42 copy

اروند جعفرصالحی: بخش کشاورزی یکی از پایه‌های مهم اقتصاد ایران و ستون اصلی تامین امنیت غذایی کشور است. داده‌های رسمی مرکز آمار ایران نشان می‌دهد ارزش افزوده این بخش طی دهه گذشته نوسان قابل‌توجهی داشته است؛ به‌طوری‌که از حدود ۵۱۲ هزار‌میلیارد تومان در سال ۱۳۹۰ (به قیمت‌های ثابت ۱۴۰۰) به نزدیک ۷۳۸ هزار‌میلیارد تومان در سال ۱۳۹۹ رسید. با این حال از سال ۱۳۹۹ روند رشد معکوس شد و ارزش افزوده کشاورزی تا حدود ۶۵۱ هزار‌میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ کاهش یافت. کاهش بارندگی و تشدید خشکسالی در سال‌های اخیر، منابع آب در دسترس کشاورزان را محدود کرده و به افت تولید برخی محصولات انجامیده است. از سوی دیگر، بازار جهانی کودهای شیمیایی نیز با نوسان مواجه بوده و افزایش قیمت این نهاده مهم، هزینه تولید را بالا برده است. به همین دلیل آینده بخش کشاورزی تا حد زیادی به مدیریت منابع آب، بهبود بهره‌وری آبیاری و همچنین ثبات در تامین کود و سایر نهاده‌های تولید وابسته است.

 بخش کشاورزی یکی از ارکان مهم اقتصاد هر کشور به شمار می‌آید. هرچند این بخش معمولا به اندازه صنعت یا خدمات موتور اصلی رشد اقتصادی محسوب نمی‌شود، اما نقش آن در پایداری اقتصادی و اجتماعی به‌گونه‌ای است که نمی‌توان اهمیتش را نادیده گرفت. کشاورزی به طور مستقیم با تامین نیازهای اساسی جامعه در ارتباط است و تولید مواد غذایی، امنیت غذایی و بخشی از اشتغال کشور را بر عهده دارد. در اقتصاد ایران نیز این بخش سهم قابل‌توجهی از اشتغال را به خود اختصاص داده است؛ به‌گونه‌ای که حدود 13.2 درصد از کل شاغلان کشور در فعالیت‌های کشاورزی مشغول به کار هستند. این سهم در مقایسه با بخش صنعت که حدود 32.5 درصد و بخش خدمات که نزدیک به 54.2 درصد از اشتغال را در اختیار دارند، کمتر است، اما اهمیت آن به دلیل نقش حیاتی در تامین غذا و پایداری معیشت خانوارها بسیار بالاست.

اهمیت کشاورزی تنها به اشتغال محدود نمی‌شود. این بخش نقشی تعیین‌کننده در امنیت غذایی کشور دارد؛ مفهومی که به توانایی یک کشور برای تامین پایدار و قابل دسترس مواد غذایی برای جمعیت خود اشاره می‌کند. وابستگی بیش از حد به واردات مواد غذایی می‌تواند کشورها را در برابر شوک‌های خارجی، مانند نوسانات قیمت جهانی، تحریم‌ها یا اختلال در زنجیره‌های تامین، آسیب‌پذیر کند. از سوی دیگر، کشاورزی با تامین مواد اولیه بسیاری از صنایع غذایی، نساجی و برخی صنایع تبدیلی، پیوندی نزدیک با سایر بخش‌های اقتصادی دارد. همچنین این بخش در حفظ تعادل جمعیتی مناطق روستایی، جلوگیری از مهاجرت گسترده به شهرها و استفاده بهینه از منابع طبیعی و زمین نقش مهمی ایفا می‌کند. به همین دلیل حتی کشورهایی که سهم کشاورزی در تولید ناخالص داخلی آنها نسبتا پایین است، همچنان توجه ویژه‌ای به تقویت و پایداری این بخش دارند.

بررسی روند عملکرد بخش کشاورزی در ایران طی سال‌های گذشته نشان می‌دهد که از ابتدای دهه ۱۳۹۰ تا پایان آن، این بخش روندی نسبتا رو به رشد را تجربه کرده است. داده‌ها حاکی از آن است که ارزش افزوده بخش کشاورزی از حدود ۵۱۲ هزار‌میلیارد تومان در سال ۱۳۹۰ به نزدیک ۷۳۸ هزار‌میلیارد تومان در سال ۱۳۹۹ افزایش یافته است. این ارقام بر اساس قیمت‌های ثابت سال ۱۴۰۰ محاسبه شده‌اند و بنابراین تغییرات واقعی تولید را بهتر نشان می‌دهند. رشد ارزش افزوده در این دوره را می‌توان تا حدی به بهبود نسبی شرایط تولید، افزایش سطح زیرکشت برخی محصولات، توسعه فناوری‌های کشاورزی و همچنین شرایط اقلیمی نسبتا مناسب در برخی سال‌ها نسبت داد.

