گزارش الجزیره از سمفونی «خرمشهر» ساخته مجید انتظامی
حافظهای که زنده میماند
با آغاز جنگ ایران و عراق در شهریور ۱۳۵۹، خرمشهر به یکی از مهمترین میدانهای نبرد تبدیل شد. نبردهای این شهر تنها رویارویی دو ارتش نبود، بلکه جنگی خیابانی و فرسایشی بود که خسارتهای گستردهای برای هر دو طرف بر جای گذاشت. سرانجام خرمشهر پس از هفتهها مقاومت سقوط کرد و نزدیک به دو سال در اشغال ارتش عراق باقی ماند. در سوم خرداد ۱۳۶۱ و در جریان عملیات «بیتالمقدس»، نیروهای ایرانی موفق شدند این شهر را آزاد کنند؛ رخدادی که نه تنها موازنه جنگ را تغییر داد، بلکه به یکی از مهمترین نمادهای مقاومت و هویت ملی در حافظه ایرانیان تبدیل شد. پس از پایان نبرد، مجید انتظامی با خلق سمفونی «خرمشهر» تلاش کرد تجربه جنگ را از طریق موسیقی برای نسلهای بعدی روایت کند. این اثر، بدون نیاز به کلام، مسیر احساسی یک شهر را از التهاب، اضطراب، سوگواری و ویرانی تا امید، آزادی و پیروزی دنبال میکند. به همین دلیل، سمفونی «خرمشهر» امروز نیز تنها یک اثر موسیقایی نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی ایرانیان محسوب میشود و در بزنگاههای تاریخی دوباره شنیده میشود.این همان اتفاقی است که همزمان با جنگ اخیر بار دیگر رخ داده است. موسیقی در زمان جنگ، تنها وسیلهای برای سرگرمی نیست، بلکه میتواند به ابزاری برای مقاومت روانی، حفظ امید و تقویت انسجام اجتماعی تبدیل شود. به باور کارشناسان، موسیقی قادر است احساسات فردی را به تجربهای جمعی تبدیل کند؛ تجربهای که در آن ترس، اندوه، امید و ایستادگی به شکلی مشترک میان مردم شکل میگیرد و آنان را در برابر فشارهای جنگ مقاومتر میکند.
لنینگراد؛ کنسرتی در دل محاصره
نمونهای مشهور از این کارکرد موسیقی به محاصره شهر لنینگراد در جریان جنگ جهانی دوم بازمیگردد. در ۹ اوت ۱۹۴۲، زمانی که شهر ماهها در محاصره ارتش آلمان قرار داشت و ساکنان آن با گرسنگی و مرگ دستوپنجه نرم میکردند، گروهی از نوازندگان روس با وجود شرایط دشوار، سمفونی هفتم دیمیتری شوستاکوویچ را اجرا کردند.
صدای این اجرا از طریق بلندگوها در سراسر شهر پخش شد؛ مردمی که میان ویرانهها و پناهگاهها زندگی میکردند به آن گوش سپردند و حتی سربازان آلمانی مستقر در خطوط مقدم نیز صدای موسیقی را شنیدند. این اجرا بعدها به یکی از نمادهای مقاومت فرهنگی در برابر جنگ تبدیل شد.
دمیتری شوستاکوویچ سمفونی شماره ۷ در دو ماژور، اپوس ۶۰ به نام لنینگراد را در بین سالهای ۱۹۳۹ و ۱۹۴۰ در خلال جنگ جهانی دوم و محاصره شهر لنینگراد نوشت، این اثر در ابتدا به زندگی ولادیمیرایلیچ لنین تقدیم شده بود اما شوستاکوویچ در دسامبر ۱۹۴۱ و هنگام اتمام کار تصمیم گرفت آن را به شهر لنینگراد تقدیم کند. این اثر همچنان یکی از شناختهشدهترین آثار شوستاکوویچ است.
