پشیمانی استراتژیک: تاوان سنگین تصمیمهای اشتباه
پشیمانی استراتژیک با پشیمانی فردی در دو نکته تفاوت اساسی دارد. نخست اینکه دامنه اثرگذاری آن گستردهتر است. پشیمانی فردی فقط بر خود شخص تاثیر میگذارد، اما پشیمانی استراتژیک کل سازمان، عملکرد آن و حتی ذینفعان بیرونی را تحتتاثیر قرار میدهد. دوم اینکه زمان بروز پیامدهای آن متفاوت است. نتایج تصمیمهای فردی معمولا زود مشخص میشود، اما پیامدهای تصمیمات استراتژیک اشتباه ممکن است ماهها یا سالها بعد، حتی در دوره مدیریت بعدی، خود را نشان دهد.
حال سوال اینجاست که آشنایی با این پدیده چه کمکی به مدیران میکند؟ پژوهشها نشان داده که درک پشیمانی استراتژیک، میتواند سه دستاورد مهم برای مدیران و سازمانها به همراه داشته باشد:
۱- پیشگیری از خطاهای فاحش: وقتی مدیران با این پدیده آشنا شوند، فرآیند تصمیمگیری خود را با دقت بیشتری بررسی میکنند و از تصمیمهای عجولانه و احساسی دوری میکنند.
۲- مدیریت احساسات پس از تصمیم: مدیرانی که ماهیت پشیمانی استراتژیک را میشناسند، بهتر میتوانند احساسات منفی مانند حسرت، شرم، ناامیدی و خودسرزنشی را کنترل کنند.
۳- بهبود فرآیند تصمیمگیری سازمان: درک این پدیده به سازمانها کمک میکند تا فرآیندهای تصمیمگیری خود را بازبینی کنند، از تکرار اشتباههای گذشته جلوگیری کنند و راهکارهایی برای کاهش احتمال پشیمانی استراتژیک طراحی کنند.
پیامدهای پشیمانی استراتژیک
پشیمانی استراتژیک پیامدهای گستردهای دارد که تحقیقات مختلف به آنها پرداختهاند. این پیامدها را در دو دسته کلی تقسیم کردهاند:
پیامدهای فردی که عمدتا متوجه خود مدیر است؛ از جمله نشخوار فکری (تکرار وسواسگونه افکار آزاردهنده درباره تصمیم اشتباه)، کاهش بهزیستی ذهنی و روانی، و آشفتگیهای عاطفی مانند حسرت، ناامیدی و خودسرزنشی.
پیامدهای سازمانی که دامنه بسیار گستردهتری دارند؛ مانند از بین رفتن سرمایه فکری و مادی سازمان، انسداد سازمانی و بنبست استراتژیک، افزایش بیاعتمادی به مدیران، کاهش اعتبار سازمان و مدیران، ناتوانی در اجرای برنامهها و استراتژیها، و به خطر افتادن اهداف کلان سازمان.
دلالتهای سیاستی و پیشنهادها
با توجه به آنچه درباره پشیمانی استراتژیک گفته شد، مدیران و سازمانها میتوانند با اجرای راهکارهای زیر، هم احتمال وقوع این پدیده را کاهش دهند و هم شدت آن را در صورت وقوع کنترل کنند:
نخست، ایجاد فضای یادگیری از اشتباهات: مدیران باید بدون ترس از سرزنش، درباره تصمیمهای ناموفق گفتوگو کنند. پیشنهاد میشود پس از هر تصمیم مهم، جلسهای با حضور همه عوامل کلیدی برگزار شود و سوالاتی مانند: چه مفروضاتی داشتیم که درست از آب درنیامد؟ اگر امروز بود چه میکردیم؟ چه سیستمی میتوانست زودتر خطا را نشان دهد؟ و ... پرسیده شود. مستند کردن این جلسات، پشیمانی را به داده تبدیل میکند.
دوم، بازبینی منظم تصمیمهای کلان: سازمانها باید پیش از آنکه خیلی دیر شود، جلساتی برای ارزیابی مستمر تصمیمهای مهم برگزار کنند. برای هر تصمیم استراتژیک، یک ناظر بیرونی تعیین کنید؛ فردی از واحد دیگر یا مشاوری که وظیفهاش فقط پرسیدن سوالهای سخت است، نه تایید تصمیم. این کار از گروهاندیشی جلوگیری میکند و نقصهای پنهان را زودتر آشکار میسازد.
سوم، آموزش مهارتهای تصمیمگیری و مدیریت هیجانات: مدیران باید یاد بگیرند که چطور با احساساتی مانند حسرت، شرم و خودسرزنشی برخورد کنند. یکی از راههای ساده و عملی این است که هر مدیر، دفترچهای کوچک برای ثبت تصمیمهای مهم خود داشته باشد. در این دفترچه، سه ستون بنویسد: ۱. تصمیم، ۲.دلایل و پیشبینیهای من و ۳. نتیجه نهایی. هر ماه، یک بار این دفترچه را مرور کند و ببیند کدام یک از پیشبینیهایش درست از آب درآمده و کدام نه. این کار کمک میکند تا الگوهای اشتباه فکری خود را بشناسد و در تصمیمهای بعدی تکرار نکند.
چهارم، تقویت نگاه بلندمدت و آیندهنگرانه در تصمیمگیریهای استراتژیک: مدیرانی که فقط نتایج کوتاهمدت را در نظر میگیرند، بیشتر در معرض پشیمانی قرار دارند. برای تصمیمهای بزرگ، حتما گزینه خروج تعریف کنید. مشخص کنید در چه شرایطی از تصمیم برمیگردید و چه کسی اختیار توقف آن را دارد. این کار، هزینه پشیمانی را کاهش میدهد، چون مدیر میداند همیشه راه بازگشت وجود دارد.
پشیمانی، بخشی جداییناپذیر از زندگی حرفهای مدیران است و همانطور که امیل فیلسوف بزرگ گفته بود، «اگر زندگی را بپذیری، باید پشیمانی را هم بپذیری.» اما پذیرش پشیمانی، به معنای تسلیم شدن در برابر آن نیست. درک ماهیت پشیمانی استراتژیک، شناسایی تفاوتهای آن با پشیمانی فردی و آگاهی از پیامدهای گسترده آن در سازمان، گام نخست برای مواجهه با این پدیده است. اما گام مهمتر، اقدام عملی است. راهکارهای ارائه شده هرچند ساده به نظر میرسند، اما میتوانند به سازمانها در کاهش پشیمانی استراتژیک کمک کنند. مدیریت موفق، نه به معنی پرهیز از هرگونه اشتباه، بلکه به معنی مدیریت هوشمندانه عواقب آن است.
* مدرس دانشگاه و پژوهشگر حوزه کسب و کار
** پژوهشگر حوزه کسب و کار