شوک اقتصادی به سلامت روان

این شماره با پرونده ویژه خود تحت عنوان «جنگ اعصاب»، به بررسی این واقعیت می‌پردازد که چگونه بد کار کردن ماشین اقتصاد، بی‌ثباتی، تورم و نااطمینانی‌های مستمر، تعادل روحی شهروندان را بر هم می‌زند و آنها را در معرض آسیب‌های روانی قرار می‌دهد. محمد طاهری، سردبیر هفته‌نامه تجارت فردا، در گزارش ویژه این شماره با نگاهی به فیلم ماندگار «پول خارجی» ساخته رخشان بنی‌اعتماد در سال ۱۳۶۸، بستر تحلیلی این پرونده را باز می‌کند. این فیلم روایتگر داستان کارمندی تنگدست، ناامید و شریف به نام مرتضی الفت (با بازی علی نصیریان) است که زیر بار مشکلات معیشتی، فقر و تنگدستی کمر خم کرده است. کرایه خانه‌اش عقب افتاده، از تامین هزینه‌های اولیه خانواده چهارنفره‌اش عاجز مانده و حتی برای خرید مایحتاج روزانه‌اش با مشکل مواجه است. او در مسیر روزمرگی‌اش و در هیاهوی بازار منوچهری، به‌طور خیالی کیفی پر از دلار پیدا می‌کند که برای او در آن وضعیت آشفته، شبیه به یک معجزه بزرگ است. طنز تلخ و تراژیک ماجرا اینجاست که او در جهان واقعی چنان درگیر این رویای خیالی ثروتمند شدن، تبدیل دلارها به ریال و نجات از بحران‌های معیشتی می‌شود که با از دست دادن دلارهایی که هرگز وجود خارجی نداشته‌اند،

تعادل روحی خود را به کل از دست می‌دهد و راهی آسایشگاه روانی می‌شود. طاهری با این مقدمه تبیین می‌کند که آمارها و گزارش‌های رسمی، تنها ابعاد کمی بحران را بازگو می‌کنند؛ اما این هنر و واقعیت‌های عریان جامعه است که آلام روحی، اضطراب، امید و فروپاشی ذهنی ناشی از تورم و نااطمینانی را به تصویر می‌کشد. به باور سردبیر تجارت فردا، ایده ساخت این فیلم به روزهای پس از پذیرش قطعنامه۵۹۸ برمی‌گردد؛ زمانی که بازارها با افت ناگهانی و شدید نرخ ارز مواجه شدند و قیمت هر دلار آمریکا که پیش از پذیرش قطعنامه در بازار تهران حدود ۱۴۵تومان بود، پس از اعلام پذیرش به حدود ۷۵تومان و سپس تا ۵۹ تومان کاهش یافت. این تحول چنان سریع، عمیق و غافلگیرکننده رخ داد که بسیاری از افرادی که بر تداوم روندهای پیشین اقتصادی و ارزی حساب کرده بودند، دچار ضررهای سنگین شدند و زیر بار فشار روانی این تکانه‌های غیرقابل‌پیش‌بینی، سکته کردند یا ورشکست شدند. بنابراین می‌توان گفت چگونه یک متغیر کلان اقتصادی مثل نرخ ارز، می‌تواند مستقیم به بطن زندگی روزمره مردم رسوخ کند و مرز میان واقعیت و ذهنیت آنها را از بین ببرد.

بخش دیگری از این پرونده ویژه، به میزگردی میان موسی غنی‌نژاد اقتصاددان و آرش خوشخو منتقد سینما اختصاص دارد. غنی‌نژاد در این میزگرد می‌گوید: «نااطمینانی و بی‌ثباتی اقتصاد کلان، بزرگ‌ترین دشمن سلامت روان جامعه است.» بر اساس استدلال غنی‌نژاد و خوشخو در این گفت‌وگو، شوک‌های اقتصادی تنها دارایی، درآمد، پس‌انداز و مغازه‌های افراد را غارت نمی‌کنند، بلکه توانایی آنها برای پیش‌بینی آینده و افق برنامه‌ریزی بلندمدت را از بین می‌برند. وقتی جامعه نتواند آینده را پیش‌بینی کند، احساس کنترل بر زندگی از دست می‌رود و تصمیم‌گیری درباره بدیهی‌ترین مسائل روزمره مانند کار، مسکن، ازدواج و فرزندآوری دشوار می‌شود. غنی‌نژاد تاکید می‌کند که در ساختار اقتصادی آسیب‌دیده، حتی پس از پایان یا مهار شوک اقتصادی، پیامدهای روانی نااطمینانی در حافظه جمعی باقی می‌ماند و رفتار افراد را در تصمیم‌گیری‌های آینده بدبین‌تر، محتاط‌‌تر و ریسک‌گریزتر می‌کند.