با این حال، پس از سال ۱۳۹۹ روند ارزش افزوده این بخش معکوس شده و تا سال ۱۴۰۳ به حدود ۶۵۱ هزار‌میلیارد تومان کاهش یافته است. عوامل مختلفی می‌تواند در شکل‌گیری این روند نزولی نقش داشته باشد. یکی از مهم‌ترین عوامل، تغییرات اقلیمی و کاهش بارندگی در برخی سال‌های اخیر است که به طور مستقیم بر تولید محصولات کشاورزی اثر می‌گذارد. کاهش منابع آبی، تداوم خشکسالی در بسیاری از مناطق کشور و محدودیت در دسترسی به آب برای کشاورزی، از جمله چالش‌های جدی این بخش محسوب می‌شوند. علاوه بر این، همه‌گیری کووید۱۹ در سال‌های پایانی دهه ۱۳۹۰ نیز بر زنجیره‌های تامین، حمل‌ونقل محصولات و دسترسی تولیدکنندگان به نهاده‌ها تاثیر گذاشت و می‌تواند بخشی از تغییر روند تولید را توضیح دهد. دو  عامل در بررسی دورنمای بخش کشاورزی اهمیت دارد: نخست وضعیت بارندگی‌ها و شرایط اقلیمی که نقش مستقیمی در میزان تولید دارد، و دوم تحولات بازار جهانی نهاده‌های کشاورزی، به‌ویژه در پی جنگ‌ها و تنش‌های بین‌المللی که می‌تواند بر عرضه و قیمت کودهای شیمیایی در جهان اثر بگذارد. این عوامل در کنار یکدیگر می‌توانند چشم‌انداز آینده تولید کشاورزی در ایران را تا حد زیادی تحت‌تاثیر قرار دهند.

   لزوم سیاستگذاری برای شرایط کم‌بارشی

میزان بارندگی یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده عملکرد بخش کشاورزی است و تغییرات آن می‌تواند به طور مستقیم بر ارزش افزوده این بخش اثر بگذارد. در اقتصاد کشاورزی، بارش نه‌تنها منبع اصلی تامین آب برای بسیاری از محصولات دیم است، بلکه بر حجم منابع آبی مورد استفاده در کشت‌های آبی نیز اثر می‌گذارد. زمانی که میزان بارش مناسب باشد، سطح رطوبت خاک افزایش می‌یابد، نیاز به آبیاری کمتر می‌شود و بازدهی مزارع بالاتر می‌رود. در مقابل، کاهش بارندگی و وقوع خشکسالی باعث افت تولید محصولات کشاورزی، کاهش سطح زیرکشت در برخی مناطق و افزایش هزینه‌های تولید می‌شود؛ زیرا کشاورزان ناچارند از منابع آب زیرزمینی یا روش‌های پرهزینه‌تر آبیاری استفاده کنند. مجموعه این عوامل در نهایت بر میزان تولید و در نتیجه بر ارزش افزوده بخش کشاورزی در حساب‌های ملی تاثیر می‌گذارد.

بررسی وضعیت بارش و شاخص‌های خشکسالی در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ نشان می‌دهد که کشاورزی ایران در این دوره با نوسانات اقلیمی قابل‌توجهی مواجه بوده است. در اوایل دهه ۱۳۹۰، کشور چند سال نسبتا خشک را تجربه کرد که در بسیاری از مناطق باعث کاهش تولید محصولات کشاورزی شد. در ادامه و به‌ویژه در سال‌های پایانی این دهه، دوره‌هایی از بارش‌های مناسب‌تر و حتی ترسالی نسبی مشاهده شد؛ به‌طوری که در سال آبی 1399-1398 بارندگی‌های قابل‌توجهی در بسیاری از نقاط کشور ثبت شد و شرایط تولید کشاورزی بهبود یافت. با این حال، در سال‌های پس از آن بار دیگر روند خشکسالی در بخش‌های وسیعی از کشور تشدید شد و کاهش بارش‌ها همراه با افزایش دما، فشار مضاعفی بر منابع آبی و تولیدات کشاورزی وارد کرد. این نوسانات اقلیمی یکی از عواملی است که می‌تواند تغییر روند ارزش افزوده کشاورزی در سال‌های اخیر را توضیح دهد.

