محدوده محله، نیازهای روزمره‌شان را در درون محله‌ای تامین می‌کنند.

از این‌رو، برخلاف مناطق اداری و تجاری شهر که بخش عمده کسب‌وکارها در آنها تعطیل یا غیرفعال شده و جمعیت به حداقل رسیده‌است، در مناطق مسکونی روال زندگی تا حد زیادی ادامه دارد. فعالیت کسب‌وکارهای محلی نیز تنها به‌ فروشگاه‌های تره‌بار و نیازهای ضروری محدود نیست و سایر مشاغل نیز کم‌وبیش فعال هستند. همین موضوع نوعی «محله‌محوری» را در شهر شکل داده و ازدحام جمعیت و ‌بار ترافیکی در مناطق پرتردد گذشته را تا حد زیادی از میان برده است.

در واقع، با وجود تعطیلی بسیاری از کسب‌وکارها در خیابان‌های اصلی شهر، در محله‌ها و خیابان‌های فرعی - نه مانند روزهای عادی - زندگی همچنان جریان دارد و بیشتر فروشگاه‌ها و مغازه‌ها برای تامین نیاز ساکنان محل به فعالیت خود ادامه می‌دهند. در این‌میان، تعطیلی مراکز اداری و تجاری بیش از همه متوجه دستفروشان و کسب‌وکارهایی شده‌است که در مناطق پرتردد فعالیت می‌کردند. با توجه به شرایط امنیتی فعلی و ریسک بالای حملات در این مناطق، برخی از آنها برای تامین درآمد و گذران زندگی به «محله‌ها» نقل‌مکان کرده‌اند و در کنار مراکز تره‌بار و سایر کسب‌وکارهای محلی، در گوشه پیاده‌روها محصولات خود را عرضه می‌کنند.

واقعیت آن است که اگرچه بسیاری از مراکز اداری و تجاری تعطیل‌شده‌اند، اما چک‌ها همچنان باید در موعد مقرر پاس شوند و موجران نیز اجاره مغازه‌ها و خانه‌های خود را مطالبه می‌کنند، از این‌رو یکی دیگر از دلایل ماندن در شهر، ادامه‌دادن زندگی در هر شرایطی برای پرداخت قسط‌ها، اجاره‌ها و در نهایت «زندگی کردن» است. در چنین وضعیتی، چاره‌ای جز ادامه جریان زندگی باقی نمی‌ماند؛ حتی وقتی در ساعات مختلف شبانه‌روز صدای انفجار از گوشه و کنار شهر به گوش می‌رسد.

تحقیقات میدانی از وضعیت محله‌ها نشان می‌دهد درمیان کسب‌وکارهای محلی، تقریبا دو گروه بیش از دیگران تعطیل هستند؛ طلافروشی‌ها و بنگاه‌های معاملات ملکی. طلافروشان به‌دلیل تعطیلی رسمی فعالیت خود را متوقف کرده‌اند، اما واسطه‌های ملکی نیز به سبب شرایط جنگی که مستقیما بر بازار معاملات مسکن اثر گذاشته، عملا امکان فعالیت ندارند. در حال‌حاضر ثبت معاملات، خرید و فروش و حتی بسیاری از فرآیندهای مرتبط با بازار مسکن متوقف ‌شده‌است، به ‌همین‌دلیل «فعالان بخش مسکن و ساختمان» از نخستین گروه‌هایی هستند که بیش از دیگران از شرایط جنگی تاثیر پذیرفته‌اند.