ناکارآمدی نظام پرداخت یارانه آرد و گندم
نان، قوت غالب مردم ایران، روزانه بیش از ۴۰ درصد کالری مورد نیاز ایرانیان را تامین میکند و بهعنوان یک کالای راهبردی در صدر امنیت غذایی کشور قرار دارد. دولت ایران سالانه مبلغ قابلتوجهی را بهعنوان یارانه به زنجیره تولید آرد و نان اختصاص میدهد؛ رقمی که در سال جاری حدود ۵۰۰ همت برآورد شده است. با وجود این حجم عظیم هزینه، نظام فعلی پرداخت یارانه با چالشهای اساسی مواجه است که نهتنها به هدف اصلی خود یعنی تامین غذای ارزان و باکیفیت برای عموم مردم نرسیده، بلکه پیامدهای منفی اقتصادی، بهداشتی و اجتماعی متعددی به دنبال داشته است. این مقاله بهصورت نظاممند به تبیین این مشکلات پرداخته و در پایان، راهکار جایگزین را ارائه میدهد.
ناعادلانه بودن یارانه؛ اختصاص به نانهای سنتی
نخستین و شاید بنیادیترین ایراد نظام کنونی، ناعادلانه بودن آن است. یارانه آرد عمدتا به نانهای سنتی (لواش، تافتون، بربری و سنگک) تعلق میگیرد، درحالیکه نانهای صنعتی که بخش قابلتوجهی از سبد مصرفی خانوارها را تشکیل میدهند، از این حمایت بیبهرهاند. این رویکرد به معنای تبعیض میان مصرفکنندگان بر اساس نوع نانی است که انتخاب میکنند، بدون توجه به نیاز واقعی یا دهک درآمدی آنها. حتی در این میان، نانهای سنتی مختلف نیز بهطور یکسان از یارانه بهرهمند نمیشوند و این نابرابری در نوع حمایت، خود بهتنهایی گویای ناکارآمدی نظام هدفگیری یارانههاست. دولت در حالی گندم را با قیمت حدود ۴۸,۵۰۰ تومان از کشاورزان خریداری میکند که آرد حاصل را با قیمتی نزدیک به هزار تومان در اختیار نانوایان قرار میدهد؛ این فاصله نجومی، زمینه انواع نابرابریها و سوءاستفادهها را فراهم میکند.
ناکارآمدی و ایجاد رانت؛ توزیع نامناسب و قاچاق
دومین مشکل اساسی، ناکارآمدی نظام توزیع و پیامدهای آن یعنی شکلگیری رانت و فساد است. تفاوت فاحش میان قیمت دولتی و آزاد آرد، انگیزه شدیدی برای قاچاق و انحراف آرد یارانهای ایجاد کرده است. بهعنوان مثال، درحالیکه هر کیسه آرد یارانهای حدود ۶۰ هزار تومان قیمت دارد، قیمت آزاد آن به بیش از یکمیلیون و ۲۰۰ هزار تومان میرسد. این اختلاف قیمت، زنجیره کاملی از فساد را شکل داده است: از فروش آرد یارانهای در بازار آزاد و قاچاق آن به کشورهای همسایه تا فروش نان یارانهای با قیمت آزاد در سوپرمارکتها. همچنین، کاهش سهمیه آرد نانوایان از سوی دولت و عدم پرداخت بهموقع «کمک هزینه جبرانی» از سوی دولت، نانوایان را به سمت کاهش کیفیت و تخلفات بیشتر سوق داده است. در واقع، نظام کنونی نهتنها یارانه را بهدرستی به هدف نمیرساند، بلکه خود منشأ ایجاد فساد و ناکارآمدی در کل زنجیره تامین است. کارشناسان معتقدند که این یارانه، فسادزا بوده و تفاوت قیمت دولتی و آزاد، رانت و فساد را افزایش داده است.
تبعات بهداشتی؛ کیفیت پایین نان و عوارض جوششیرین
سومین و شاید نگرانکنندهترین پیامد این نظام، تبعات جدی آن بر سلامت عمومی جامعه است. فشار هزینهای بر نانوایان و قیمتهای دستوری، آنها را به استفاده از جوششیرین بهعنوان یک عامل افزایشدهنده سریع و ارزان برای تسریع فرآیند پخت سوق داده است. استفاده بیش از حد جوششیرین در نان عوارض متعددی دارد:
تغییر طعم و عطر نان: ایجاد طعمی تلخ و غیرطبیعی؛
تاثیر منفی بر فرآیند تخمیر یعنی اختلال در تخمیر طبیعی و کاهش کیفیت نان؛
افزایش قند خون: مصرف جوششیرین در غذاهای نشاستهای میتواند باعث افزایش قند خون شود که برای بیماران دیابتی بسیار خطرناک است.