آرش خوشخو نیز در این میزگرد با تحلیل ابعاد اجتماعی فیلم، اشاره می‌کند که «پول خارجی» چگونگی تبدیل یک شهروند عادی به یک بیمار روانی زیر فشار نااطمینانی را نشان می‌دهد. این دو تحلیلگر معتقدند که شوک‌های اقتصادی، احساس محرومیت نسبی، ناامیدی و بی‌اعتباری مسیرهای رسمی را تشدید می‌کنند. در واقع، تورم و گرانی صرفا چند شاخص آماری نیستند، بلکه در سطح افکار عمومی به نشانه‌های ملموس بی‌عدالتی تبدیل می‌شوند. ادراک بی‌عدالتی از خود فقر خطرناک‌تر است، چرا که فقر مزمن گاهی به سازگاری اجباری می‌انجامد، اما احساس دیده نشدن و بی‌آینده شدن، خشم جامعه را برمی‌انگیزد. به باور غنی‌نژاد و خوشخو، اقتصاد بیش از آنکه فرمول‌های انتزاعی دانشگاهی باشد، در تاروپود زندگی روزمره جریان دارد و بد کار کردن آن، به طور مستقیم کرامت انسانی و تعادل روحی افراد را نابود می‌سازد.

آنها نتیجه می‌گیرند که برای مهار این بحران، سیاستگذار باید ابتدا سازوکارهای اقناع و گفت‌وگو را احیا کند؛ زیرا هرگونه تصمیم کلان اقتصادی بدون پشتوانه اجتماعی، آستانه تحمل افراد را فرسوده کرده و هزینه‌های امنیتی بالایی تولید می‌کند.

علاوه بر این شماره این هفته تجارت فردا، ابعاد دیگری از این پیوند میان اقتصاد و روان را در پرونده «اقتصاد فراموشی» باز می‌کند. این گزارش با مشورت و گفت‌وگو با متخصصان مغز و اعصاب نشان می‌دهد که با شتاب گرفتن روند سالمندی در ایران و ورود نسل متولدین دهه۱۳۶۰ به سنین کهولت، بیماری زوال عقل و آلزایمر از یک عارضه پزشکی خارج شده و هزینه‌های سرسام‌آور درمان و نگهداری بیماران، توازن مالی خانواده‌های طبقه متوسط را می‌بلعد. این گزارش همچنین به مفهوم «اقتصاد مراقبت غیررسمی» اشاره می‌کند؛ کار بدون دستمزدی که اعضای خانواده (عمدتا زنان) صرف نگهداری بیمار می‌کنند و ناچار به ترک شغل خود می‌شوند که مثل یک مالیات پنهان، بار مالی سنگینی به اقتصاد خانوار تحمیل می‌کند.

در نهایت در شماره جدید هفته‌نامه تجارت فردا به مسائل ساختاری دیگری در قالب پرونده‌ها و گفت‌وگوهای تخصصی پرداخته شده است. در این بخش، مسائلی مانند بازسازی بنگاه‌های صنعتی آسیب‌دیده از تکانه‌های اخیر، توسعه نامتوازن گذرگاه‌های تجاری و لجستیک کشور، بحران آب و خشکسالی هیدرولوژیک در دشت‌های شرق تهران، چالش‌های ساختاری و افول صنعت نشر، و بازخوانی تاریخی اعتراضات دهه ۷۰ مورد بررسی قرار گرفته‌اند.