موسیقی؛ آیینی برای عبور از بحران
انسانها در طول تاریخ همواره از آیینهای جمعی برای مواجهه با سوگ، ترس، شکست و بحران استفاده کردهاند. همانگونه که آیینهای سوگواری بار اندوه را میان اعضای جامعه تقسیم میکنند، موسیقی نیز میتواند احساسات مشترک را سازماندهی و تقویت کند.در جهان معاصر، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، موسیقی به یکی از مهمترین ابزارهای بیان تجربههای جمعی و انتقال خاطرات تلخ جنگ تبدیل شد.
دگرگونی پس از جنگ جهانی دوم
ویرانی گسترده اروپا و استفاده از سلاح هستهای باعث شد بسیاری از آهنگسازان مسیر تازهای را در موسیقی دنبال کنند. آنان دیگر به دنبال خلق آثار صرفا زیبا نبودند، بلکه تلاش کردند اضطراب، خشونت، مرگ و فروپاشی را با زبان موسیقی بیان کنند.
در این دوره، ساختارهای سنتی موسیقی نیز تغییر کرد و آهنگسازان برای انتقال تجربه جنگ از صداهای نامتعارف، هارمونیهای ناآشنا و تکنیکهای جدید بهره گرفتند.
مرثیه برای قربانیان هیروشیما
یکی از شاخصترین نمونههای این جریان اثر مشهور «مرثیه برای قربانیان هیروشیما» ساخته آهنگساز لهستانی کریشتوف پندرسکی در سال ۱۹۶۰ است. پندرسکی در این قطعه، روایت مستقیمی از بمباران اتمی ارائه نمیدهد؛ بلکه با استفاده از صداهای ناهنجار، برخورد آرشه با بدنه سازها و اصواتی شبیه آژیر خطر، احساس وحشت، خلأ و نابودی ناشی از انفجار هستهای را به شنونده منتقل میکند. به اعتقاد بسیاری از منتقدان، این اثر بیش از آنکه برای لذت بردن ساخته شده باشد، مخاطب را وادار میکند با فاجعه انسانی جنگ روبهرو شود.
تجربه جهان عرب
برخلاف تجربه اروپا که بر نمایش رنج و فروپاشی تمرکز داشت، موسیقی ملیگرایانه عربی بیشتر بر امید، مقاومت و بازسازی روحیه عمومی استوار بود. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ و هم زمان با اوجگیری جریانهای ملیگرایانه، موسیقی به ابزاری برای تقویت هویت ملی تبدیل شد.محمد عبدالوهاب با ساخت قطعه «فرحة النصر» تلاش کرد اعتماد به نفس ملی را بازتاب دهد.پس از شکست اعراب در جنگ ۱۹۶۷ نیز موسیقی همچنان نقشی مهم ایفا کرد. ترانه «عدى النهار» با صدای عبدالحلیم حافظ، ضمن روایت تلخی شکست، مردم را به ادامه مقاومت فراخواند. در ادامه، امکلثوم نیز با اجرای «أصبح عندی الآن بندقیة» بر ضرورت ایستادگی و حمایت از آرمان فلسطین تاکید کرد. بسیاری از این آثار در سالهای جنگ برای پشتیبانی از روحیه عمومی و حتی کمک به تامین هزینههای جنگ اجرا شدند.
حافظهای که زنده میماند
موسیقی، به ویژه موسیقی ارکسترال، توانایی منحصر به فردی در تبدیل تجربههای فردی به حافظهای جمعی دارد. به همین دلیل، آثار مرتبط با جنگ و مقاومت معمولا با پایان درگیریها فراموش نمیشوند، بلکه در بزنگاههای تاریخی دوباره شنیده میشوند و به ملتها کمک میکنند گذشته، هویت و تجربه مشترک خود را به یاد آورند. بازگشت دوباره سمفونی «خرمشهر» به فضای عمومی ایران نیز از همین منظر قابل درک است؛ اثری که پس از گذشت دههها، همچنان برای بسیاری از ایرانیان یادآور مقاومت، ایستادگی و امید در دشوارترین روزهای تاریخ معاصر است.