نفت و نخستین قدمهای رکود در پرتو شکستهای ساختاری
احسان فرهادی/ دکترای اقتصاد دانشگاه تربیتمدرس حمید رجبیان/ کارشناس اقتصادی
نفت بهعنوان یکی از پر ارزشترین منابع انرژی در سده بیستویکم درنظر گرفته میشود. درآمدهای نفتی منبع اصلی درآمد دولت در شرایط کنونی اقتصاد ایران است. بخش نفت در ایران نیرویمحرکه و بخش کلیدی اقتصاد ملی محسوب میشود. از یکسو بخش نفت عهدهدار تامین انرژی موردنیاز برنامههای توسعه و رشد اقتصادی کشور است و از طرف دیگر بهعنوان مهمترین منبع درآمدهای ارزی در اقتصادایران درنظر گرفته میشود. در حدود ۱۰درصد ذخایر نفت جهان متعلق به ایران است و بعد از عربستان دومین تولیدکننده نفت در بین کشورهای اوپک است، از اینرو اقتصاد ایران میتواند بر بازار جهانی نفت تاثیرگذار باشد و هم میتواند متاثر از آن باشد.

اقتصاد ایران به درآمدهای حاصل از صادرات نفت وابستگی بالایی دارد، بهطوری که در حدود۹۰درصد از درآمدهای صادراتی و ۶۰درصد از درآمدهای دولت در بودجه سالانه ناشی از درآمدهای حاصل از صادرات نفت است. بهطور کلی ارزشافزوده نفت از تولید ناخالص داخلی، سهم بالایی را به خود اختصاص میدهد، از اینرو هر شوکی که به بازار جهانی نفت وارد شود اثر قابلملاحظهای بر ساختار اقتصاد ایران خواهد داشت. از تاریخ وقوع انقلاب اسلامی ایران تا به امروز، اقتصاد ایران و خصوصا بخش نفت فراز و نشیبها و شکستهای ساختاری متعددی را تجربه کردهاست که در این یادداشت به هریک از آنها خواهیم پرداخت. شکست ساختاری به تغییرات ناگهانی و غیرقابل پیشبینی در روند اقتصادی یک کشور اشاره دارد که میتواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله شوکهای سیاسی، بلایای طبیعی یا تغییرات در سیاستهای دولتی باشد. در ایران، شکستهای ساختاری متعددی در طول چند دههگذشته رخ دادهاست. شکستهای ساختاری میتوانند روند حرکتی اقتصاد را از ریل عادی خارج کرده و تبعات و اثرات منفی متعددی را بر بدنه اقتصاد تحمیل کنند.
شوکهای نفتی برای کشورهای صادرکننده نفت میتواند همانند یک شمشیر دو لبه عمل کند. با افزایش قیمت نفت و درآمدهای نفتی، درآمدهای ارزی یک کشور افزایش مییابد. در این حالت، درآمد ملی و رشد اقتصادی آن کشور افزایش مییابد و موجب بالا رفتن کیفیت زندگی مردم میشود؛ اما از طرف دیگر، میتواند رشد متوازن بخشهای مختلف اقتصاد را مختل کند. به اینمعنا که بخش غیرقابلمبادله کشور (بخشی که تولیدات آن در معرض رقابت بینالمللی نیست) گسترش مییابد و بخش قابلمبادله آن تضعیف میشود که در ادبیات اقتصادی به این پدیده، بیماری هلندی گفته میشود.اوج رونق نفتی کشور در سال۱۳۵۳ هجری شمسی (۱۹۷۴ میلادی) بود که تولید نفت ایران در این سال به حدود ۶میلیون بشکه در روز رسید و بهنوعی اوج تاریخی تولید نفت تا آن زمان در کشور بود. این هجوم ثروت، اقتصاد ایران را بیثبات کرد و تورم را بهشدت افزایش داد. برخی معتقدند که این اتفاق، نقشی اساسی در برکناری شاه و وقوع انقلاب اسلامی در سال۱۳۵۷ داشت.
اولین دوره شکست ساختاری: وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی (۱۹۸۹-۱۹۷۹ میلادی)
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، شوک شدیدی به بازار نفت جهان وارد کرد و تولید و صادرات نفت کشور را بهشدت کاهش داد؛ در واقع اولین شکست ساختاری اقتصاد ایران مرتبط به بخش نفت در این سال شکل گرفت. ایران در سال۱۹۷۸ میلادی حدود ۵.۵میلیون بشکه نفت در روز تولید میکرد که حدود ۵میلیون بشکه آن صادر میشد. در ماههای منتهی به پیروزی انقلاب، صدور نفت کشور بهطور کامل متوقف شد و نگرانی از کمبود شدید نفت در بازار، بهای نفت را به دوبرابر (حدود
۳۵ دلار در هر بشکه) افزایش داد. پس از پیروزی انقلاب تولید و صادرات نفت کشور به حدود نصف سقف سال۱۹۷۸ میلادی رسید. در این حال کشورهایی همچون عربستان وعراق بر تولید نفت خود بهشدت افزودند؛ در واقع ایران که خود عامل دوبرابرشدن بهای نفت در این مقطع بود، از اضافه درآمدهای آن نصیبی نبرد، چراکه تولید و صدور نفت آن نصف شدهبود. در این دوره رشد اقتصادی از حدود ۱۸درصد در سال۱۹۷۷ میلادی به حدود منفی ۲۱درصد در سال۱۹۸۱ تنزل پیدا کرد که نشاندهنده تاثیر قوی شکست ساختاری و شوک ناگهانی به اقتصاد ایران و خصوصا حوزه نفت بود. تا سال۱۹۸۸ میلادی، صادرات نفت ایران با نوسانات بسیاری همراه بود تا اینکه پس از پایان جنگ، در سال۱۹۸۹ میلادی تولید روزانه نفت از مرز ۲میلیون بشکه عبور کرد.
