کلان بر پایههای عقلانیت جمعی خُرد + فایل صوتی
دکتر کوثر یوسفی*
در مقایسه با علوم طبیعی، اقتصاد علمی جوان است و هنوز ناشناختههای بسیاری دارد. انتخاب مصرفی افراد و نسبت آن با درآمد، یکی از پرسشهایی است که برای شناخت آن، طی قریب به صد سال گذشته، مسیر طولانیای طی شده است. کینز سطحی از مصرف را حداقلی و قطعی میداند (که در اقتصاد اسلامی به روایت محمدرضا حکیمی در کتاب «گزارش» از آن با عنوان «حد مسکنت» یاد میشود) و نسبت افزایش مصرف به درآمد را «کوچکتر از یک» میداند. این دیدگاه دههها بهعنوان یکی از اصول اقتصاد شناخته میشد، هرچند اقتصاددانان نمیتوانستند آن را بهطور کامل با رفتار واقعی خانوارها توضیح دهند.
در سال ۱۹۵۷، میلتون فریدمن نظریه درآمد دائمی را مطرح کرد و گامی مهم در رفع این ابهام برداشت. بر اساس این نظریه، اگر تکانه درآمدی دائمی باشد، اثر آن بر مصرف میتواند متناسب با تغییر درآمد دائمی باشد؛ اما اگر تکانه موقتی باشد، افراد بخشی از آن را برای مصرف در دورههای بعد حفظ میکنند. به این ترتیب، نوعی هموارسازی مصرف بیندورهای شکل میگیرد و افراد خود را در برابر تغییرات شدید مصرف بیمه میکنند. رابرت هال (۱۹۷۸) با ترکیب نظریه درآمد دائمی و فرض انتظارات عقلایی، این نظریه را بسط داد و توضیح داد که آحاد اقتصادی در چارچوب انتظارات عقلایی خود و با استفاده از اخبار و اطلاعاتی که دریافت میکنند، تنها زمانی سطح مصرف خود را تغییر میدهند که اطلاعات جدیدی درباره درآمد و منابع مورد انتظارشان بهدست آورند. بیان دیگر یافته هال آن است که انسان، بهمثابه موجودی عقلانی، در سراسر جهان از نعمت عقل برخوردار است و اصل را باید بر عقلانیت رفتار بشر گذاشت؛ ازاینرو، جوامع بشری بهطور متوسط بر مبنای انتظارات عقلایی تصمیمگیری میکنند. اگر یافتههای هال را تبیین اثر اخبار و اطلاعات بر انتخاب مصرفی خانوارها بدانیم، یافتههای وودفورد را میتوان ناظر بر استفاده از اخبار و اطلاعات در سیاستگذاری اقتصادی دانست.
این دو، دو روی یک سکهاند که در تعامل و رفتوبرگشت با یکدیگر، تعادل اقتصاد کلان را شکل میدهند. اخبار و اطلاعات از سوی سیاستگذار اقتصادی و پولی به مردم منتقل میشود؛ مردم نیز در چارچوب انتخابهای عقلایی خود درباره مصرف و تولید تصمیم میگیرند و در نهایت، مسیر رشد اقتصادی شکل میگیرد. هرچه شفافیت و اعتماد میان مردم و سیاستگذار بیشتر باشد، این ارتباط مستحکمتر خواهد شد و همافزایی حاصل از آن میتواند به ثبات بیشتر اقتصاد کلان کشور، از جمله کاهش تورم و افزایش رشد اقتصادی بینجامد.
اگر نگاهی به شرایط امروز کشورمان بیندازیم، رفتوبرگشت پیامها و توییتها میان اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، و آقای دکتر همتی، رئیس کل بانک مرکزی کشورمان، را نیز میتوان تلاشی برای اثرگذاری بر روایت انتظارات از آینده و در نتیجه، بر اقتصاد کلان کشور دانست. پرواضح است که بخشی از تابآوری کشورمان در عرصه اقتصادی بروز و ظهور مییابد. اهمیت این تابآوری نهفقط در تحلیل این نگارنده، بلکه در مصاحبهای در تاریخ ۱۰سپتامبر از سوی یکی از طراحان سیاست فشار حداکثری علیه ایران نیز مورد اشاره قرار گرفته است؛ مصاحبهای که در آن، تابآوری اقتصادی بهعنوان عاملی موثر در ارزیابی میزان آسیبپذیری کشور مطرح شده است.
بازگشت به سالهای پیش از تحریم، بهویژه سال۱۳۸۶، نیز میتواند از این منظر قابل تامل باشد. در آن سال، با انتشار نخستین اخبار درباره تحریم بانک ملی و تحریم صادرات ایران از سوی چهار کشور آمریکا، بریتانیا، استرالیا و کانادا، به نظر میرسد منجر به آن شده که مصرف خانوارهای ایرانی بهسرعت تحت تاثیر قرار گیرد؛ بهگونهایکه شواهدی در دادههای کلان هست که نشان میدهد مصرف بخش خصوصی از سال۱۳۸۶ به بعد با شیبی نزدیک به صفر مشاهده میشود. این الگو، دستکم در نگاه نخست، با شهود نظریه درآمد دائمی فریدمن و نظریه گام تصادفی مصرف رابرت هال سازگار به نظر میرسد. بر این اساس، میتوان چنین تفسیر کرد که خانوارهای ایرانی با دریافت اخبار تحریم، خود را برای دورهای دشوار از نظر درآمدی آماده کردند؛ پیش از آنکه دولت و حاکمیت بهطور کامل با ابعاد مساله مواجه شوند و حتی آثار آن در رشد اقتصادی کشور دیده شود.
این واقعیت تجربی ایران در کنار علم «اقتصاد کلان نوین»[۱] که نتایج کلان را از تعامل تصمیمها و انتخابهای آحاد اقتصادی توضیح میدهد و بر پایههای خُرد بنا نهاده شده است، نشان میدهد که با تجمیع عقلانیت تمام آحاد اقتصادی میتوان به سطح کلان رسید و موید عقلانیت متوسط جامعه است؛ عقلانیتی که باید بهعنوان یک اصل در تحلیل رفتارهای اجتماعی و اقتصادی پذیرفته شود و بر پایه آن، احترام به قضاوت و انتخاب جمعی مردم نیز پاس داشته شود.
* دانشیار اقتصاد و فارغالتحصیل دکترای اقتصاد از تگزاس
۱. اقتصاد کلان نوین، همزمان با مفهوم مورد نظر در این متن، نام کتاب تالیف شده دکتر کوثر یوسفی و دکتر محمدحسین رحمتی به زبان فارسی و با مفاهیم اقتصاد کلان مبتنی بر خُرد است.
سرمقاله امروز روزنامه دنیای اقتصاد را بشنوید: