مدیریت مالی نوین با هوشمصنوعی
پاسخ کوتاه این است که هوش مصنوعی جای مدیر مالی را نخواهد گرفت، اما بدون تردید مدیریت مالی را دگرگون خواهد کرد. آنچه در معرض تغییر قرار گرفته، نه صرفا شیوه انجام برخی فعالیتها، بلکه تعریف خود مدیریت مالی است. برای درک این تحول، ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد که مدیر مالی امروز دقیقا چه ارزشی برای سازمان خلق میکند.
در بسیاری از شرکتها، بخش عمدهای از توان واحد مالی همچنان صرف جمعآوری اطلاعات، تطبیق اسناد، تهیه گزارشها، کنترل پرداختها و آمادهسازی صورتهای مالی میشود. این وظایف اگرچه ضروریاند، اما ارزش راهبردی محدودی ایجاد میکنند.
مدیر مالی اغلب زمانی به مدیرعامل گزارش میدهد که رویدادها رخ دادهاند و امکان تغییر آنها از میان رفته است.
به بیان دیگر، امور مالی بیش از آنکه آینده را شکل دهد، گذشته را توصیف میکند. هوش مصنوعی دقیقا همین منطق را هدف قرار داده است.
الگوریتمهای یادگیرنده میتوانند هزاران تراکنش را در چند ثانیه تحلیل، مغایرتها را شناسایی، احتمال بروز خطا یا تقلب را برآورد و روندهای فروش را پیشبینی کنند و اثر سناریوهای مختلف را بر جریان نقدی شرکت نشان دهند. بنابراین، زمان و انرژی مدیر مالی دیگر صرف تولید اطلاعات نخواهد شد، بلکه صرف تفسیر آن خواهد شد.
در نتیجه، ارزش مدیر مالی آینده نه در دانستن بیشتر، بلکه در پرسیدن پرسشهای بهتر خواهد بود. هوش مصنوعی میتواند پاسخهای فراوانی تولید کند، اما انتخاب اینکه کدام پرسش ارزش طرح کردن دارد، همچنان یک مساله مدیریتی است.
اگر الگوریتم پیشبینی کند که فروش یک محصول کاهش خواهد یافت، تصمیم درباره تغییر استراتژی قیمتگذاری، خروج از یک بازار یا سرمایهگذاری در محصولی جدید، همچنان نیازمند قضاوت انسانی است. فناوری میتواند دامنه انتخابها را روشنتر کند، اما مسوولیت انتخاب را بر عهده نمیگیرد.
این تحول، رابطه مدیر مالی و مدیرعامل را نیز تغییر خواهد داد. در گذشته، مدیر مالی عمدتا نقش نگهبان منابع را ایفا میکرد که بر هزینهها نظارت و انضباط مالی را حفظ میکرد و از سلامت گزارشها اطمینان مییافت. اما در سازمانهای آینده، انتظار میرود مدیر مالی به یکی از مهمترین شرکای استراتژیک مدیرعامل تبدیل شود که با استفاده از تحلیلهای مبتنی بر هوش مصنوعی، مسیرهای رشد، ریسکهای سرمایهگذاری و فرصتهای خلق ارزش را شناسایی میکند. به همین دلیل، مهمترین مهارت مدیر مالی آینده احتمالا دانش حسابداری نخواهد بود، بلکه توانایی ترکیب داده، فناوری و قضاوت اقتصادی خواهد بود.
همزمان، مرز میان واحد مالی و سایر بخشهای سازمان نیز کمرنگتر خواهد شد. هوش مصنوعی اطلاعات فروش، بازاریابی، عملیات، منابع انسانی و زنجیره تامین را به یکدیگر متصل میکند و تصویر جامعتری از عملکرد بنگاه ارائه میدهد.
مدیر مالی دیگر فقط مسوول اعداد و ارقام نیست، بلکه باید منطق اقتصادی کل سازمان را بفهمد. ارزش واقعی او در توانایی تبدیل دادههای پراکنده به تصمیمهای منسجم نهفته خواهد بود.
البته این تحول، مخاطرات جدیدی نیز به همراه دارد. الگوریتمها به اندازه کیفیت دادههایی که دریافت میکنند قابل اعتماد هستند. دادههای ناقص، سوگیریهای پنهان یا مدلهای نامناسب میتوانند تصمیمهای مالی را به همان اندازه که بهبود میبخشند، منحرف نیز کنند. از سوی دیگر، هرچه تصمیمهای مالی بیشتر به سامانههای هوشمند وابسته شوند، اهمیت حکمرانی داده، امنیت سایبری و شفافیت مدلهای تصمیمگیری نیز افزایش مییابد. بنابراین، مدیر مالی آینده باید نهتنها زبان کسبوکار، بلکه زبان فناوری را نیز تا حدی بفهمد تا بتواند درباره قابلیتها و محدودیتهای این ابزارها قضاوت کند. شاید مهمترین سوءبرداشت درباره هوش مصنوعی آن باشد که تصور کنیم این فناوری جایگزین تجربه و قضاوت انسانی خواهد شد. تاریخ مدیریت نشان میدهد که هر فناوری جدید برخی مهارتها را کماهمیت و برخی دیگر را ارزشمندتر کرده است.
نه ماشینحساب حسابداران را حذف کرد و نه نرمافزارهای مالی، مدیران مالی را از میان برداشتند. هوش مصنوعی نیز مدیر مالی را حذف نخواهد کرد. آنچه حذف خواهد شد، بخشی از فعالیتهایی است که زمانی هسته اصلی این حرفه محسوب میشد.
به همین دلیل، پرسش اصلی این نیست که آیا هوش مصنوعی جایگزین مدیر مالی خواهد شد یا خیر. پرسش مهمتر این است که کدام مدیران مالی خواهند توانست خود را با این تغییر سازگار کنند.
سازمانها در آینده به مدیرانی نیاز خواهند داشت که بتوانند هم زبان سرمایه را بفهمند و هم زبان داده را، هم منطق صورتهای مالی را بشناسند و هم منطق الگوریتمها را. شاید بتوان گفت مدیر مالی آینده را نه هوش مصنوعی، بلکه تعامل میان هوش مصنوعی و قضاوت انسانی خواهد ساخت. همانگونه که انقلاب صنعتی ارزش نیروی انسانی را از میان نبرد، بلکه آن را به سمت مهارتهای پیچیدهتر سوق داد، انقلاب هوش مصنوعی نیز نقش مدیر مالی را از مدیریت اطلاعات به معماری تصمیم ارتقا خواهد داد.
موفقترین مدیران مالی کسانی نخواهند بود که بیشترین گزارش را تولید میکنند، بلکه آنهایی خواهند بود که با اتکا به فناوری، آینده را زودتر از دیگران میبینند و سازمان را برای مواجهه با آن آماده میکنند.
* کارشناس حسابرسی و مالیاتی