تنپروری و پوشیدن لباس چرک
چه کسی هست که درباره خودش چنین صادقانه و فروتنانه ابراز نظر کند؟ «مردی با فضایل اندک و گرایش به اسراف!» این توصیفی است که این رماننویس ایرلندی یک بار از خودش به دست داد. او دست کم در عادات روزانه اش هیچ در بند خویشتن داری یا نظم و ترتیب نبود. جویس از هفت دولت آزاد، صبحها معمولا دیر بلند میشد، از اوقات عصر برای نوشتن یا انجام تعهدات حرفهای اش استفاده میکرد و اغلب به تدریس انگلیسی یا تدریس پیانو برای پرداخت مخارج منزل مشغول بود. غروبهایش بیشتر به معاشرتهای اجتماعی در کافهها یا رستورانها میگذشت؛ اوقاتی که جویس مغرور با صدای مردانه خودش در مهمان خانه، آوازهای قدیمی ایرلندی میخواند که اغلب تا صبح روز بعد طول میکشید.
جویس در تکاپوی یافتن ناشری برای «دوبلینیها» بود و در منزل تدریس خصوصی پیانو میکرد. ریچارد المان، زندگینامهنویس یک روز معمول جویس را چنین توصیف میکند: حدود ۱۰ صبح بیدار میشد. یعنی وقتی استانیسلاس، برادر مسوولیتپذیرش، صبحانه خورده و منزل را ترک کرده بود.
نورا، همسرش، برایش قهوه و نان ساندویچی به تخت میبرد و جویس همانطور درازکش تا حدود ساعت یازده در تخت میماند. به قول خواهرش: «متفکر و خاموش». بعد ساعت ۱۱ پشت پیانو مینشست؛ ساز و آوازی که با حضور ماموران وصول صورت حساب مختل میشد. جویس مامور را به شکلی ماهرانه رد میکرد و دوباره پشت پیانو برمیگشت. تا زمانی که نورا کارش را قطع میکرد و میگفت: «میدونی کلاس داری دوباره میخوای یه پیرهن چرک بپوشی؟» و جویس هم با آرامش میگفت: «درش نمیآرم!»
جویس رمان «اولیس» را پس از هفت سال در سال ۱۹۲۱ تمام کرد. خودش میگوید: «تنها نبوغ بین این کار طاقتفرسا، هشت بار بیمار شدن و ۹ بار تعویض محل سکونت بین اتریش و سوئیس و ایتالیا و فرانسه بود.» در نهایت میگفت: «به حساب خودم باید حدود بیست هزار ساعت صرف نوشتن «اولیس» کرده باشم.»