کاهش جذب مواد معدنی: جوششیرین مانع از جذب کلسیم، منیزیم و دیگر مواد معدنی ضروری در سیستم گوارش میشود.
بهعبارت دیگر، نانی که با یارانه سنگین دولتی تولید میشود، به دلیل کیفیت پایین، نهتنها ارزش تغذیهای مطلوبی ندارد، بلکه خود به عاملی برای افزایش هزینههای درمانی و بیماریهای گوارشی تبدیل شده است. این در حالی است که بهگفته رئیس کانون انجمنهای صنفی صنایع آرد ایران، «دولت ۲۶۰ همت یارانه میدهد تا نان با قیمت پایین به دست مردم برسد، اما این نان به دلیل کیفیت پایین از گلوی مردم پایین نمیرود.»
دورریز بالا؛ هدررفت منابع و سرمایههای ملی
چهارمین مشکل، مساله دورریز بالای نانهای سنتی است که خود بهتنهایی گویای هدررفت عظیم منابع ملی است. بر اساس آمار رسمی، میزان ضایعات گندم از مزرعه تا سفره بالغ بر 22.4 درصد است و سهم ضایعات در مرحله مصرف خانگی بهتنهایی 8.4 درصد برآورد میشود. برخی منابع، رقم دورریز نان مصرفی در کشور را تا ۳۰ درصد نیز اعلام کردهاند که معادل حدود 2میلیون تن است.
کیفیت پایین نان که عمدتا به دلیل استفاده از جوششیرین، عدم تخمیر مناسب و پخت ناقص است، عامل اصلی این دورریز محسوب میشود؛ نانهایی که یک تا دو ساعت پس از پخت، غیرقابل استفاده میشوند. این در حالی است که هر کیلوگرم گندم در ایران با مصرف حدود ۱,۵۰۰ لیتر آب (۳۴ درصد بالاتر از میانگین جهانی) تولید میشود. بنابراین، دورریز نان بهمعنای هدررفت میلیاردها مترمکعب آب و صرف بیحاصلمیلیاردها تومان یارانه است. با توجه به این ناکارآمدیهای ساختاری، پیشنهاد میشود نظام فعلی بهکلی بازنگری شده و یارانه بهصورت هدفمند و مستقیم از طریق کالابرگ الکترونیکی در اختیار خانوارها قرار گیرد. این روش که پیشتر برای سایر کالاهای اساسی نیز اجرا شده، مزایای متعددی دارد:
۱. عدالت در توزیع: با حذف یارانه تبعیضآمیز فعلی، تمامی خانوارها متناسب با نیاز و تعداد اعضای خود از یارانه بهرهمند میشوند.
۲. حذف رانت و فساد: با قطع یارانه آرد در نقطه تولید و توزیع، زمینه قاچاق و انحراف آرد از بین میرود و تنها مصرفکنندهای که کالا را خریداری میکند، از یارانه استفاده میکند.
۳. افزایش کیفیت و کاهش دورریز: با آزاد شدن قیمت نان و ایجاد رقابت میان نانوایان، انگیزه برای تولید نان باکیفیتتر افزایش یافته و در نتیجه، دورریز کاهش مییابد.
۴. انتخاب آزاد برای مصرفکننده: خانوارها میتوانند بر اساس سلیقه و نیاز خود، از میان انواع نانهای سنتی یا صنعتی، انتخاب کنند.
تغییر نظام یارانه از زنجیره آرد و نانوایی به سمت خانوار یا کالابرگ، موضوعی است که هماکنون در سطح کارشناسی و حتی در اظهارات مقامات دولتی از جمله وزیر جهاد کشاورزی در حال بررسی است. هرچند این تغییر با چالشهایی نظیر نگرانی از کاهش قدرت خرید خانوارها در شرایط تورمی همراه است، اما تجربه کشورهای دیگر و نیز کارشناسان داخلی نشان میدهد که در بلندمدت، این روش بهمراتب کارآمدتر، عادلانهتر و کمهزینهتر از نظام فعلی خواهد بود.
* عضو هیات علمی سازمان مدیریت صنعتی