چهار نکته ساده برای مطرح کردن درست درخواست در محیط کار

بسیاری از ما از اینکه در محیط کار، چیزی درخواست کنیم بیزاریم. شاید چون دوست نداریم به کسی زحمت بدهیم یا از قبل فکر می‌کنیم جواب رد خواهیم شنید. در کل، تمام این پروسه برایمان حس ناخوشایندی دارد.

وقتی نسل هزاره در شروع دوران کاری‌اش که یک بازار کار پرتلاطم بود روزگار می‌گذراند، توصیه‌های شغلی مداومی می‌شنید که هشدار می‌دادند «از عوض کردن مکرر شغل» پرهیز کنند. این نگرانی به آنها القا شده بود که فاصله افتادن بین مشاغل متعدد در رزومه، یک نکته منفی برای آنهاست.

اخبار مدیران روزنامه شماره ۶۶۱۵

  • شنبه، ۰۳ مرداد ۱۴۰۵
  • شبکه‌های اجتماعی مشاغل یدی را برای نسل زد جذاب می‌کنند

    روزنامه شماره ۶۶۱۵

    تبلیغ اینفلوئنسرها برای یقه آبی‌ها

    «لیندزی هوور» با کلاه ایمنی صورتی و دستکش‌هایی که رنگش را با کلاه ست کرده، درحالی‌که موهایش به‌صورت بافته‌شده روی شانه‌اش افتاده، ماهرانه میله جوشکاری را حرکت می‌دهد و در پس‌زمینه آهنگی از سبک دوم متال گوش می‌دهد. او با نام کاربری @thebluecollarbarbie فعالیت می‌کند و برای سرگرم کردن بیش از ۱۶۰ هزار دنبال‌کننده‌اش، موتور یک خودرو را تعمیر می‌کند. روی ویدئوی او نوشته شده: «راستش فکر می‌کنم این کار از فرستادن ایمیل هم راحت‌تر است.»
  • برچسب‌های اجتماعی برای زنان خلاق

    در سال ۲۰۰۷، دو روان‌شناس به نام‌های «مدلین هیلمن» و «تایلر اوکیموتو»، مقاله‌ای منتشر کردند که بعدها به یکی از تاثیرگذارترین تحقیقات در رابطه با سوگیری جنسیتی در محیط کار تبدیل شد. آنها طی سه آزمایش دریافتند زنانی که در مشاغل به‌ظاهر مردانه موفق می‌شوند، در مقایسه با مردانی با همان میزان موفقیت، به شکل متفاوتی مورد قضاوت قرار می‌گیرند. کسی توانمندی و شایستگی این زنان را زیر سوال نمی‌برد، بلکه «محبوبیت» آنها بود که زیر سوال می‌رفت. وقتی از شرکت‌کنندگان در آزمایش خواسته شد که این زنان موفق را توصیف کنند، بیشتر تمایل داشتند به آنها برچسب «پرخاشگر و نامناسب برای مدیریت» بزنند؛ صرفا به این دلیل که آنها در مشاغلی ماهر شده بودند که خلاف چارچوب‌ها و کلیشه‌های سنتی جنسیتی بود.
  • جاده دوطرفه مربی‌گری

    یک خرده‌فروش برجسته فیلادلفیایی یک بار به من گفت که مطمئن‌ترین راه برای یاد گرفتن از او، این است که هیچ‌گاه از او چنین درخواستی نکنید. افرادی که او به‌عنوان کارآموز می‌پذیرفت و عملا روی آینده آنها سرمایه‌گذاری می‌کرد، کسانی بودند که به سادگی سر کار خود حاضر می‌شدند، کار داوطلبانه می‌کردند، کنجکاوی نشان می‌دادند و وظایف خود را به بهترین شکل انجام می‌دادند. در این بین، روزی می‌رسید که او با خودش فکر می‌کرد من می‌خواهم به آن فرد کمک کنم تا رشد کند.
۱