دگرگونی سنت مطالعه در جهان

این نشریه پرسیده آیا خواندن رمان‌های کلاسیک سخت‌تر شده یا ما دیگر مثل گذشته کتاب نمی‌خوانیم؟ این نشریه در ادامه از تجربه نسلی نوشته که زمانی با آثار بزرگ ادبیات جهان زندگی می‌کرد، اما حالا برای خواندن چند ده صفحه از همان کتاب‌ها با مشکل تمرکز روبه‌روست.

ایوان مارک جونز نویسنده گزارش از خانه‌ای گفته که کتاب بخشی از زندگی روزمره آن بود و پدرش در تعطیلات با رمان‌های جین آستین و هرمان ملویل وقت می‌گذراند و مادرش هر زمان که فرزندش از بی‌حوصلگی شکایت می‌کرد، می‌گفت کتاب بخوان.

او نیز در نوجوانی و سال‌های جوانی شیفته ادبیات کلاسیک شد و کتاب‌های بزرگ برایش جذاب بودند اما چندی پیش وقتی فهرست «۱۰۰ رمان برتر تاریخ» گاردین را دید تصمیم گرفت سراغ کتاب‌هایی برود که هنوز نخوانده است. این تصمیم او را با یک واقعیت ناخوشایند روبه‌رو کرد.

او ابتدا به سراغ «تریسترام شندی» نوشته لارنس استرن رفت اما نه از زبان کتاب لذت برد و نه از ساختار آن. بعد «دراکولا» نوشته برام استوکر را امتحان کرد و با وجود علاقه اولیه نتوانست با روایت طولانی آن کنار بیاید. حتی «دوست مشترک ما» اثر چارلز‌دیکنز هم نتوانست او را جذب کند و مدام گوشی اش را چک می‌کرد و در همین نقطه از خودش پرسید مشکل از کتاب‌هاست یا از ما؟

«گلوریا مارک» روان‌شناس آمریکایی درباره این ماجرا گفته صفحه‌نمایش‌ها ذهن انسان را به جابه‌جایی مداوم میان موضوعات مختلف عادت می‌دهند. کتاب از خواننده می‌خواهد روی یک مسیر متمرکز بماند، اما فضای آنلاین با اعلان‌ها، لینک‌ها، تبلیغات و محتواهای متعدد، توجه را مدام از نقطه‌ای به نقطه دیگر می‌کشاند.

همچنین پژوهش موسسه «چارت بیت» نشان می‌دهد یک‌سوم کاربران اینترنت کمتر از ۱۵ ثانیه روی یک مطلب توقف می‌کنند. به همین دلیل، مطالعه در فضای دیجیتال اغلب به مرور سریع، اسکن کردن متن و خواندن سطحی محدود می‌شود.

کیت مک‌لافلین استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه آکسفورد نیز در گفت‌وگو با گاردین می‌گوید: «امروز بیش از هر زمان دیگری در حال خواندن هستیم؛ اما نه کتاب. شبکه‌های اجتماعی، پیامک‌ها، ایمیل‌ها، وبلاگ‌ها و حتی متن‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی بخش عمده خواندن روزانه ما را تشکیل می‌دهند.»

به باور استادان ادبیات، مشکل فقط تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی نیست؛ ما تمرین خواندن آثار کلاسیک را نیز از دست داده‌ایم.

نانسی یوسف استاد دانشگاه ییل نیزمی‌گوید مهم‌ترین چالش رمان‌های قرن هجدهم و نوزدهم، جمله‌های بلند و ساختارهای پیچیده زبانی آنهاست؛ ساختارهایی که خوانندگان امروز کمتر با آنها سروکار دارند.

هلن هکت از کالج دانشگاهی لندن نیز معتقد است حتی برای استادان ادبیات، خواندن رمان‌های کلاسیک پس از یک روز کاری خسته‌کننده آسان نیست. او می‌گوید: «این کتاب‌ها حجیم‌اند و جمله‌هایشان هم به همان اندازه طولانی است.»

در همین رابطه کارشناسان چند راهکار عملی برای بازگشت به ادبیات کلاسیک پیشنهاد می‌کنند

کتی گارنر پژوهشگر ادبیات قرن نوزدهم می‌گوید بسیاری از رمان‌های دیکنز و نویسندگان هم‌عصرش ابتدا به‌صورت پاورقی و دنباله‌دار منتشر می‌شدند. بنابراین بهتر است خواننده نیز هر بار فقط یک یا دو فصل بخواند و برای ادامه کتاب عجله نکند. این روش هم تمرکز را افزایش می‌دهد و هم فرصت بیشتری برای درک جزئیات متن فراهم می‌کند.

کارشناسان همچنین پیشنهاد می‌کنند خوانندگان از کتاب‌های کوتاه‌تر شروع کنند. استفاده از کتاب‌های صوتی نیز یکی دیگر از توصیه‌هاست. گاردین تاکید می‌کند شنیدن یک اجرای حرفه‌ای می‌تواند مخاطب را به متنی جذب کند که شاید در حالت عادی سراغش نرود.

نسخه‌های توضیح‌دار و حاشیه‌نویسی‌شده آثار کلاسیک نیز از دیگر راهکارهای پیشنهادی است. این نسخه‌ها با ارائه توضیحات تاریخی، فرهنگی و ادبی، فهم متن را آسان‌تر می‌کنند و به خواننده کمک می‌کنند ارجاعات و ظرافت‌های اثر را بهتر درک کند.

گزارش گاردین در نهایت به جمله‌ای از ویرجینیا وولف می‌رسد؛ جمله‌ای که شاید بهترین توصیه برای هر کتاب‌خوانی باشد: «تنها توصیه‌ای که یک نفر می‌تواند درباره خواندن به دیگری بکند این است که هیچ توصیه‌ای را نپذیرد؛ به غریزه خود اعتماد کند، از عقل خود استفاده کند و به نتیجه‌گیری‌های خودش برسد.»