دومین دوره شکست ساختاری: اعمال تحریمها علیه ایران (۲۰۱۱ تا ۲۰۱۵ میلادی)
تا سال۱۹۸۸ میلادی صادرات نفت ایران با افتوخیزهایی همراه بود تا اینکه در سال۱۹۸۹ و پس از پایان جنگ ایران و عراق، صادرات نفت ایران از مرز ۲میلیون بشکه عبور کرد، پس از آن میانگین صادرات نفت ایران به طرز قابلتوجهی رشد کرد و در نهایت سال۲۰۰۴ به بیشترین مقدار خود طی چهار دههاخیر رسید. بر اساس گزارشهای اوپک، در سال۲۰۰۴ ایران تقریبا ۴میلیون بشکه در روز تولید و بهطور متوسط روزانه دومیلیون و ۶۸۴هزار بشکه نفت صادر کردهاست. آمارها حاکی از آن است که در این دوره بالاترین درآمد نفتی تاریخ ایران بهوقوع پیوست و ایران توانست بیش از ۶۱۸میلیارد دلار نفت در بازارهای جهانی بهفروش برساند اما سوءاستفاده از درآمدهای نفتی و اتخاذ سیاستهای پوپولیستی باعث فرصتسوزیهای چشمگیر در این سالها شد. این رونق نفتی اما ادامهدار نبود و ایران با اولین تحریم گسترده نفتی در دهه۹۰ هجری شمسی روبهرو شد. با اعمال تحریمهای نفتی از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا، ظرفیت تولید نفتخام و میعانات گازی ایران از بیش از ۴میلیون بشکه در روز در سال۲۰۱۱ (یک سال پیش از تحریم) به حدود ۲.۷میلیون بشکه در سال۲۰۱۳ و پس از تحریمهای نفتی و بانکی آمریکا و اتحادیه اروپا رسید، لذا دومین شکست ساختاری در اقتصاد ایران نیز بهواسطه تحریمهای اعمالشده از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا در دهه۹۰ هجری شمسی ایجاد شد که به کاهش شدید درآمدهای نفتی منجر شد. در این سالها رشد اقتصادی ایران بهتبع شوک وارده ناشی از تحریم از حدود ۵.۷ رشد سالانه به حدود منفی ۳.۷درصد درسال کاهش پیدا کرد.
سومین دوره شکست ساختاری: خروج ترامپ از برجام (۲۰۱۸ میلادی)
سومین دوره شکست ساختاری در اقتصاد ایران مربوط به سال۲۰۱۸ میلادی و همزمان با خروج آمریکا از برجام است. دراین سالآمریک بار دیگر تحریمهای نفتی علیه ایران را رقم زد و صادرات نفت در سال۲۰۱۹ میلادی با افت چشمگیری به ۶۵۱هزار بشکه در روز رسید؛ رقمی که حتی از سالهای ابتدایی شروع جنگ تحمیلی پایینتر بود. در این سالها رشد اقتصادی ایران بهتبع شوک وارده ناشی از تحریم از حدود ۸درصد رشد سالانه به حدود منفی ۲درصد درسال کاهش پیدا کرد. همچنین کاهش تولید نفت تا جایی ادامه یافت که در سال۲۰۲۰ و همزمان با شیوع ویروسکرونا، تولید نفت به یکمیلیون و ۹۸۸هزار بشکه و صادرات آن به ۴۰۴هزار بشکه در روز رسید.
نکته کلیدی که از بررسی سه دوره شوک و شکست ساختاری در بخش نفت در کشور بهدست میآید ارتباط مثبت میان تولید، صادرات و رشد اقتصادی است. در سه دوره پس از وقوع شکست ساختاری میزان تولید و صادرات نفت بهشدت کاهشیافته و بهتبع آن رشد اقتصادی کاهش چشمگیری را تجربه کردهاست که نشان از وابستگی شدید اقتصاد کشور به درآمدهای حاصل از بخش نفت دارد. در پایان به پیامدها و تبعات منفی که شکست ساختاری در اقتصاد ایران طی سالهای پس از انقلاب اسلامی ایجادکردهاست، اشاره میکنیم:
۱. کاهش شدید درآمدهای نفتی: کاهش تولید و صادرات نفت، منجر به افت شدید درآمدهای نفتی دولت شدهاست. این امر، بودجهدولت را با کسری مواجه کرده و توان دولت را برای سرمایهگذاری در بخشهای مختلف اقتصادی محدود کردهاست.
۲.کاهش رشد اقتصادی: شکست ساختاری، رشد اقتصادی ایران را بهشدت تحتتاثیر قرار دادهاست. در دورههای پس از هر شوک، رشد اقتصادی ایران بهطور قابلتوجهی منفی شده و رکود اقتصادی بهوجود آمدهاست.
۳.افزایش تورم: کاهش درآمدهای نفتی و رشد تقاضا، منجر به افزایش تورم در ایران شدهاست. تورم بالا، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و به تشدید فقر و نابرابری در جامعه دامن زده است.
۴.افزایش بیکاری: رکود اقتصادی ناشی از شکست ساختاری، منجر به افزایش نرخ بیکاری در ایران شدهاست.
۵.فرار سرمایه: بیثباتی اقتصادی و ناامیدی از آینده، باعث فرار سرمایه از کشور شدهاست. این امر، توانایی اقتصاد ایران برای رشد و توسعه را بهشدت محدود کردهاست.