شوک شغلی تحصیلکردهها
دنیای اقتصاد : انتخاب رشته دانشگاهی، اولین و شاید مهمترین گام در تعیین مسیر شغلی است. اما نظام آموزشی در ایران، دانشآموزان را وادار میکند در سنین پایین این انتخاب مهم را انجام دهند. اما موضوع اسفبارتر این است که سیستمی که فشار زیادی به دانشآموزان و خانواده آنها وارد میکند تا با تمرکز بر یادگیری نکاتی بعضا نامربوط، رتبه کنکور خود را بهبود دهند، هنگام گرفتن تصمیم مهم انتخاب رشته، آنها را رها میکند. دانشآموزان هم به ناچار یا با اتکا به تجربه و دانش محدود اطرافیانشان رشته انتخاب میکنند یا به مشاوران آموزشی پناه میبرند که بر اساس رتبه پذیرفتهشدگان سال قبل، انتخاب رشته میکنند. برآیند این راهحلهای نسنجیده منجر به شرایطی شده که بیش از نیمی از فارغالتحصیلان دانشگاهها از انتخاب خود ناراضی هستند؛ مخصوصا که تمرکز اصلی دانشگاهها بر انتشار مقالات علمی است و هیچ انگیزهای برای تربیت نیروی کار متناسب با نیازهای بازار کار کشور ندارند.

شرکت مرجع کاریابی و استخدام «جابویژن» و آکادمی آنلاین «مکتبخونه»، پژوهش مشترکی انجام دادهاند که نشان میدهد رضایت از انتخاب تحصیلی در بلندمدت، بیش از هر چیز تحتتاثیر وضعیت شغلی است. وقتی از افراد ناراضی دلیل عدمرضایتشان را جویا میشویم، اغلب به شرایط کار رشته یا دانشگاه خود اشاره میکنند. میزان رضایت از انتخاب تحصیلی به شکل معناداری در بین افراد شاغل (نسبت به غیرشاغلان)، در افراد با درآمد بالا (نسبت به افراد با درآمد پایین) و در میان افراد با شغل مرتبط با رشته تحصیلی (نسبت به شاغلان در حوزههای نامرتبط) بالاتر است. وقتی از افراد ناراضی سوال شده که اگر به عقب بازگردند چه انتخاب متفاوتی میکنند، اغلب به دنبال رشتهای بودند که به نظرشان شرایط کاری بهتری برایشان ایجاد میکرد. این پژوهش که با انجام چند نظرسنجی و بررسی دادههای بیش از ۵۰۰ هزار رزومه انجام شده، در سه بخش تهیه شده و راهنمایی است تا با تکیه بر دادههای معتبر، به دانشآموزان در تصمیم پرابهام انتخاب رشته کمک کند.
بخش اول: رضایت تحصیلی و بازار کار
نتایج بررسی نشان میدهد حدود ۶۰درصد از فارغالتحصیلان از انتخاب تحصیلی خود ناراضیاند. «نبود بازار کار برای رشته» و «عدمتسهیل ورود به بازار کار توسط دانشگاه» از نظر فارغالتحصیلان مهمترین دلایل نارضایتی از تحصیل هستند. ۲۴درصد از فارغالتحصیلان هم از انتخاب رشته خود ناراضی هستند و هم از انتخاب دانشگاه. یعنی از هر چهار نفری که تحصیلات دانشگاهی دارند، یک نفر از تحصیلات خود نارضایتی کامل دارد. این سطح از نارضایتی نشان میدهد که روشهای انتخاب رشته در میان دانشآموزان نیاز به بازنگری دارد. نتایج نظرسنجی در مورد دلایل نارضایتی افراد از رشته تحصیلیشان عبارتند از:
• ۵۷ درصد افراد گفتهاند بازار کار این رشته خوب نیست.
• ۳۴ درصد گفتهاند درآمد مشاغل رشته پایین است.
• ۳۴ درصد گفتهاند مشاغل رشته با علایق و روحیات آنها سازگار نیست.
همچنین نتایج نظرسنجی در مورد دلایل نارضایتی از دانشگاه عبارتند از:
• ۵۵ درصد گفتهاند امکان شکلدهی شبکه ارتباطی مناسب برای ورود به بازار کار و پیشرفت وجود ندارد.
• ۳۸ درصد گفتهاند سطح علمی اساتید پایین است.
• ۳۸ درصد گفتهاند امکانات خوب رفاهی و تفریحی وجود ندارد.
• ۲۰ درصد گفتهاند کیفیت دروس ارائهشده پایین است.
