مراسم تشییع شاعر و نویسنده پیشکسوت برگزار شد؛

بدرقه جواد مجابی به خانه ابدی

شماره روزنامه: ۶۶۵۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۲۹۴۰۷۵ فرهنگ و هنر

پیکر جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری که بیش از شش دهه در عرصه فرهنگ و هنر ایران فعال بود، صبح دیروز مقابل خانه‌اش در کوی نویسندگان به سمت امامزاده کرج تشییع شد. در این مراسم امیرحسن چهلتن، داستان‌نویس، گفت: من یار غار دکتر مجابی نبودم اما آشنایی ما به بیش از ۵۰ سال پیش برمی‌گردد؛ زمانی که من بسیار جوان بودم و این شانس را داشتم که با چهره‌های ادبی حشر و نشر داشته باشم. ممکن بود میان دیدارهای ما ماه‌ها فاصله بیفتد و گاهی نیز به اقتضای شرایط، هفته‌ای دو بار یکدیگر را ببینیم؛ به‌خصوص زمانی که هر دو عضو هیات دبیران کانون نویسندگان بودیم. در این مدت طولانی، دیدارهای بسیاری داشتیم، گپ‌وگفت‌های متعدد و خاطرات زیادی شکل گرفت. چهلتن سپس به مرور خاطرات خود با جواد مجابی در ماجراهایی همچون اتوبوس ارمنستان ‌و قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده پرداخت.

بدرقه جواد مجابی به خانه ابدی

 ناستین جوادی، همسر جواد مجابی، هم در این مراسم گفت: خانواده فرهنگی او که طی ۵۰ سال بر نظم و هندسه‌ای مشخص بنیان نهاده شده، راهش را ادامه خواهد داد.  

پوریا عالمی، نویسنده و طنزپرداز، در این مراسم گفت: قرار بود، چند خطی از «پسرک چشم‌آبی» بخوانم، اما در یکی دو شبی که به این مراسم فکر می‌کردم دیگر به ادبیات فکر نمی‌کردم؛ به امکانی فکر می‌کردم که جواد مجابی و ناستین (همسر مجابی) برای ادبیات ایجاد کردند و به تبدیل کردن ادبیات به زندگی. او افزود: برای همین، در یکی از صفحه‌های دفترم چند خطی درباره احترام به جواد مجابی، ناستین و پوپک نوشتم: «اعتبار هر سرزمینی به کوه‌ها و رودها و جنگل‌ها و انسان‌هایش است و اعتبار کوه‌ها و جنگل‌ها و انسان‌ها به استمرارشان و ایستادنشان. در روزگاری که کوه‌ها و رودها و جنگل‌ها دست از ایستادن برداشته‌اند، صاحبان این خانه دست از بودن و زندگی برنداشتند.» عالمی گفت: در روزهای تاریکی و خستگی، چراغ این خانه همیشه روشن بود. در روزهایی که سکوت سراسری و فراگیر بود، امکان گفت‌وگو در این خانه شعله کوچک شمعی بود که ترس ما را از شب می‌ریخت.

این نویسنده با اشاره به نقش جواد مجابی در حمایت از نسل جوان ادبیات گفت: جواد مجابی نویسنده‌ای گشاده‌دست و جاری بود که در کنار خود فرصت رشد را برای نهال‌ها و جوان‌ترها فراهم می‌کرد و به آنها فرصت سایه‌گستری در کنار درختان کهنسال این خانه را می‌داد.

 پوپک مجابی، دختر جواد مجابی، در مراسم بدرقه پدرش توضیح داد: زمانی که قرار شد درباره پدرم صحبت کنم، ترجیح دادم بگذارم خود او با شما سخن بگوید و از میان شعرهایش بخشی را بخوانم. او با اشاره به مجموعه شعر «عاشقانه‌های جدید» گفت: زمانی که این مجموعه قرار بود منتشر شود، پدرم به دلیل مشغولیت، گردآوری آن را به من سپرد. در این مسیر، با انبوهی از شعرهایی مواجه شدم که او طی سال‌ها سروده بود و بارها در جمع خانواده و دوستان، شعرهای تازه‌اش را می‌خواند و با فروتنی نظر آنها را می‌پرسید. در جریان گردآوری این اشعار دریافتم که برای پدرم، «معشوق» از «میهن» جدایی‌ناپذیر است و درنهایت این مجموعه حول سه محورِ محبوب، میهن و یاران ازدست‌رفته شکل گرفت. او در ادامه با خواندن بخش‌هایی از شعرهای پدرش، از نسبت عمیق او با ایران، مردم و سرزمینش گفت و به شعری اشاره کرد که به باورش حال‌وهوایی پیشگویانه دارد؛ شعری که در آن از رفتن، ماندن و خاطره‌ای سخن گفته می‌شود که پس از رفتن شاعر نیز در این شهر و در شعر این کشور باقی خواهد ماند.

در پایان محمود دولت‌آبادی در مراسم بدرقه جواد مجابی گفت: یکی از جنبه‌هایی که درباره او کمتر گفته شده، آشنایی عمیقش با ادبیات قدیم ایران بود. در بیش از ۱۰سال اخیر، در گفت‌وگوهایی که با هم داشتیم، بیشتر درباره ادبیات قدیم صحبت می‌کردیم. گاهی جواد در تماس تلفنی نزدیک به یک ساعت درباره یک بیت از یک قصیده صحبت و آن را تفسیر می‌کرد و من بیشتر شنونده بودم.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن