«دنیای اقتصاد» روند افت بازدهی سوخت در صنایع معدنی را بررسی کرد
مصرف گازوئیل و بهرهوری معادن
در چنین شرایطی، بخشی از مزیت رقابتی معادن کشور تحت تاثیر افزایش هزینههای استخراج، استهلاک بالاتر تجهیزات و مصرف بیشتر انرژی تضعیف میشود. این موضوع علاوه بر کاهش بهرهوری سرمایهگذاری در بخش معدن، میتواند بر رقابتپذیری محصولات معدنی ایران در بازارهای داخلی و صادراتی نیز اثرگذار باشد. کارشناسان علت اصلی این وضعیت را نه تغییر الگوی مصرف انرژی، بلکه عمیقتر شدن ذخایر معدنی، رشد نسبت باطلهبرداری و فرسودگی ناوگان ماشینآلات میدانند. به اعتقاد آنها، کاهش دسترسی به ذخایر سطحی موجب شده برای دستیابی به هر تن ماده معدنی، حجم بیشتری از مواد باطله جا به جا شود؛ موضوعی که مصرف گازوئیل را افزایش داده و هزینه تولید را بالا برده است. از سوی دیگر محدودیت واردات ماشینآلات مدرن و چالشهای تامین سوخت، فشار مضاعفی بر بهرهوری بخش معدن وارد کرده است.
روند فرسایشی استخراج معادن
مجید سروش، کارشناس حوزه معدن، در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» معتقد است اصلاح روند کاهش بهرهوری انرژی در معادن بدون توسعه اکتشافات جدید، نوسازی ناوگان معدنی و بازنگری در نظام تامین ماشینآلات و سوخت امکانپذیر نخواهد بود. مجید سروش در این رابطه اظهار کرد: برای تحلیل این شاخص ابتدا باید به تغییر شرایط استخراج در معادن کشور توجه کرد. بخش قابلتوجهی از ذخایری که در سالهای گذشته مورد بهرهبرداری قرار گرفتند، ذخایر سطحی یا کمعمق بودند و دسترسی به ماده معدنی با عملیات محدودتری انجام میشد، اما امروز در بسیاری از معادن شرایط متفاوت شده و برای رسیدن به ماده معدنی، حجم بسیار بیشتری از باطله باید جا به جا شود.
وی افزود: در برخی معادن، برای تولید یک تن ماده معدنی لازم است چندین تن باطله برداشت و حمل شود و در مواردی این نسبت حتی به ۲۰ تا ۳۰ تن نیز میرسد. طبیعی است که تمام این عملیات نیازمند استفاده از ماشینآلات سنگین و مصرف سوخت است. در نتیجه اگرچه ممکن است میزان تخصیص یا مصرف گازوئیل افزایش یافته باشد، اما بازدهی نهایی آن در شاخص تولید ماده معدنی کاهش پیدا میکند؛ زیرا بخش قابلتوجهی از انرژی صرف دسترسی به ذخیره اصلی میشود.
این کارشناس حوزه معدن در خصوص افت بهرهوری مصرف گازوئیل تصریح کرد: کاهش بازدهی مصرف گازوئیل بیش از آنکه ناشی از تغییر سبد سوخت معادن باشد، نتیجه سختتر شدن فرآیند استخراج است، به بیان ساده، به عنوان مثال اگر در گذشته برای دستیابی به یک تن ماده معدنی نیاز به جا به جایی ۲ تن باطله وجود داشت، امروز ممکن است این عدد به ۵ تن یا حتی بیشتر رسیده باشد. بنابراین میزان سوخت مصرفی برای تولید هر تن ماده معدنی افزایش پیدا میکند و در نهایت شاخص تولید به ازای هر لیتر گازوئیل کاهش مییابد. سروش یکی از راهکارهای اصلی اصلاح این روند را توسعه فعالیتهای اکتشافی دانست و گفت: کشور نیازمند سرمایهگذاری جدیتر در حوزه اکتشاف است. همچنین باید اطلاعات اکتشافی که در اختیار دستگاههای مختلف قرار دارد، تجمیع و یکپارچه شود تا امکان شناسایی ذخایر جدید با کیفیت و عیار مناسبتر فراهم شود. هرچه دسترسی به ذخایر اقتصادیتر افزایش یابد، نسبت باطلهبرداری کاهش پیدا میکند و بهرهوری انرژی نیز بهبود خواهد یافت.
وی در ادامه به نقش ماشینآلات معدنی در مصرف سوخت اشاره کرد و گفت: بخش مهمی از معادن کشور همچنان با ناوگان فرسوده فعالیت میکنند. در شرایطی که ماشینآلات جدید در دنیا از نظر مصرف سوخت، راندمان و بهرهوری پیشرفت قابلتوجهی داشتهاند، معدنکاران ایرانی با محدودیتهای جدی برای تامین تجهیزات مواجه هستند. قیمت برخی ماشینآلات معدنی در بازار داخلی فاصله معناداری با قیمتهای جهانی دارد و همین مساله باعث شده است بسیاری از فعالان معدنی توان نوسازی تجهیزات خود را از دست بدهند. این کارشناس معدن بیان کرد: ماشینآلات فرسوده نه تنها مصرف سوخت بالاتری دارند، بلکه هزینه تعمیر و نگهداری آنها نیز بیشتر است. در نتیجه بخشی از هزینهای که امروز از محل مصرف بالاتر گازوئیل به کشور تحمیل میشود، ناشی از همین فرسودگی تجهیزات است. اگر امکان واردات ماشینآلات نو یا حتی دست دوم استاندارد با قیمتهای رقابتی فراهم شود، میتوان بخشی از این مشکل را برطرف کرد.

ضرورت تخصیص بهموقع سوخت
سروش درباره نوع سوخت مورد استفاده در ماشینآلات جدید نیز گفت: یکی از چالشها این است که کیفیت گازوئیل تولیدی کشور در همه موارد با استانداردهای مورد نیاز تجهیزات روز دنیا تطابق کامل ندارد. با این حال بسیاری از ماشینآلات نسل جدید یا حتی ماشینآلات دست دوم معتبر جهانی، همچنان راندمان و مصرف سوخت بهتری نسبت به بخش عمده ناوگان موجود در کشور دارند و استفاده از آنها میتواند به کاهش شدت مصرف انرژی کمک کند. وی همچنین به مشکلات مربوط به تامین سوخت در معادن اشاره کرد و گفت: برخلاف برخی تصورات، معادن مقصد مصرف سوخت هستند و فعالیت آنها بدون گازوئیل عملا امکانپذیر نیست. در بسیاری از موارد مشاهده میشود که معدنکاران برای جلوگیری از توقف تولید و حفظ اشتغال، ناچارند سوخت مورد نیاز خود را با هزینههای بالا تامین کنند. به همین دلیل تخصیص به موقع و متناسب سوخت یکی از الزامات استمرار فعالیت معدنی محسوب میشود.
این کارشناس حوزه معدن در پایان با اشاره به ضرورت هماهنگی بیشتر میان دستگاههای اجرایی اظهار کرد: در حالحاضر در فرآیند تخصیص سوخت میان دستگاههای مختلف ناهماهنگیهایی وجود دارد. در مواردی سهمیهای که از سوی نهاد تخصصی بخش معدن تایید میشود، به همان میزان تخصیص پیدا نمیکند و این مساله برای واحدهای معدنی مشکلساز میشود. افزایش تعامل با بخش خصوصی، اصلاح سازوکارهای تخصیص سوخت، توسعه اکتشافات و تسهیل دسترسی به ماشینآلات مدرن، چهار محور اصلی برای بهبود بهرهوری انرژی و کاهش شدت مصرف گازوئیل در معادن کشور خواهد بود.
فرسودگی ماشینآلات و کاهش راندمان
پدرام پیروینسب، فعال حوزه معدن، در گفتوگو با «دنیایاقتصاد» درباره کاهش میزان تولید مواد معدنی به ازای گازوئیل مصرفی اظهار کرد: با توجه به شرایطی که بخش معدن طی سالهای اخیر با آن مواجه بوده، وقوع چنین روندی چندان دور از ذهن نیست و میتواند با واقعیتهای موجود در این بخش همخوانی داشته باشد. یعنی معادن گازوئیل بیشتری برای فعالیتهای خود استفاده میکنند. وی افزود: در یک دهه اخیر و به ویژه در فاصله سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲، عوامل مختلفی بر بهرهوری معادن اثرگذار بودهاند. یکی از مهمترین این عوامل، فرسودگی ناوگان ماشینآلات معدنی است. بخش قابلتوجهی از تجهیزات فعال در معادن کشور عمر بالایی دارند و طبیعی است که فرسودگی این ماشینآلات به کاهش راندمان عملیاتی و افزایش مصرف سوخت منجر شود. هرچه عمر تجهیزات بیشتر باشد، بازدهی موتور، عملکرد سیستمهای مکانیکی و بهرهوری کلی عملیات استخراج نیز کاهش پیدا میکند و این موضوع میتواند بر شاخص مصرف انرژی اثر بگذارد.
این فعال معدنی با تاکید بر اینکه نباید تمام دلایل افت بهرهوری را صرفا به مصرف سوخت یا کیفیت گازوئیل نسبت داد، تصریح کرد: اگرچه فرسودگی تجهیزات در این زمینه نقش مهمی دارد، اما به نظر من کاهش راندمان معادن را نمیتوان صرفا به عوامل فنی مرتبط با سوخت محدود کرد. حتی موضوع کیفیت گازوئیل نیز به اعتقاد من سهم تعیینکنندهای در این روند ندارد. در مقابل، عوامل ساختاری و زنجیرهای در اقتصاد معدن تاثیر بسیار پررنگتری بر کاهش بهرهوری داشتهاند. پیروینسب ادامه داد: در حال حاضر معادن کشور با چالش دیگری نیز مواجه هستند و آن کاهش تخصیص سهمیه سوخت نسبت به سالهای گذشته است. بهدلیل محدودیتهای موجود در حوزه تولید و تامین انرژی، بسیاری از معادن برای دریافت سهمیه سالانه سوخت مورد نیاز ماشینآلات و تجهیزات خود با مشکلاتی روبهرو هستند. بنابراین برخلاف تصور رایج، در برخی بخشها نه تنها افزایش قابلتوجهی در دسترسی به سوخت مشاهده نمیشود، بلکه فعالان معدنی با محدودیتهایی در تامین گازوئیل مورد نیاز خود نیز مواجه هستند.
وی گفت: ریشه اصلی کاهش بهرهوری را باید در اختلالهای ایجاد شده در زنجیره ارزش صنایع معدنی جستوجو کرد. طی سالهای اخیر صنایع پاییندستی بهویژه در زنجیره فولاد و مس به دلیل ناترازی انرژی، قطعی برق در تابستان و محدودیت تامین گاز در زمستان با کاهش ظرفیت تولید روبهرو شدهاند. زمانی که واحدهای پاییندستی از جمله کارخانههای کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی یا تولیدکنندگان شمش فولادی امکان فعالیت با ظرفیت کامل را ندارند، به طور طبیعی نیاز آنها به مواد اولیه نیز کاهش پیدا میکند. وی افزود: در چنین شرایطی کل زنجیره ناچار است خود را با کاهش ظرفیت حلقههای پاییندستی تطبیق دهد. وقتی مصرفکننده نهایی مواد معدنی تولید کمتری دارد، واحدهای بالادستی نیز ناچار به کاهش تولید میشوند و در نهایت این موضوع به بخش معدن میرسد. بنابراین بخشی از افت شاخص بهرهوری که امروز مشاهده میشود، ناشی از کاهش تقاضا در زنجیره و الزام معادن به تنظیم تولید متناسب با ظرفیت صنایع پاییندستی است.

اختلال در زنجیره تولید محصولات معدنی
این فعال حوزه معدن با اشاره به وضعیت برخی زیرشاخههای معدنی اظهار کرد: این موضوع تنها به زنجیره فولاد و مس محدود نمیشود. برای مثال در بخش سنگهای ساختمانی نیز رکود بازار ساخت و ساز و کاهش تقاضا باعث شده است بسیاری از معادن با ظرفیت پایینتری فعالیت کنند. در چنین شرایطی ممکن است سهمیه سوخت تخصیصیافته تغییر محسوسی نداشته باشد، اما میزان تولید کاهش پیدا کند و در نتیجه شاخص تولید ماده معدنی به ازای واحد سوخت مصرفی افت کند.
پیروینسب درباره نقش باطلهبرداری در این شاخص نیز گفت: ارتباط مستقیم و تعیینکنندهای میان افزایش نسبت باطلهبرداری و کاهش این شاخص وجود ندارد. ماهیت فعالیت معدنی به گونهای است که استخراج ماده معدنی بدون انجام عملیات باطلهبرداری امکانپذیر نیست و باطلهبرداری جزئی جداییناپذیر از فرآیند معدنکاری محسوب میشود. نسبت باطله به ماده معدنی نیز از معدنی به معدن دیگر متفاوت است و نمیتوان آن را بهعنوان یک عامل عمومی برای توضیح کاهش بهرهوری در کل بخش معدن در نظر گرفت. وی ادامه داد: ماشینآلات معدنی در طول فعالیت خود هم عملیات برداشت ماده معدنی و هم عملیات جابهجایی باطله را انجام میدهند و هر دو بخش جزئی از فرآیند تولید هستند. بنابراین اگر مجموع عملیات معدنکاری شامل استخراج و باطلهبرداری را در نظر بگیریم، این شاخص به تنهایی نمیتواند توضیحدهنده اصلی افت راندمان باشد. باید نگاه جامعتری به زنجیره ارزش معدن و صنایع معدنی داشت.
این فعال معدنی در پایان بیان کرد: در مجموع میتوان گفت فرسودگی ناوگان ماشینآلات بدون تردید یکی از عوامل اثرگذار بر کاهش بهرهوری و افزایش مصرف انرژی در معادن است؛ اما همه واقعیت به این عامل محدود نمیشود. سهم عمده این موضوع به ناترازی انرژی، کاهش ظرفیت تولید در صنایع پاییندستی و اختلالهایی بازمیگردد که طی سالهای اخیر در زنجیره تولید محصولات معدنی ایجاد شده است. این شرایط موجب شده معادن ناچار شوند تولید خود را با ظرفیت حلقههای بعدی زنجیره هماهنگ کنند و در نتیجه نسبت تولید ماده معدنی به واحد سوخت مصرفی کاهش یابد