شماره روزنامه ۶۶۴۲
|

چگونه نبوغ بنیان‌گذار می‌تواند گلوگاه خلاقیت شرکت شود؟

«لارن تمپلتون» شرکتی مبتنی بر خلاقیت ساخت. او که یک کارآفرین و مربی هنرهای نمایشی در لندن است، آموزشگاه هنرهای نمایشی «سلکت» را از اساس ساخت. آنها که زمانی در یک آپارتمان معمولی فقط با ۳ کلاس باله شروع کردند، اکنون به سازمانی بزرگ با ۵۰ شعبه رسیده‌اند که هر هفته به بیش از هزار هنرجو خدمت‌رسانی…

اگر اخیرا فکر می‌کنید که شاید در محل کارتان کمی بیش از حد به هوش مصنوعی تکیه می‌کنید، بدانید که تنها نیستید. بر اساس پژوهشی از شرکت تکنولوژی «گوتو» (GoTo) و شرکت تحقیقات بازار Workplace Intelligence، نیمی از کارکنان می‌گویند بیش از حد به هوش مصنوعی وابسته شده‌اند. در نظرسنجی ما از ۲۵۰۰ نیروی کار و…

اخبار مدیران روزنامه شماره ۶۵۶۹

    سه‌شنبه، ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
  • حتی وقتی طرف مقابل قدرتمندتر است هم می‌شود دست بالا را پیدا کرد

    روزنامه شماره ۶۵۶۹

    ضرورت گزینه دوم در مذاکرات

    مذاکرات بزرگ و حساس کسب و کار، اغلب به نقطه‌ای می‌رسند که یکی از طرفین تصور می‌کند پلن B یا گزینه جایگزینی ندارد. یک نمونه مربوط به یک شرکت بزرگ خدمات عمومی نشان می‌دهد که این وضعیت چگونه شکل می‌گیرد: این شرکت باید در زمان محدودی یک نیروگاه جدید می‌ساخت، اما تنها پیمانکار مهندسی توانمند در دسترس، مبلغ بسیار بالایی را به‌عنوان پیش‌پرداخت درخواست کرده و حاضر به مذاکره نبود. شرکت در وضعیت بن‌بست قرار گرفته بود؛ نه می‌توانست این شرایط را بپذیرد و نه می‌توانست از معامله صرف‌نظر کند. چنین موقعیت‌هایی در مذاکرات پیچیده بسیار رایج هستند،
  • هوش مصنوعی در مدیریت بحران

    در قرن بیست و یکم، ماهیت تهدیدها علیه شهرها تغییر کرده است. جنگ‌های مدرن دیگر تنها در میدان‌های نبرد فیزیکی جریان ندارند، بلکه به فضای سایبری، زیرساخت‌های حیاتی و شبکه‌های پیچیده شهری نفوذ کرده‌اند. در چنین پارادایمی، مدیریت بحران شهری، به‌ویژه در شرایط جنگی، از یک مساله صرفا لجستیک و انسانی، به یک چالش پیچیده مهندسی و ریاضی تبدیل شده است.
  • «خود»هایی که هرگز نشدیم

    مدتی پیش با یکی از هم‌دوره‌ای‌های سابقم از دوران آموزش عالی ارتباط مجدد گرفته بودم و صحبت‌مان به کار فعلی‌مان کشید. یک لحظه او مکث کرد و گفت: «مسیر کاری‌ای که انتخاب کرده‌ای را خیلی دوست دارم، اما اگر ۱۰ سال پیش از من می‌پرسیدی، حتما می‌گفتم که تو بالاخره یک‌جایی رئیس دانشکده می‌شوی.» راستش خودم هم زمانی همین فکر را می‌کردم.
۱