بر اساس گزارش‌های اولیه از وضعیت بارندگی، سال آبی 1405-1404 تاکنون شرایط نسبتا بهتری نسبت به برخی سال‌های خشک گذشته داشته است. اگر این روند ادامه یابد، انتظار می‌رود در سال آینده شرایط تولید در بخش کشاورزی تا حدی بهبود پیدا کند و بخشی از کاهش‌های سال‌های گذشته جبران شود. البته باید توجه داشت که تغییر الگوی بارش‌ها موضوعی نیست که به طور مستقیم در اختیار سیاستگذاران یا تولیدکنندگان باشد. افزایش دمای زمین، تغییرات اقلیمی و جابه‌جایی الگوهای بارندگی در سطح منطقه‌ای و جهانی باعث شده است که بارش‌ها در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، نامنظم‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر شوند. در چنین شرایطی، نقش سیاست‌های حمایتی دولت برای کاهش آسیب‌پذیری بخش کشاورزی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. توسعه سامانه‌های نوین آبیاری و افزایش بهره‌وری مصرف آب، حمایت از کشت محصولات کم‌آب‌بر، گسترش بیمه محصولات کشاورزی برای جبران خسارت‌های ناشی از خشکسالی و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های سازگار با اقلیم از جمله اقداماتی است که می‌تواند تاب‌آوری این بخش را در برابر نوسانات اقلیمی افزایش دهد. این سیاست‌ها می‌تواند کمک کند تا حتی در شرایط ناپایداری بارش‌ها، تولید کشاورزی و امنیت غذایی کشور با ثبات بیشتری ادامه یابد.

 تامین کود کشاورزی در شرایط بحرانی

یکی دیگر از نهاده‌های اصلی تولید در بخش کشاورزی کودهای شیمیایی هستند که در افزایش عملکرد و کیفیت محصولات اثرگذارند. تولید این کودها بر پایه سه عنصر اصلی نیتروژن، فسفر و پتاسیم است. کودهای نیتروژنی عمدتا از گاز طبیعی تولید می‌شوند؛ در فرآیندی ترکیب می‌شود تا آمونیاک تولید شود، ماده‌ای که پایه بسیاری از کودهای نیتروژنی است. کودهای فسفاته از سنگ فسفات استخراج‌شده در کشورهایی مانند مراکش و چین به دست می‌آیند و پتاس نیز عمدتا از معادن واقع در کشورهایی چون روسیه، بلاروس و کانادا تامین می‌شود. به این ترتیب، زنجیره تامین کود کشاورزی جهانی شده و وابسته به تجارت بین‌المللی است؛ از استخراج مواد اولیه در یک قاره تا فرآوری در کشوری دیگر و مصرف در نقطه‌ای دیگر.

در چنین ساختاری، هرگونه اختلال در مسیرهای اصلی حمل‌ونقل می‌تواند بازار جهانی کود را با شوک مواجه کند. تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی و مواد پتروشیمی در جهان است. بخش قابل‌توجهی از آمونیاک و اوره تولیدشده در کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق این مسیر به بازارهای جهانی صادر می‌شود. برآوردها نشان می‌دهد حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد تجارت دریایی آمونیاک و اوره جهان از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند. بنابراین، بسته شدن یا محدود شدن تردد در این تنگه می‌تواند عرضه جهانی کودهای نیتروژنی را به‌طور محسوس کاهش دهد و قیمت‌ها را در بازارهای بین‌المللی افزایش دهد.

افزایش قیمت جهانی کود به سرعت بر هزینه تولید محصولات کشاورزی اثر می‌گذارد، زیرا کود سهم قابل‌توجهی از هزینه‌های نهاده‌ای کشاورزان را تشکیل می‌دهد. با بالا رفتن بهای کود، هزینه تمام‌شده تولید گندم، ذرت، برنج و سایر محصولات افزایش می‌یابد و در نهایت این رشد هزینه می‌تواند به افزایش قیمت مواد غذایی منجر شود. در داخل کشور نیز حتی اگر بخشی از کود تولید داخلی باشد، قیمت آن از روندهای جهانی تاثیر می‌پذیرد؛ زیرا قیمت گاز، هزینه جایگزینی واردات و نرخ ارز همگی با بازارهای بین‌المللی در ارتباط هستند. در نتیجه، جهش قیمت جهانی معمولا با فاصله زمانی کوتاه به بازار داخلی منتقل می‌شود، مگر آنکه دولت با سیاست‌های حمایتی مانند یارانه یا کنترل قیمت مداخله کند. در حوزه تامین کود نیز تنوع‌بخشی به مبادی وارداتی، تقویت تولید داخلی با تکیه بر ظرفیت‌های گازی کشور، ایجاد ذخایر راهبردی کود و طراحی نظام توزیع هدفمند برای حمایت از کشاورزان از جمله اقداماتی است که می‌تواند امنیت تامین این نهاده حیاتی را افزایش داده و از شوک‌های قیمتی شدید جلوگیری کند. با این حال به نظر می‌رسد در سال آبی کنونی با توجه به بهبود بارش‌ها می‌توان انتظار داشت که میزان تولید افزایش یابد و عامل کاهنده کودهای شیمیایی را تا حدی جبران کند.