«شب شروه» در جزیره خارک برگزار شد؛
صدای اندوه جنوب
به گزارش ایسنا، در این برنامه ناخدا علی ستوده، عبدالرسول حسینی و محسن سناسیری، از شروهخوانان جنوب، به شروهخوانی پرداختند. سید عبدالحمید هاشمی نیز با نوازندگی نی، شروهخوانان را همراهی کرد. در آغاز برنامه، پس از مثنویخوانی از اشعار مولانا، شاهین بهرامنژاد، مجری برنامه و کارشناس فرهنگ عامه، با اشاره به پیشینه این آوای باستانی گفت: «شروه مثل آهی است که از جگرِ نمکخورده جنوب برمیخیزد؛ بُنگِ بلندی بیتکلف و بیساز، که انگار مردی تهِ سکوتِ شب، رو به باد دریا، دوبیتیِ جدایی را دستبهسینه میسپارد به آسمان.» او با اشاره به پیوند شروه با اقلیم جنوب افزود: «چه میشود کرد؟ جنوب است، دریا هست، هُرم هست، داغی آفتاب و خولیسِ شرجی و شروه، درد را شریف میکند.»
بخش مهمی از هویت شروه، در پیوند آن با شعر و دوبیتیهای شاعران و دوبیتیسرایان نامآشنای جنوب شکل گرفته است. در این میان میتوان از شاعرانی چون فایز، مفتون، نادم، باکی و کوهی یاد کرد؛ شاعرانی که اشعارشان در حافظه شفاهی مردم جنوب و در سنت شروهخوانی جایگاهی ماندگار یافته است. شروه در واقع تنها یک شیوه آوازخوانی نیست، بلکه روایتی موسیقایی از شعر، اندوه، دلتنگی، عشق، فراق و زیست مردم جنوب است و دوبیتیهای شاعران این منطقه طی سالها، بخش مهمی از مواد شعری این آیین را شکل دادهاند. هر یک از شروهخوانان نیز در بخش ابتدایی برنامه، حدود ۱۰ دقیقه و با سبک و شیوه خاص خود به اجرای شروه پرداختند.
در ادامه، مجری برنامه درباره «گرده»ها توضیح داد و گفت: «در جنوب، شروه به شیوههای متفاوتی خوانده میشود که به آن گرده میگویند.»
به گفته او، گردهها گاه نام مکان بر خود دارند، مانند دشتیاتی، دشتستانی، شبانکارهای، شُنبهای و چاهکوتاهی. گاه نام قومی خاص را یدک میکشند، مانند حاجیونی، جتکی و زنگی، و گاه به نام فرد مؤلف یا صاحب آن سبک شناخته میشوند، مانند عامَسین، علی کلسین، کل کَرَم، زنگویی، نجاتی، بخشی و شریفیان. در بخش دیگری از این آیین، بهرامنژاد دو کتاب «آینه شروهسرایی» اثر زندهیاد دکتر حمیدی و «شروهسرایی در جنوب ایران» اثر زندهیاد علی باباچاهی را معرفی کرد و بر اهمیت ثبت، مطالعه و شناخت این میراث ادبی و موسیقایی جنوب تاکید کرد.
در ادامه مجری این آیین درباره «دومندویی» توضیح داد: «در آیین شروهخوانی، هنگامیکه شروهخوانان هر کدام یک دوبیتی میخوانند و رشته شروهخوانی را در ادامه به شروهخوان کناری میسپارند، در واقع یک بدهبستان راه میاندازند که آن را در اصطلاح دومندویی میخوانند.»
او «دومندویی» را اوج شروه دانست؛ جایی که شروهخوان از عمق وجودش و تا سرحد توان از حنجرهاش مایه میگذارد و این بخش از شروهخوانی را میتوان نوعی هماوردی میان شروهخوانان دانست.
آیین «شبشروه» در نهایت با اجرای دومندویی گوشنواز شروهخوانان به پایان رسید؛ اجرایی که فضای سالن سینما صدف را به یکی از جلوههای زنده موسیقی و شعر جنوب بدل کرد.