میزان رضایت فارغالتحصیلان به تفکیک وضعیت اشتغال آنها نیز بررسی شده است. به این ترتیب، ۶۲درصد فارغالتحصیلانی که بیکار هستند، از تحصیل خود ناراضیاند و این نشاندهنده اهمیت بازار کار در رضایت از انتخاب تحصیلی است. همچنین ۴۳درصد فارغالتحصیلان خویشفرما، ۴۴درصد فارغالتحصیلان شاغل در بخش دولتی و ۳۶درصد فارغالتحصیلان شاغل در بخش خصوصی از تحصیلات خود رضایت ندارند. این یعنی در میان فارغالتحصیلان، افرادی که در بخش خصوصی کار میکنند، از انتخاب تحصیلی خود رضایت بیشتری دارند (۶۴درصد از آنها از انتخاب تحصیلی خود راضیاند). در شرایطی که فرد به دلیل نبود بازار کار مجبور میشود در شغل نامرتبط با رشته خود فعالیت کند، نارضایتی تحصیلی ۲.۵ برابر بیشتر میشود. یعنی اگر فرد نتواند در جایی متناسب با رشته خودش مشغول به کار شود، احتمال خیلی بیشتری در آینده از رشته خود ناراضی خواهد بود.
این موضوع در مورد میزان درآمد هم صدق میکند. افرادی که درآمد بیشتری دارند، از انتخاب رشته و دانشگاه خود راضیترند (نمودار ۱). افرادی هم که از رشتههای خود ناراضی هستند، اگر به گذشته برگردند، رشتهای را انتخاب میکنند که بازار کار خوب دارد؛ از جمله کامپیوتر و آیتی، مدیریت مالی، حسابداری و مهندسی صنایع. نکته جالب این است که رشتههای پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی اگرچه در لیست دوم انتخابهای جایگزین افراد قرار دارند، اما بیش از ۶۰درصد دانشآموختگان این رشتهها از انتخابشان ناراضی هستند که احتمالا ناشی از باورهای نهچندان نزدیک به واقعیت جامعه در مورد این رشتههاست. عدمانطباق ظرفیت سیستم آموزشی با نیازهای بازار کار، از دیگر یافتههای این پژوهش است.
این ناسازگاری منجر به کمبود فارغالتحصیلانی با تحصیلات مرتبط در تعدادی از مشاغل پرتقاضا و مهم شده است. به نظر میرسد در این مشاغل، یا رشته دانشگاهی متناظری وجود ندارد یا اینکه دانشآموزان هنگام انتخاب رشته با این مشاغل و مسیر تحصیلی موردنیاز آنها آشنایی ندارند. دانشآموختگان برای ورود به این مشاغل، مهارتهای لازم را با گذراندن دورههایی خارج از دانشگاه به دست میآورند (نمودار ۲).
بخش دوم: راهنمای انتخاب رشته
هدف از این بخش، این بوده که رشتهها بر اساس ملاکهای مختلف بررسی و امتیازدهی شوند. مهمترین ملاکها هم عبارتند از:
میزان رضایت فارغالتحصیلان (براساس تعداد موقعیتهای شغلی آنها، علاقه به مشاغل رشته و سطح درآمد مشاغل رشته)، میان حقوق دریافتی فارغالتحصیلان و نرخ اشتغال مرتبط با آن رشته. رتبهبندی ۱۰ رشته گروه ریاضی و گروه انسانی براساس شاخصهای ذکر شده را در جداول ۱ و ۲ مشاهده میکنید.
بخش سوم: راهنمای انتخاب دانشگاه
هدف از این بخش، بررسی و امتیازدهی دانشگاهها بر اساس ملاکهایی مثل میزان رضایت فارغالتحصیلان از دانشگاه، تاثیر دانشگاه بر میزان حقوق دریافتی (برای فارغالتحصیلان مختلف دانشگاهها که شرایط یکسان از نظر رشته، سابقه، سطح و گروه شغلی دارند، حقوقهای درخواستی مقایسه شده و اختلاف میانگین حقوق درخواستی فارغالتحصیلان با میانگین حقوق درخواستی کل، به عنوان تاثیر دانشگاه بر حقوق در نظر گرفته شده. این عدد برای برخی دانشگاهها مثبت و برای برخی منفی بوده است. مثلا اگر برای دانشگاهی این عدد ۴۴+ باشد، یعنی به صورت میانگین، حقوق فارغالتحصیلان این دانشگاه از حقوق افراد مشابه خود ۴۱درصد بیشتر است)، اشتغال مرتبط با تحصیل و رتبهبندی جهانی (براساس رتبهبندی معتبر QS و با حضور بیش از ۱۵۰۰ دانشگاه) بوده است. رتبهبندی ۱۰دانشگاه را بر اساس شاخصهای ذکر شده در جدول ۳ مشاهده میکنید.